تبليغاتX
بازی های کامپیوتری
Call of Juarez: Bound in Blood
نقاط قوت : گرافیک. صدا. موسیقی. گیم پلی
نقاط ضعف : سخت بودن بیش از اندازه بازی

دیر یا زود Ubisoft عنوان هایی را بیرون می دهد که حجم آن ها به یک سی دی می رسد.  Call of Juarez نما عنوان جدید این شرکت با تمام خوبی ها و کیفیت عالی که دارد فقط 2.8 گیگ بر روی سیستم فضا اشغال می کند. گرافیک فوق العاده آن با پردازنده گرافیکی 8600 با بهترین حالت قابل اجراست این بازی یک عنوان اول شخص متفاوت با تمام بازی های روز است.این عنوان فقط از نظر گرافیکی به  Call of Duty 4نزدیک است ولی از بقیه نظرها هیچ نقطه مشابهی ندارد. سبک اکشن در قرن 18 کابوی ها دوئل های  Showdown(توضیح در بخش گیم پلی) اسب سواری غرب وحشی جنگ های داخلی و غیره این بازی را به یک عنوان ناب تبدیل کرده و ارزش چند بار بازی کردن را داراست.

Call of Juarez Bound in Blood

آنچه گذشت.....


داستان بازی مربوط به برادران مک کال ((McCall است. ری و توماس(Ray .Thomas)  داستان قسمت دوم اتفاقات قبل از داستان اول را شرح می دهد این که چرا ری از یک قاتل حرفه ای به یک کشیش تبدیل شده و سر آن گنجینه اسرار آمیز چه آمده است... در جنگ های داخلی آمریکا که ارتش جنوبی به ارتش شمالی حمله کرده است ری و توماس عضو یکی از گروه های شمالی هستند آنها وقتی متوجه می شوند که دهکده محل زندگی آنها مورد حمله قرار گرفته ارتش را ترک و به محل زندگی خود برمی گردند وقتی به خانه می رسند ویرانه های خانه خود را می بینند مادر آنها کشته شده و برادرشان در خانه زندانی کرده اند پس از باز پس گرفتن خانه تصمیم می گیرند که به دنبال گنجینه اسرار آمیزی که شایعهآن همه جا پخش شده بروند و به کمک آن خانه خود را باز سازی کنند ولی همه چیز بر وفق مراد پیش نمی رود آنها متوجه می شوند که برای رسیدن به گنجینه به مدالیون مخصوصی برای باز کردن در گنجینه دارند در این بین کشمکش های زیادی دیده می شود مثلا قومی از سرخپوستان به نام  Apache  قصد در باز پس گرفتن مدالیون از قومی دیگر با کسی به نام Mendoza  وارد معامله می شنود که مندوزا برای این معامله به آنها قول 300 قبضه اسلحه می دهد مندوزا این سلاح ها را از یک دلال اسلحه خریداری می کند که بعد ها از آب در میاید که دلال اسلحه همان فرمانده ارتشی است که ری و توماس آن را ترک کرده اند در این بین ری عاشق زنی به نام مارسیا (نامزد مندوزا) می شود ولی ماریسا از توماس خوشش می آید همین مسئله هم باعث کدورت بین دو برادر می شود... داستان این بازی نسبت به دیگر بازی ها متفاوت است تمام عناصر خشونت احساسات برادری دوستی و دشمنی در داستان این بازی دیده می شود و آن را از دیگر بازی ها  متمایز می کند دیگر از تخیلات و خالی بندی خبر نیست و همه آنها به واقعیت نزدیک هستند و امکان اتفاق آنها خیلی زیاد است....داستان این عنوان ارزش امتیاز 10 را دارد.


خوب،بد، زشت


کسانی که فیلم خوب بد زشت را دیده باشند  در این بازی چیز های بسیار آشنایی به خصوص در نوع موسیقی آن دیده اند این بازی از نظر موسیقی حرف ندارد موسیقی های بسیار جذاب و متفاوت از سبک های دیگر این زیبایی در مبارزه ها و دوئل ها به اوج خود می رسد موسیقی سر شار  از جذابیت و هیجان صدای بازی هم کمی از موسیقی ندارد انواع و اقسام افکت های صوتی در بازی شنیده می شود.بهترین بخش صدا دیالوگ های آن است دیالوگ هایی که بین ری و توماس در طول بازی شنیده می شود بسیار جالب و گاهی هم خنده دار است این دو برادر یکسره در حال صحبت راهنمایی تیکه پرانی فحش دادن مسخره کردن و تحسین کردن یکدیگر هستند به طوری که در طول بازی به هیچ وجه شما احساس تنهایی و خستگی نمی کنید.

بهتر یا بدتر.....

Call of Juarez: bound in blood

 


