این بازی با آنکه قدیمی است ، ولی بناربر تصمیمی که بازیکده مبنی بر نوشتن نقد بازی های قدیمی و تکمیل آرشیو آن نقد شده و امیدوارم که مورد توجه شما قرار گيرد .

این بازی دارای نکات خوب و بد زیادی است که نکات خوبش بر بدش بیشتر می چربد و همین نکته هاست که بازی های خوب و بد را از هم مجزا میکند ٬ ما سعی کردیم تا تمام نکات این بازی را برای شما در بازیکده بیان کنیم تا به ارزش واقعی این بازی پی ببرید .
داستان
آیا تا به حال تنها در تاریکی مطلق قرار گرفته اید؟ آیا این تنهایی برای شما ترسناک بوده ؟ آیا ممکن است در پس این تاریکی های به ظاهر ساده هیولاها و موجودات عجیب و غریب وجود داشته باشند ؟
برای دانستن پاسخ تمامی این سوالات با نقد بازی تنها در تاریکی همراه باشید تا ترس را در تاریکی تجربه کنید آنهم از نوع سایه های وحشت ! بله سایه ها هم ممکن است موجب وحشت گردند که با روشن کردن یک چراغ همگی از بین میرود ! آیا این ها توهم است یا اینکه تمامی این ماجرا ها حقیقتی است که باید دانسته شود .
اوبد مورتون در سال 1931 چشم به جهان گشود از همان کودکی کنجکاو بوده و سعی در ساخت وسایل عجیب و غریب داشته که این ذهن خلاق او در سنین جوانی بیشتر بروز کرده و در یکی از جزایر دور افتاده بنام جزیره سایه ها ( Shadow Island ) مشغول آزمایش بر روی سایه های موجودات زنده بوده و با استفاده از کتیبه های قدیمی و سرخپوستی و دست نوشته ها میتواند به سایه ها فرمان دهد و آن ها را تحت فرمان خود نگهدارد .
ادوراد کارنبی یک کارگاه خصوصی است و از هوش و ذکاوت خاصی برخوردار می باشد که نا خواسته پایش وارد این جزیره باز می شود ، جانسون ( معاون رئیس کارنبی) از ادوارد کارنبی تقاضا میکند تا دست نوشته ها را برای او از جزیره بیاورد ، که در این میان حتی یکی از مامورین سابق جانسون بنام فریسک که اتفاقا یکی از صمیمی ترین دوستان ادوارد نیز بوده کشته شده و جنازه او نیز هرگز در جزیره یافت نشده بنابراین ادوارد دو انگیزه برای رفتن به جزیره دارد هدف اول او یافتن قاتل و یا قاتلین دوست صمیمی اش است و انگيزه دوم پیدا کردن دست نوشته ها و کتیبه های تمدن افکانی .
در این میان آلین سیدراک متخصص اتولوژی از دانشگاه بوستون نیز برای تحقیق در مورد دست نوشته ها و تمدن افکانی به همراه ادوارد کارنبی وارد جزیره سایه ها میشود که کمک های شایانی به ادوارد در میان بازی میکند . هواپیمای آنها هنگامی که وارد جزیره می شوند از کار افتاده و سقوط میکند و حوادث زیادی برای آن ها اتفاق می افتد که باید خودتان در بازی به آنها پی ببرید .
گرافیک و کنترل و دوربین
شما در این بازی میتوانید توسط 2 کاراکتر وارد بازی شوید . شخصیت اول بازی ادوارد کارنبی 33 ساله و کارگاه خصوصی می باشد که روند بازی با او بیشتر حول مبارزات با حیوانات و سایه های جهنمی است و کمتر به نکات فکری بازی بر خواهید خورد اما در مقابل هنگامی که با آلین سیدراک بازی میکنید کمتر با اسلحه و بیشتر با فکر و تدبیر بازی خواهید کرد که این یکی از نکات برجسته بازی محسوب می شود که تیم سازنده سعی در جلب هر نوع سلیقه ای را داشته . کلا روند بازی با هر دو کاراکتر عالی می باشد به طوری که معماهای ساده و سختی نیز در میان بازی وجود دارد که آن را از یکنواختی خارج می کند .
کنترل بازی با اینکه بصورت سوم شخص ساخته شده ولی معایبی در آن وجود دارد ، بعنوان مثال تا هنگامی که تیرتان تمام نشده نمی توانید خشاب گذاری کرده و Reload کنید و یا در هنگام درگیری از نشانه گیری دقیق خبری نیست و بصورت اتومات نشانه روی میکند که این گونه کنترل کمی موجب آزار بازیکننده میشود . ( اگر با کامپوتر این بازی را انجام میدهید بهتر است از گیم پد استفاده کنید چون استفاده از جوی استیک یا گیم پد بسیار راحتر از موس و کیبرد است) دوربین همانطوری که گفتیم بصورت سوم شخص ساکن است و از زوایای ثابت برای این بازی استفاده شده که از جلوه های سینماتیک گرفته شده و اثر را به یک بازی سينمایی شبیه کرده ، اینگونه دوربین ها حس سینماتیک و سینمایی بودن را بیشتر در انسان تلقین میکنند تا این که مانند دوربین در بازی سایلنت هیل مدام با کاراکتر در حرکت باشد . البته این گونه دوربین ها برای بعضی ها نقطه ضعف و برای بعضی ها نقطه قوت می باشد ( بستگی به علایق بازیکننده دارد) که من خودم با اینکه بعضی از صحنه ها رو خوب نمی دیدم ولی به نظر من دوربین بدين صورت بسیار جذاب تر از دوربین متحرک است ، به شرطی که بازیکننده به آن عادت کند .