این بازی به در گرافیک بسیار به عنوان FarCry نزدیک است ولی مشکلات بیشتری دارد بگذارید برای بهتر متوجه شدن شما این طور توضیح بدهم که ،گرافیک عالی و بی نظیر فارکرای 2 را در نظر بگیرید با این مشکلات: سایه زنی بازی خوب است ولی لبه های سایه پر از لرزش است  و Anti aliasing  هم هیچ کمکی به آن نمی کند. جزئیات و آبجکت هایی مثل علف ها سنگ ها جعبه ها و ذرات خاک در جای جای بازی  درست بارگذاری نشده و وقتی به آن نزدیک می شوید بار گذاری می شود .در آن طرف گرافیک این بازی در فیزیک طراحی کارکتر ها طراحی مراحل مدل اسلحه ها و جرئیات و جاوه های بصری خارق العاده است فقط کافیست اسلحه بدست در یکی از شهر های ایالت آریزونا در سال 1864 قدم بزنید به فضای گرم و دوردست  و به حرارتی که از سطح زمین بلند می شودنگاه کنید   تا منظور من را بهتر درک کنید. طراحی کارکتر های ری و توماس حرف ندارد و جزئیات و فیزیک عالی در آن به چشم می آید. مدل های اسلحه ها هم از اسلحه های قدیمی و دقیقا از روی مدل های واقعی برداشته شده اند. طراحی مراحل و فضاهای باز با تمام جزئیاتی که دارد با سیستم های ضعیف هم به خوبی رندر می شود و از افت فریم خبری نیست. بافت ها وVertex  های موجود در مدل ها از فارکرای 2 هم قوی تر است .در کل باید گفت با تمام فرازو نشیب هایی که در طراحی گرافیک بازی وجود دارد این عنوان بازی با گرافیک غنی به شمار می آید و واقعا نامردی است که بخواهیم بیش از حد به اشکالات ریز آن پیله کنیم.Cover system   به سبک وسترن تنها مشکلاتی  که در گیم پلی بازی وجود دارد یکی دست و پا گیر بودن کارکتر ها در بعضی مراحل است که حسابی اعصاب خورد می کند. یکی هوش مصنوعی نامتعادل دشمنان است که گاهی آنقدر خوب پناه می گیرند که نمی فهمید از کجا دارید تیر می خورید و گاهی آنقدر احمق هستند که مستقیم می دوند طرف شما و فریاد می زنند مرا بکش. ولی این اشکال در هوش مصنوعی دو برادر دیده نمی شود و فقط مربوط به دشمنان است. مشکل آخر هم کمبود پول برای خرید اسلحه هست برای خرید شما به پول احتیاج دارید از دو راه می توانید پول بدست بیاورید در طی بازی دو سه مرحله به شما وقت داده می شوید تا با انجام ماموریت های فرعی در بازی پول بدست بیاورید که پولی که می گیرید آنقدر ناچیز است  مثل آن می ماند که کارکنان شرکت Ubisoft ماهی 10 دلار حقوق بگیرند .راه دیگر هم جمع کردن پول از جسد دشمنان که طاقت فرسا ترین کار در بازی است یا این دو کار را باید انجام دهید یا دور اسلحه جدید را خط  بکشید. حالا نکات مثبت بازی می توان به انواع مختلف سلاح در بازی اشاره کرد در بازی پنج شش نوع کلت دو نوع شاتگان تک تیز انداز چاقو دینامیت تیر کمان مسلسل های بزرگ Gatling Gun و چندین نوع سلاح دیگر یافت می شود از دیگر جذلبیت های منحصر به فرد بازی دوئل های Showdown هستند که با این که چند بار در بازی تکرار می شود ولی به هیچ وجه خسته نمی شوید دوئل به این صورت است که دو نفر به صورت دایره روبروی هم می چرخند دست خود را نزدیک سلاح کمری خود نگه داشته و با شنیدن اولین صدای زنگ کسی که زود تر اسلحه خود را بیرون بکشد و شلیک کند برنده خواهد بود چون مسلما طرف مقابل مرده است. گیم پلی این بازی پر از نو آوری هایی است که به هیچ وجه شما را خسته نمی کند. استفاده از سلاح های مختلف اسب سواری  کالسکه سواری گاهی هم قایق سواری بالا رفتن از در و دیوار به وسیله توماس تعقیب و گریز با دشمنان  ماموریت های جانبی و غیره و غیره به شما اجازه خسته شدن را هم نمی دهد. راستی نکته بسیار مهم دیگر در گیم پلی استفاده از قدرت تمرکز یا Concentrate است که به شما این اجازه را می دهد تا شش دشمن را در آن واحد ناکار کنید طرز استفاده و کار آن را توضیح نمی دهم چون از جذلبیت بازی می کاهد. نکته خوب دیگر هم نوع کاور گرفتن است که تا به حال در هیچ بازی دیده نشده بهتر است خودتان آن را تجربه کنید.....


نتیجه فقط یک چیز.....


   Call of Juarez: bound in blood را از دست ندهید !!!!

منبع

2 نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 0:53  توسط صادق  | 

GTAIV من و میلیون ها کاربر PC رو نا امید کرد...خدا از Rockstar نگذره.
اما بشنوید از اصل ماجرا...

بالاخره بعد از چندین سال نسخه جدید GTA برای کنسول ها منتشر شد و امتیاز بالایی دریافت کرد...اما با ورود نسخه PC در هفته های اخیر همه چیز دگرگون شد!!

سایت gamespot عنوان GTAIV PC Problems Spark Gamer Outcry رو در صفحه اول خبرها گذاشته!!

gta5

بیش از 350 انتقاد توسط کاربران در Gamespot به ثبت رسید...بیش از 780 انتقاد در سایت اصلی GTA به ثبت رسید...بیش از 60 کاربر بخش review این بازی را در سایت Amazon.com با انتقادات پر کردند و امتیاز 1 از 5 را به این بازی دادند!...و کاربران سایت Gamespot امتیاز این بازی را برای PC زیر 7 اعلام کردند...

مشکلات اعلام شده عبارتند از سرعت غیر قابل تحمل و افت شدید Frame Rate ، کوتاه بودن Draw Distance و در مواردی حتی ندیدن کوچه مجاور!، crash های مکرر، نمایش داده نشدن بسیاری از ساختمان ها و اشیاء، texture هایی که نمایش داده نمی شوند و دکمه هایی که در menu اصلی بازی کار نمی کنند!

کمپانی سازنده این بازی RockStar’s مشکلات پیش آمده را مرتبط با کارت گرافیک 7900 nVidia و ATI 1900 و درایور nVidia می داند و به کاربران قول داده است که به زودی nVidia درایور جدیدی برای این مشکل ارائه می کند.
اما بشونید از واقعیت هایی که کاربران اظهار داشتند...خارج از سیاست های کثیف کمپانی ها!!

این کمپانی 1 سال پیش اعلام کرد که بازی GTAIV براحتی بر روی کامپیوترهای قدیمی (حداکثر 2 سال قدیمی) به خوبی اجرا خواهد شد و برای همین هزاران نفر این بازی را برای PC پیش خرید کردند... یک ماه پیش اعلام کرد که این بازی برای کامپیوترهایی که حداکثر 1 سال قدیمی باشند براحتی قابل اجراست و صدای عده ای را که پیش خرید کرده بودند در آورد...و امروز بعد از انتشار بازی، چیزی بعنوان Recommended system برای این بازی اعلام نشده و فقط حداقل سیستم مورد نیاز اعلام شده است!...چون حتی یک سیستم High-End امروزی هم قادر به اجرای صحیح بازی نیست، تصور کنید این بازی قادر به اجرای صحیح در یک Quad-Core 3Ghz - 4GB DDR3 - nVidia 9500GT 512 DDR3 نیست!!

خیلی ها بر این باورند که RockStar’s در انتشار نسخه PC عجله کرده و برای اینکه فروش خود را تا قبل از سال جدید میلادی بالا ببرد، یک بازی پر عیب و ایراد را منتشر کرده که نیاز به یک patch سه گیگابایتی دارد!! (عده ای این بازی را یک Malware معرفی کردند!!)

خلاصه RockStar’s این دفعه بر خلاف نسخه های قبلی GTA حسابی گند زده و اگر تصمیم دارید GTAIV رو بگیرید، بهتره عجله نکنید و منتظر نسخه های Patch شده بمانید...چون بنظر می رسه حجم فایل Patch بسیار بالا باشه و غیر قابل دانلود با سرعت اینترنت خانگی...

ظاهرا صنعت بازی سازی که به یک صنعت چند میلیون دلاری تبدیل شده و جاپای Hollywood گذاشته، درگیر مسائل سیاسی شده و امروز هدف کمپانی ها کسب درآمد میلیونی است و نه ایجاد سرگرمی برای بی کارها!!

و حالا نوبت مسخره ترین قسمت داستانه!!

RockStar's به دلیل حجم بالای error ها یک راهنما برای رفع مشکلات GTAIV درست کرده!!!! (البته برای اولین بار در تاریخ صنعت بازی سازی!!)
http://www.rockstargames.com/support...or%20Codes.doc

و گفته:

Most users using current PC hardware as of December 2008 are advised to use medium graphics settings. Higher settings are provided for future generations of PCs with higher specifications than are currently widely available.
یعنی تمام کاربرانی که سخت افزار PC آنها تا دسامبر سال 2008 به روز شده، می بایست بازی را با گرافیک medium بازی کنند!! و تنظیمات بسیار بالا برای PC های نسل های آینده قابل اجرا خواهد بود!!!

این یعنی چی!!!!...مگه ما در آینده زندگی می کنیم!...مشخصه که داره سرپوش می گذاره...چرا مثلا crysis و Fallout 3 با چنین گرافیک بالایی برای آینده ساخته نشدند!؟

و یک چیز عجیب تر!!...برای اجرای بازی باید حتما در Rockstar Social Club و Games for Windows Live عضو بشوید (البته بعد از پرداخت هزینه) تا بتوانید بازی را اجرا کنید...در غیر این صورت بازی جلوتر از صفحه نمایش copyright نمیره و میگه باید حتما آنلاین بشید تا اکانت شما رو چک کنیم!! (نمی دونم واقعا ممکنه برای این هم کرکی ساخته بشه)

عجب thread کاملی شد...حسابی حال Rockstar و طرفداران GTA رو گرفتم!!...اما عجله نکنید بازم هست...

بعد از کمی تحقیق در گوگل و جستجو در Torrent ها، متوجه شدم که هنوز هیچ crack معتبری برای این بازی درست نشده، علت این موضوع هم عدم وجود Offline Activation است. (یعنی بازی فقط بصورت آنلاین Activate می شه!!)

اما یک خبر دیگه اینکه کمپانی Rockstar's تعداد operator های خود را در بخش support بازی GTA IV زیاد کرده تا قادر به پاسخگویی به موجی از شکایات و مشکلات باشند!!

جالبه بدونید که این کمپانی فقط بخش کوچکی از error ها و crash های این بازی را بصورت رسمی منتشر کرده که مشاهده می کنید (
لینک)...اما بشنوید از UnOfficial Reports یا گزارشات غیر رسمی!!

Nvidia SLI - SLI not enabled in game
All major Graphics cards - Poor performance regardless of rig spec and in-game settings
Disk - Disk Read Errors
Sound - Radio Problem in certain cases
Majority of Nvidia and ATI graphics cards - Textures missing in-game
Majority of Nvidia and ATI graphics cards - Textures warped in-game
Crash - Crashing upon launch
Crash - Crashing randomly in-game
Error - In-game states is too slow to run
Menu - In-game graphics settings are locked and cannout be altered
Menu - In-game graphics, some settings missing
Gamepad - Compatibility issues
Windows Live - Game not connecting to windows Live
Rockstar Social Club - Unable to connect to Rockstar social club
Vista X64 - New Live updated not supported for Vista x64
Anti Aliasaing - Not present as an option either on retail nor reviewers copy
Securom - Unable to verify
Sound - Laggy and stutters frequently
Error - Critical runtime errors
Error - Not loading with Live signed in
Error - Cannot connect to live
Input - Unable to reconfigure key settings
Error - Refresh rate is not supported
Vista x64 - Data Execution errors

ظاهرا این بازی با تمام ورودی/خروجی های کامپیوتر مشکل داره!!...خدا بده صبر به کسانی که بابتش چند صد دلار پول دادند!!

فکر نمی کنم دیگه تو اینترنت خبر دیگری برای GTAIV نسخه PC وجود داشته باشه!!

موفق باشید...

-------------------------------------------------------------

اینم لینک منابع که مستند باشه...

خبر و comment ها در سایت گیم اسپات...
http://www.gamespot.com/news/6201971...dlines;title;1

review ها در سایت آمازون...
http://www.amazon.com/review/product...owViewpoints=1

Forum ها پر شدند از انتقادات شدید...
http://technologyexpert.blogspot.com...pc-issues.html

Rockstar و هجوم کاربران...
http://www.bit-tech.net/news/2008/12...iv-pc-issues/1

Review بازی در بیت-تچ...
http://www.bit-tech.net/gaming/2008/...t-auto-iv-pc/1

راستی منم یکی از طرفدارهای GTA هستم، اونم همراه با Trainer فقط برای ولگردی در شهر و تلف کردن وقت...

اما GTAIV من و میلیون ها کاربر PC رو نا امید کرد...خدا از Rockstar نگذره...

امیدوارم این درسی باشه برای دیگر کمپانی های بزرگ بازی سازی...

منبع بازی سنتر

2 نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 10:38  توسط صادق  | 

نقد Assassin's Creed
 (مقدمه) :

شكي نيست ، همه شما بازي كنانAssassin's Creed  را به خوبي مي شناسيد اگر آن را بازي نكرده باشيد بدون ترديد تبليغات بي حد AC را در يكي از سايت هاي بي شمار گيم ملاحظه نموده ايد. كمپاني نام آشناي UbiSoft بار ديگر با استاديو خود دست به خلق شاهكاري ماندگار زده است. اين كمپاني بازي هاي سرشماري را داراست از جمله : Splinter Cell ، Ghost Recon و Prince Of Persia كافيست نگاهي به بازي هاي اين شركت بياندازيم تا متوجه شاهكار هايش شويم. AC اثري است كه توسط استاديو سازنده اولين قسمت POP يعني شن هاي زمان خلق و ساخته شده است بازي اي همانند نسخه اول POP شاهكاري به يادماندني كه در ذهن تمامي بازي كنان حك خواهد شد. AC نه تنها يك بازي است بلكه شما ساعت ها با آن زندگي خواهيد كرد. حال UbiSoft شما را به جنگ هاي صليبي در سال 1191 اورشليم خواهد برد تا راز هاي پنهان اين تاريخ پر پيچ و خم را با كوشش و كنجكاوي بگشاييد ، ما نيز از اين برجسته اثر UbiSoft توضيحي در حد خودمان آماده كرده ايم.