گرافیک بازی از نکات خوب آن است ، سازندگان به خوبی و با حوصله زیاد پس زمینه بازی را طراحی کرده اند و نهایت هنرشان را بهره گرفتند تا بتوانند جلوه های بصری زیبا را در آن خلق کنند که در نوع خود نیز واقعا زیبا طراحی شده است . یکی از نکات جالب بازی در طراحی نورپردازی آن است به گونه ای که تیم سارنده اصرار خاصی در استفاده از چراغ قوه در محیط های کاملا تاریک داشته که در زمان خود یک نو آوری محسوب میشد ( گرچه این مورد قبلا در بازی سایلنت هیل نیز مورد استفاده قرار گرفته بود ولی به اندازه بازی Alone in the Dark مورد استفاده قرار نمیگرفت) به نحوی که باید در بسیاری از مواقع چراغ قوه تان روشن باشد تا زنده بمانید و بتوانید نفس بکشید چون خاموش شدن چراغ همانا و هجوم سایه ها همان! این ابداعات و ابتکارات در طراحی گرافیک بازی باعث جذابیت دو چندان بازی از نظر گرافیکی شده است .
تنها ایرادی که از گرافیک آن میتوان گرفت در طراحی کاراکتر های آن می باشد به گونه ای که چهره شخصیت ها از جزیات خوبی برخوردار نیستند و همچنین در هنگام صحبت با یکدیگر اثری از تکان خوردن فک دیده نمی شود که این موارد از نکات ضعف آن است .

صدا گذاری و هوش مصنوعی
موسیقی بکار رفته بسیار عالی با روند بازی همخوانی دارد ، بودن در تاریکی بدون موسیقی خوب به نظر هر بازیکننده لوس و بی معنی است پس این موسیقی قوی است که میتواند بر هیجان بازی افزوده و کیفیت آن را به مراتب بالاتر ببرد , در این بازی هر اتفاق و عکس العملی توام با یک موسیقی خاص است ، هنگامی که موسیقی نواخته میشود زمانی است که نفس هایتان را باید در سینه حبس کنید و منتظر حواث غیر قابل پیش بینی باشید پس مواظب خودتان در تاریکی باشید و به موسیقی هم خوب گوش کنید چون هیجان بازی در بعضی از مواقع به حدی بالاست که ممکن است تا مرز سکته و ایست قلبی هم پیش بروید! برای همین این بازی برای افرادی ( بالای 17 سال) که مشکلات قلبی دارند به هیچ وجه توصیه نمی شود ( ازما گفتن بود باقیش به خودتون بستگی داره) .
صداگذاری محیط ها و باز و بسته شدن درهایی که باد تکان میدهد و صداهای مخوفی که از اعماق تاریکی بر میخیزد همگی خوب و زیبا کار شده و صد در صد بر روی اعصاب بازیکننده تاثیر می گذارد و این روند تا انتهای بازی رعایت شده است . صداهای در هم و برهم در بعضی از اتاق های عمارت واقعا خوفناک بوده و در نوع خود جالب توجه نیز است به طوریکه هنگامی که اتاقی را عوض میکند موسیقی نیز عوض شده و تغییر می کند ، تیم سازنده از موسیقی های مختلف در بازی استفاده کرده که هر یک در جای و مکان خود به خوبی در بازی حس ترس و تنها بودن در تاریکی را القاء میکند .
هوش مصنوعی در بازی تنها در تاریکی در بعضی مواقع خوب و در بعضی مواقع ضعیف کار شده است . بعنوان مثال هنگامی که با چراغ قوه می خواهید دشمنانتان را از خود دور کنید آنها سعی در دور زدن شما و از پشت سر حمله کردن به شما را دارند که این از نکات مثبت در هوش مصنوعی می باشد ولی در جای دیگر هنگامی که در مرداب با انبوهی از زامبی ها برخورد میکنید زامبی آنقدر کند حرکت میکنند که خیلی راحت از آنچیزی که فکرش را میکنید میتوانید به آنها جا خالی دهید که این مورد را از نکات منفی در طراحی هوش مصنوعی میتوان پنداشت .
هوش مصنوعی بکار رفته در غول های بازی نیز در حد بالایی نیست و میتوانید روی مهارت های آلین و ادوارد در فرار از دستشان حساب کنید !
در پابان
بازی تنها در تاریکی : کابوس جدید با آنکه ضعف های کوچکی دارد ولی به هیچ عنوان از ارزش این بازی نمی کاهد و این بازی همچنان یکی از بازی های مطرح در این سبک می باشد که در 3سی دی عرضه شده و برای کنسول های PS , PS2 , DC , GBC و PC منتشر گشته و شما را به دنیای تاریکی ها فرو خواهد برد . شماره پنجم از این مجموعه نیز برای کنسول های نسل آینده (PS3 و X360 ) در حال ساخت می باشد . پس اگر هنور Alone in the Dark: The New Nightmare را بازی نکرده اید فرصت را بیشتر از این از دست ندهید