Assassin's Creed

داستان :

AC از جمله بازي هايي است كه داستان جذاب و درگیر کننده ای را در خود جاي داده است. AC در اصل مربوط به زمان 1191 می شود. اما شما در بازي در زمان 2012 شخصیتی را به نام ميلر (Miler)  بر عهده دارید. او DNA هايش یا به عبارتی خاطرات فردی در زمان گذشته به نام الطير را به یاد میاورد در اصل DNA های ميلر و الطير يكي هستند .دانشمندان حال حاضر توانستند با اختراع دستگاهی كه از روي DNA خاطرات را بازگو مي كند. به دوران قدیم بروند. بازي كمي تا قسمتی شما را به یاد سه گانه ماتريكس مي اندازد. در تمامي قسمت هاي بازي اشکالی نمایشی از حافظه و DNA را مشاهده خواهید كرد. بازي بر خلاف عادت هاي جدید يوبي سافت داستاني كاملا خطی را دارد. اما فقط به يك نكته اشاره كنم در پايان بازي ميلر حالت هايي از الطير پيدا كرده و به درستي معلوم نميشود پايان بازي چه خواهد شد و بدون شك اين بازي بيش از يك نسخه خواهد داشت.
چرا الطیر یک انگشت ندارد؟
اگر در تریلر های بازی دیده باشید الطیر یک انگشت ندارد و به جای آن چاقو وجود دارد چرا این انگشت قطع میشود؟شما برای ورود به این گروه باید حسن نیت خود را نشان دهید این کار تنها با قطع کردن یک قسمت از بدنتان انجام میشود البته این کار بیهوده نیست بل که با قطع کردن انگشت سمت چپ شما چاقویی در مچ شما قرار میگیرید که با فشردن یک دکمه به وسیله شستتان این چاقو بیرون می آید این چاقو بهترین یار و همدم شما در مراحل بازی میباشد و هیچ گاه از الطیر جدا خواهد شد. طرز کار این چاقو بسیار ساده است الطیر در زمان مورد نیاز با فشار دادن شست خود بر روی دکمه ای که روی کف دستش قرار دارد باعث خارج شدن چاقو میشود و به دلیل نبود یک انگشت سرباز ها قادر به شناخت آن نیستند.
گرافيك :

نسل هفتم را همه نسل گرافيك مي دانند و كمتر شركتي مي توانيد پيدا كنيد كه به خواهد به سراغ عنصري جزء گرافيك برود و آن را كاملا فراموش كند. متاسفانه AC از همان زمان اعلام ساخت بازي تا به امروز داراي مشكلات گرافيكي بسياري بوده است و سازندگان با وعده هاي بسيار طرفداران اين برجسته اثر را منتظر گذاشته اند! اما باز هم شما همان مشكلات را خواهيد ديد. اين بدين معنا نيست كه بازي از گرافيك بالايي برخوردار نخواهد بود بلكه AC داراي گرافيك بسيار خوب و مطلوبي است و شك نكنيد در سبك خود تا به حال گرافيكي چنين ديده نشده است. اما وجود مشكلات گرافيكي آن هم در بازي اي كه همه چشم به آن دوخته اند كمي بزرگ نمايي ميكند.بپردازيم به گرافيك و نقاط قوت آن :
تصميم دارم براي توضيح كامل گرافيك ، جزئيات را به چند دسته تقسيم كنم كه شامل : محيط ، شخصيت ها ، سلاح ها ، فيزيك و... مي شود.
محيط بازي واقعا زيبا طراحي شده است. از همان ابتدا كه وارد ماجراي AC مي شوید مي توانيد طراحي بي عيب و نقص محيط را ببينيد.طراحي جنگل ها ، گياهان و... با زيبايي تمام به چشم شما مي آيد ، طراحي گياهان ، برگ ها و علف ها همچنين درختان در بازي عالي هستند همه حالت سه بعدي شكل دارند و با مقايسه ميان AC و Halo مي توانید متوجه طراحی عالی گیاهان و... شوید. برگ ها نیز بسیار خوب از آب در آمده اند ؛ طراحي خانه ها بي نظير است ، سازندگان حتي به كوچكترين بخش يك خانه نيز اهميت داده اند هرچند آنان قبل از عرضه بازي درباره بي شباهت بودن خانه ها با يك ديگر سخن مي گفتند اما اين چنين نيست بيشتر خانه ها در بازي كاملا شبيه به هم هستند و نكاتي از آنان تغيير كرده است به عنوان مثال دو خانه در كنار يكديگر قرار دارند خانه اولي داراي پنجره فولادي شكل است و خانه دومي داراي پنجره اي است كه بر روي آن يك فرش پهن شده است و تمامي جزئيات خانه ها با يكديگر يكسان است.

محيط بازي كاملا با نمايشي كه در X06 داده شده است فرق ميكند. به خصوص شهر Acre كه در نمايشگاه X06 به نمايش در آمد ديگر همانند سال 2006 وسيع نيست. بهتر بگويم محيط بيروني شهر كاملا كوچك و كوتاه شده است و كاملا نيز با آن نمايش X06 فرق كرده است. ديگر توانايي وارد شدن با اسب را در محيط شهر نداريد. فضا ها كمي محدود شده اند. طراحي محيط شهر عالي است تمامي جزئيات در آن رعايت شده است اما به راحتي ميتوان حدس زد شهر Acre نسبت به سه شهر ديگر كار بيشتري برده است و شايد سازندگان ميخواستند تنها همين شهر در بازي وجود داشته باشيد!!. در يك شهر مانند دمشق نكات مختلفي ديده مي شود. سكوهايي براي نشستن با مكان هايي شاد و صداي دل انگيز (در توضيحات درباره صداي بازي به اين بخش حتما اشاره خواهيم كرد.) ، حوز ، مغازه هاي كوچك و حتي دورگرد ها كه در تمامي مكان ها در حال فروش اجناس خود هستند. شهر اورشليم دقيقا همانند فلسطين همان روز ها طراحي شده است به تمامي نكات زير و درشت در اور شليم دقت شده است طراحي اورشليم بعد از Acre بهترين است. طراحي خانه ها ، كوچه و... تمامي عالي هستند مهمترين نكته بيت المقدس است.

 بيت المقدس واقعا عالي طراحي شده است و نشان مي دهد سازندگان چه قدر به طراحي واقعي بازي اهميت داده اند بيشتر مكان هاي تاريخي در اين شهر نيز دقيقا در بازي ديده مي شود مثلا مسجد جامع اوموي كه در سال 633 بعد از ميلاد در بيت المقدس تاسيس شد و در قرن 11 و 12 ميلادي زماني كه بيت المقدس به تصرف مسيحيان در آمده بود اين مسجد به عنوان پايگاه اصلي مسلمانان به شمار مي رفت و يكي از عوامل مهم براي دستيابي مسلمانان به بيت المقدس بود اگر گشتي در اورشليم بزنيد مي توانيد اين مسجد را در بازي بيابيد .آخرين شهر كه ميتوان گفت سازندگان وقت زيادي براي طراحي ان نزاشته اند شهري است كه افراد فدائيون در ان ساكن هستند اين شهر شما را كمي به ياد Acre و اورشليم مي اندازد. بخش KingDoom از بخش هاي جالب بازي است. اين راه كه چهار شهر بازي را به يكديگر وصل ميكند از جذابيت هاي خاصي بر خور دار است. در طراحي King Doom به نكات ريزي توجه شده است اين بخش به تنهايي وسعت سه شهر بازي را داراست. سازندگان به King Doom  نيز كه از نيمه بازي ديگر نيازي نيست از آن عبور كنيد توجه داشته اند. به عنوان مثال در مركز KD شما تابلويي را خواهيد ديد كه روي آن نام چهار شهر نوشته شده و هر كدام به طرف يك راه است. از ديگر نكات اين بخش هم ميتوان توجه به طراحي اسب اشاره كرد كه در اين منطقه ميتوانيد تعداد زيادي از نژاد هاي مختلف اسب را بيابيد

برسيم به شخصيت ها و كاركتر ها در بازي ، همين طور كه گفته مي شد در بازي بيش از 1000 كاركتر طراحي شده است و شما هيچ دو فرد يك شكل را نخواهيد ديد اول بايد بگويم تمام اين حرف هاي سازندگان هم دروغ است و هم راست ، يعني شما در بازي وقتي ميان مردم درحال حركت هستيد شايد افراد كمي را ببينيد كه شبيه به يكديگر باشند اما با كمي توجه و ريزنگري متوجه مي شويد شكل ، ظاهر و اندام افراد بيشتر يكي است و تنها لباس آنان تغيير كرده مثلا يك كاركتر با سه نوع لباس متفاوت در يك مكان حضور دارند. البته تنوع افراد در بازي بسيار است و در محلي كه شما حضور داريد شايد بيش از 60 تا 70 نفر حضور داشته باشند و طراحي تك تك اين افراد كمي مشكل ساز است! اما بايد بگويم كار سازندگان در اين قسمت عالي بوده لباس هاي مردم بسته به شهري كه در آن حضور داريد تغيير مي كند در شهر هايي مانند دمشق لباس عربي شكل بر تن دارند و در شهري مانند اورشليم لباس اروپايي مانند و خيلي مد روز! به تن ميكنند. ديگر كاركتر ها مانند سرباز ها هم جالب طراحي شده اند هر شهر داراي سرباز خاص با لباس نوع خودش است مثلا در شهر دمشق سرباز ها لباس هاي عربي شكل به تن دارند اما سرباز ها كاملا يكسان و يك شكل هستند. طراحي شخصيت الطير واقعا غير قابل وصف است يكي از طراحي هاي عالي در بين بازي هاي در دستان سازندگان اين بازي است. لباس الطير نسبت به جهتي كه در حال حركت هستيد تغيير ميكند و عنصر باد را به نمايش مي گذارد!. صورت و چهره او نيز به خوبي طراحي شده است.
سلاح ها در بازي بسيار كم هستند! در كل بازي الطير 4 سلاح مي تواند حمل كند كه طراحي خاصي ندارد  صحبت هاي Jade Raymond درباره وجود 40 سلاح در بازي! كاملا دروغ است

Assassin's Creed

كنترل و روند بازي :

AC از كنترل بسيار جذابي برخوردار است و با مخلوطي از دوربين روان باعث شده بسياري از سايت ها به كنترل اين بازي نمره 10 را بدهند. به صورت كلي گيم پلي بازي به سه حالت تقسيم مي شود. حالت اول در زمان راه رفتن است در اين حالت شما مي توانيد از خنجر الطير ، شمشير ، مشت و چاقو او استفاده كنيد ، با گرفتن RT + B الطير دشمن يا مردم را گرفته و به طرفي هل ميدهد. حالت دوم بازي دويدن است با فشار دادن RT شما مي توانيد بدويد و با گرفتن A و RT به صورت هم زمان سرعت الطير افزايش يافته و او مي تواند از درب و ديوار نيز بالا برود در اين حالت شما تنها مي توانيد از خنجر الطير استفاده كنيد!. حالت سوم بالا رفتن از ديوار است كه كافيست Rt + A را بگيريد و از ديوار بالا برويد. در اين حالت تقريبا هيچ كاري شما نمي توانيد انجام بديد بجز آن كه با استفاده از كليد X مي توانيد دشمنان خود را به پايين پرتاب كنيد.
جنگيدن بازي به چند بخش تقسيم ، كه به كليد هاي RT , LT , X  و A خطم مي شود.



در كل شما براي جنگيدن مي توانيد از دو سيستم به نام هاي Counter Kill و Combo Kill استفاده نماييد. Counter Kill در اصل حالت دفاعي است كه در مقابل حملات دشمنان به كار ميره و از حملات آنان بر ضدشان استفاده ميكند. با گرفتن RT + LT شما به حالت Counter Kill خواهيد رفت و با حمله دشمنان و زدن كليد X ميتوانيد آنان را از پاي در آوريد اين سيستم به عبارتي دفاع و حمله به حساب مي آيد. حالت دوم يعني Combo Kill حالت حمله اي الطير به شمار مي رود. در اين حالت با زدن كليد X الطير به طرف دشمن حمله ور شده و دقيقا زماني كه شمشير او با شمشير دشمن بر خورد ميكند سريعا با زدن X باعث نشان دادن حركت نمايشي جذاب شده و دشمن از پاي در مي آيد. سيستم مبارزاتي وسعت بسياري را داراست اما براي آنكه نوشته طولاني و خسته كننده نشود از ذكر آنان معذوريم.

شما در نقش الطير در بيرون هر شهر يا هر بعضي از قسمت ها كه سرباز ها در مقابل درب آن مكان ها حضور دارند چند راه داريد يكي از راه ها كشتن يكي از سرباز به صورت مخفي است كه ديگر سرباز ها به طرف او ميروند و شما مي توانيد وارد مكاني كه قبلا غير قابل دسترسي بوده است شويد. راه دوم شما مي توانيد از بالاي سر سرباز ها با ترفند هاي مختلف وارد منطقه شويد و راه سوم  در اين بخش افرادي در بيرون مكان توسط سرباز ها اذيت مي شوند اين افراد اصولا كشيشان و افراد مذهبي هستند كه شما با نجات آنان مي توانيد بينشان مخفي شده و وارد منطقه مورد نظر خود شويد اين سيستم در زمان كشتن 9 تن بسيار به شما كمك خواهد كرد. همين طور مي توانيد در زماني كه سرباز ها به دنبال شما هستند به سراغ يكي از اين گروه هاي مذهبي رفته و بين آنان مخفي شويد ، از راه هاي ديگر مخفي شدن به نشستن بر روي نيمكت ها ميتوان اشاره كرد اگر شما در حال گذر از روي پشتبام ها باشيد آلونك هاي كوچك كه در چهار طرف خود داراي پارچه هستند مكان مناسبي براي مخفي شدن شما به شمار مي رود همچنين مي توانيد در صورت نياز در بخش هايي كه داراي كاه است مخفي شويد.


الطير در بازي مي تواند از تمامي مكان ها بالا برود! از ديوار هاي ساختمان گرفته تا قلعه ها شما مي توانيد از پشتبامي به پشتابم ديگر بپريد و به كمك دوربين انعطاف پذير بازي از كنترل بازي لذت ببريد. در مكان هايي در AC گاري هايي پر از كاه و... قرار داده شده است كه شما از مناطق بلند مي توانيد بر روي آن ها پبريد و لذت ببريد.كنترل اسب واقعا در نوع خود تحسين بر انگيز است شما به راحتي مي توانيد اسب را كنترل كنيد و هيچ مشكلي با اسب در بازي نخواهيد داشت اين قسمت از نكات ريز بازي به حساب مي آيد هرچند سازندگان امكان حضور با اسب در شهر را در نسخه نهايي حذف كردند متاسفانه! مراحل بازي نيز به چند بخش تقسيم مي شود كه شامل : گوش كردن به حرف اشخاص ، دزدي ، اعتراف گرفتن و سر انجام كشتن فرد مورد نظر است در اصل بخش مراحلي بازي شما را به ياد NFS MW مي اندازد الطير در شروع بازي داراي تمامي امكانات است اما بعد از انجام يك اشتباه تمامي سلاح ها و... را از دست داده و بايد از 0 شروع به كار كند و رفته رفته وسايل و مقام خود را پس بگيرد دقيقا مانند NFS MW مراحل نيز همانند MW است به گونه اي كه شما بايد اول به سراغ افراد خرده پا رفته و با جمع آوري اطلاعات و نوشته هاي مختلف به سراغ هدف خود برويد.
الطير داراي سيستمي به نام Eagle Vision است! شما با فشردن كليد Y مي توانيد اين سيستم را فعال كنيد البته اين حالت محدوديت هايي دارد كه شما نمي توانيد در حالت راه رفتن از ان استفاد كنيد به محز آن كه شما دكمه Y را فشار دهيد دوربين بازي به حالت اول شخص در آمده و محيط بازي به رنگ آبي در مي آيد و دشمنان شما حالتي قرمز رنگ و دوستان حالتي آبي رنگ به خود ميگرند.

هوش مصنوعي :

واقعا سازندگان بر روي هوش بازي بسيار كار كرده اند و سنگ تمام گذاشته اند. شما به هيچ وجه در بازي حركات غير قابل تحمل نميبينيد! سرباز ها زماني كه شما را گم ميكنند با حالت عصبي سر يك ديگر فرياد ميكشند و يا شمشير خود را به زمين مي اندازد. مردم به حركات شما عكس العمل نشان ميدهند كافيست در بازارچه شهر دمشق شروع به بالا رفتن از ديوار كنيد و اون وقت خواهيد ديد مردم چگونه شما را به يك ديگر نشان ميدهند و يا آنان را به اطراف پرت كنيد خواهيد ديد! حتي به شما سنگ پرتاب خواهند كرد!!!! هوش مصنوعي سرباز ها هم بالاست اما عالي نيست بعضي وقت ها اين سوال براي شما پيش مياد كه يعني يك سرباز نمي تواند فرق الطيري كه اين همه سلاح و شمشير را حمل ميكند با يك كشيش ساده بفهمد؟


صداگذاري:

هرچي درباره صداگذاري AC بگوييم كم گفته ايم! كافيست يك سيستم دالبي داشت باشيد متوجه صحبت هاي من مي شويد. براي شنيدن صداهاي بازي در يك منطقه لحظاتي ايستاديم و با دقت به صداهاي دور و اطراف گوش كرديم جالب بود! افرادي در حال پچ پچ كردن بودند لات هاي محله با سوت زدن از كنار شما ميگذشتند در كناري افراد براي فروش جنسهايشان فرياد ميزدند و از همه جالبتر صداي شر شر آب بود كه جذابيت خاصي به بازي داده بود و صداي پر زدن كفتر ها كه در قفس بودند همه و همه عالي كار شده بودند صداي شخصيت ها نيز در نوع خود به كاركتر نزديك است. اما بزرگترين مشكل بازي نبود زير نويس آن است! شما در هيچ جاي بازي چيزي به نام زير نويس نخواهيد ديد كه متاسفانه بسيار زجر آور است مخصوصا اگر انگليسي شما چندان خوب نباشد.

Assassin's Creed


سخن آخر :

فدائیون یک بازی سوم شخص حماسه ای به حساب می آید که از هر لحاظ برترین در سبک خود به شمار میرود الطیر شخصیتی است که شاید مانند شاهزاده ایرانی بسیار فعال نباشد و دیگر خبری از حرکاتی مثل پریدن از روی سر دشمن یا خفه کردن او به وسیله تناب و... نباشد اما از نظر نو آوری و گیم پلی چیزی فراتر از شاهزاده است ،فدائیون در اوایل به صورت انحصاری برای PS3 قرار بود که عرضه بشه اما بعد از چند وقت یک اشتباه از طرف یوبی سافت باعث شد مولتی بودن بازی لو بره ، جالب است بدانید که بازی که از اول قرار بوده انحصاری کنسول PS3 باشه ، کنسول اصلی اش 360 میباشد و برای کنسول های دیگر و کامپیوتر پورت میشود این گونه میتوان پی برد که از اول این انحصاری بودن یک حقه از طرف سونی بوده است.

2 نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 13:21  توسط صادق  | 

فیلم جدید Hitman

Release Name: Hitman.R5.LINE.XViD-PUKKA
Quality: R5 Line, 955kbps, 608 x 256 | MP3 ABR 128kb/s
Runtime: 100 Min
Links: IMDB, RT, Homepage, Trailer
Samples: #1, #2, #3, Thumbs, Video
NFO: Here
Torrent: NewTorrents

کارگردان : Xavier Gens
نویسنده : Skip Woods
بازیگران شاخص : Timothy Olyphant - Dougray Scott - Olga Kurylenko - Robert Knepper - Ulrich Thomsen - Henry Ian Cusick - Michael Offei - Eriq Ebouaney - James Faulkner
ژانر : Action / Crime / Thriller
مدت زمان فیلم : 100دقیقه
تاریخ انتشار : 21 November
کشور : France / USA
محصول : 2007

خلاصه داستان فیلم :
بر اساس مهندسی ژنتینک یک کودک متولد می شود . این کودک سالها بعد تبدیل به یک ادمکش خونسرد و حرفه ای به نام " مامور 47 " میشود که با دریافت پول شخصیتهای سیاسی را می کشد ! در جریان یک توطئه علیه مامور۴7 پلیس بین الملل و نظامیان روسی وی را تحت تعقیب قرار می دهند . مامور 47 نیز که به اروپای شرقی گریخته است به همراه یک فا**ه سعی در پیدا کردن حقیقت دارد و... 

تحلیل فیلم :
هندی ها یک ضرب المثل دارند که می گویند : یا پول دار شو یا بمیر ! دقیقا این ضرب المثل درباره ی فیلم هیتمن ( که اگر بخواهیم به فارسی ترجمه کنیم می شود " ادمکش حرفه ای " یا یک چیزی تو این مایه ها !) صدق می کند . تهیه کنندگان هالیوودی همواره به دنبال راه حلی برای پول در اوردن از سینما می گردند و این بار سراغ یکی از معروفترین بازی های دنیای بازی رفته اند .

تبدیل بازی به فیلم سینمایی همواره یکی از بدترین کارهای دنیای سینما بوده است ! از این گونه تبدیل ها می توان به فیلمهایی نظیر " رزیدنت اویل " یا " دوم " اشاره کرد البته فیلمهایی بوده اند کمی توانسته بودند خود را از این منجلاب تبدیل نجات دهند از این دست فیلمها می توان به فیلم " تپه خاموش " اشاره کرد که علی رغم اینکه کیفیت بالای داستان و اتمسفر خود بازی را نداشت اما قابل قبول بود . و حالا در جدیدترین این تبدیل ها بار دیگر یک بنجل تحویل سینما داده شده است !!.

شخصا که هر 4 قسمت بازی هیتمن را بازی کرده ام و با شخصیت مامور 47 اشنای ی دارم , اصلا نمی توانم با مامور 47 فیلم ارتباط برقرار کنم ! به احتمال زیاد سازندگان فیلم حتی یک بار هم بازی هیتمن را انجام نداده اند زیرا اگر بازی کرده بودند مطمئنا با خصوصیت 47 بیشتر اشنا می شدند .

مامور 47 بازی خونسرد , بی روح , میانسال به بالا ! , و البته کاملا خنثی از نظر حس بود !اما 47 فیلم از نظر سنی کوچکتر , گیج و تظاهر کننده به خونسردی , و البته از نظر چهره کوچکترین شباهتی به 47 بازی ندارد ! .

از مسائل ظاهری که بگذریم می ماند داستان فیلم . در بازی های کامپیوتری داستان در بیشتر مواقع به حاشیه می رود ( البته استثناهایی مانند " سایلنت هیل" یا " فاینال فانتزی " نیز وجود دارند که داستان محور اصلی بازی است ) و مسئله اصلی کشت و کشتار توسط بازی کننده است اما بدون شک این اصل در یک فیلم سینمایی کاملا باید تغییر کند . زیرا در یک فیلم سینمایی بیننده هیچ نقشی در روند فیلم ندارد و فقط شاهد فیلم است و می بایستی داستان تا حدی قوی باشد که بیننده را که به عنوان یک تماشاگر به سینما امده تا فیلم ببیند راضی کند اما نویسنده فیلم این اصل را هم در نظر نگرفته و نتیجه این که شاهد یک فیلم ( شایدم دموی بازی !) عجیب غریب هستیم که همه موضوعات و شخصیتها از هما ابتدا مشخص است که قرار است چه اتفاقی برایشان در اخر فیلم رخ بدهد ! و البته نباید از عناصر فروش فیلم هم غافل شد ! وجود یک فا**ه همراه مامور 47 که دقیقا مشخص نیست چرا در فیلم و در کنار مامور 47 قرار داده شده است خودش یکی از نکات جالب فیلم است که فقط هنگام دیدن فیلم به عمق رابطه فاجعه این دو پی می برید ! . پیشنهاد می کنم عکس زیر را نگاه کنید !!!

از دیگر نکات فیلم منفی فیلم به کارگردانی بد Xavier Gens است . ساختن فیلم هیتمن که اصلا یک مامور مخفی و خونسرد است خودش یک هنر می خواهد ! اما سکانسهای پر تنش و تدوین با شتاب فیلم سر بیننده را به درد می اورد به علاوه اینکه بیننده باید حرکات احمقانه Timothy Olyphant را در نقش مامور 47 تحمل کند .

اولیفانت که اخیرا بازی خوب وی در فیلم " جان سخت : آزادانه زندگی کن یا بمیر " دیده بودیم هیچ گونه شباهتی چه از نظر ظاهری چه از نظر فنی به مامور 47 ندارد و همین باعث شده این بازیگر خوب در فیلم سردگم و گیج باشد...!

بدون شک فقط بازی کننده های هیتمن متوجه می شوند که در فیلم چه اتفاقاتی در حال افتادن است و بیننده عادی باید برای اینکه از موضوع سر در بیاورد یک سری به بازی هیتمن بزند ( که خود بازی هم اطلاعات زیادی نمی دهد ) . هیتمن یک بازی مخفی کارانه است و مانند بازی های مثل " دوم " نیست که بر پایه بزن بکش باشد ! و احتیاج بیشتری به پرداخت کاراکتر داشت . ( فیلم تبدیل شده به بازی و کاراکتر پردازی !!؟؟)

 

Hitman Poster Hitman Poster Hitman Poster Hitman Poster

2 نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 21:32  توسط صادق  | 

مقایسه Prince of Persian با God of War

مطمئنا اگر شما طرفدار بازيهاي سبک اکشن ماجراجويي باشيد براي يکبار هم که شده سري بازيهاي Prince of Persia را بازي کرده ايد و اين امر در مورد بازي خداي جنگ ( God of War ) براي اشخاصي که PS2 دارند هم صدق ميکند . دو بازي که به جرات مي توان گفت در نوع خود بهترين هستند و البته رقابت شديدي هم براي پيروزي بر ديگري دارند . ما قصد نداريم در مورد بازي و تکنيک هاي به کار رفته در هريک صحبت کنيم بلکه قصد داريم تا شخصيت هاي اول دو بازي يعني پرنس و کراتوس را زير ذره بين قرار دهيم و شباهت ها و تفاوت هاي آنها با يکديگر و محاسن و معايب هر يک را بيان کنيم چون چه از لحاظ ساختاري و چه رفتاري اين دو شخصيت شباهت ها و تفاوت هاي زيادي با هم دارند که به شرح زير است .



هدف :
اولين نکته اي که ميتوان به عنوان شباهت ميان دو شخصيت بيان کرد هدفي است که اين دو شخصيت مد نظر دارند تا به هر صورت ممکن به آن برسند ،در صورتي که خودشان به هيچ وجه مايل به انجام آن و دردسر هايي که پيش رو دارند نيستند و اين عامل ديگري است که آنها را مجبور کرده است تا به دردسر بيافتند . در مورد شاهزاده همانطوري که اکثر شما هم ميدانيد او با پيدا کردن خنجر زمان و آزاد کردن شنهاي زمان باعث شد تا شنها در سراسر سرزمينش پخش شوند و در جلد مردم و حتي خانواده او بروند و تبديل به موجودات عجيبي بشوند که پيرو شنهاي زمان و جادوگري بودند که پرنس را مجبور به آزاد کردن شنهاي زمان کرده بود و به طور ناخواسته پرنس را به جنگ عليه مردم سرزمينش که حالا تبديل به شن شده بودند وا داشته بود . در حالي که خود پرنس به هيج وجه مايل به جنگ و ستيز نبود و در واقع عامل تحريک کننده او براي نبرد و رسيدن به هدف ( نابودي شنهاي زمان ) آن پيرمرد جادوگر بود اما اين موضوع فقط نصف گناه او را شامل مي شود و در واقع نصف ديگر ماجرا تقصير خود پرنس است و مي توان گفت تا حدودي هم خود او باعث شده تا به سمت هدفش پيش برود به طوري که در قسمت دوم با خلا اي که پرنس در خط زمان به وجود آورده بود باعث آن شده بود تا داهاکا مامور زمان براي کشتن او به دنبالش بيافتد و اگر پرنس خود را تسليم داهاکا ميکرد خلا زمان نيز از بين ميرفت اما وقتي پرنس داهاکا را نابود کرد اين خلا نه تنها از بين نرفت بلکه وسيع تر هم شد به طوري که تا سرزمين خودش يعني بابل هم پيشروي کرد و جنگ خونريزي به پا شد تا باز هم پرنس را به مبارزه بطلبد . و اما در مورد کراتوس و هدفش اگر از داستان بازي مطلع باشيد کراتوس به هيچ وجه براي مردم يا سرزمينش پا به عرصه جنگ نگذاشته بلکه او تنها يک هدف را پيش روي خود ميبيند و آن هم نجات خانواده اش که قبلا به دست خودش کشته شدند اما او با ميل باطني اين کار را انجام نداده بلکه به دستور آرس الهه جنگ اين کار را به انجام رسانيده بود . اما بعد از کشتن همسر و فرزندش از کار خود پشيمان ميشود و به سراغ زئوس خداي خدايان ميرود و او و بقيه خدايان اين قول را به کراتوس ميدهند که در صورت کشتن آرس خانواده اش را به او برميگردانند و اين حرف خدايان نور اميدي را در دل کراتوس روشن ميکند تا با اين اميد و هدف به جنگ با آرس برود اگر او آرس را ميکشت نه تنها ميتوانست دوباره به کنار خانواده اش برگردد بلکه آتن را نيز از دست آرس و کشت و کشتاري که به راه مي انداخت نجات ميداد . خب همانطوري که ديديد در واقع هيچ کدام از دو شخصيت با ميل باطني به جنگ نميروند و هرکدام فقط ميخواهند تا به هدفشان برسند و براي انجام اين ماموريت که به ناچار به آنها محول شده دست به هر کاري ميزنند اما با اين تفاوت که پرنس هدفش نجات سرزمين و خودش است و اصلا پايه و اساس اين هدف را نجات سرزمينش قرار داده اما کراتوس به طور غير مستقيم و بي آنکه بداند به غير از نجات خودش سرزمينش که اصلا هم برايش مهم نيست را نيز نجات ميدهد .


موضوع بعدي که ميتوان از نوشته بالا نتيجه گرفت اين است كه شخصيت با اينکه عاملي ديگر آنها را به مبارزه مجبور کرده بود اما يکي از عوامل اصلي نيز در اين جريان خودشان بودند که به اين وضع افتاده اند مثلا پرنس اگر فقط ميخواست تا سرزمينش را نجات دهد ميتوانست خود را تسليم مامور زمان کند تا خلا زمان پر شود و هيچ اتفاقي هم براي سرزمينش نيافتد که البته در قسمت سوم پرنس شاهد آن خواهيم بود ولي او نميخواست تا کشته شود و اين تا حدودي خودخواهي او را نيز نشان ميدهد چون به خاطر نجات جان خودش حاضر شد حتي خلا زمان بزرگ و بزرگتر شود تا جايي که به سرزمين خودش هم کشيده شد . موضوع خودخواهي در مورد کراتوس هم صدق ميکند و آن هم اين بود كه ارس به او دستور داد تا همسر و فرزندش را بکشد ولي او ميتوانست انتخاب کند و به جاي اطاعت از دستور آرس از کشتن خانواده اش سرباز زند اما چون زندگي خود را مديون آرس بود و خشم و نفرت وجود او را در بر گرفته بود تصميم اشتباهي گرفت و خانواده اش را کشت البته ميتوان گفت کراتوس انتخاب ديگري نداشت چون در غير اين صورت آرس بلافاصله و به دليل سرپيچي از قرمانش کراتوس را ميکشت .



سرنوشت :
موضوع بعدي که اين دو شخصيت را خيلي به هم شبيه ميکند سرنوشت هريک از آنها و اتفاقاتي که در رابطه با سرنوشتشان رخ ميدهد هست . در واقع اين سرنوشت شخصيت هاست که پايه و اساس اوليه داستان هر دو بازي را تشکيل داده است . مطمئنا تا الان حتما شما هم آن جمله معروف ماهاراجه ( پيرمرد پيشگو ) را شنيده ايد که در اوايل بازي به پرنس ميگويد : You fate has been written you will die and you can not change your fate . اين جمله به معناي سرنوشت تو اينطور رقم خورده که تو خواهي مرد و تو نميتواني سرنوشتت را عوض کني . در واقع کل داستان روي اين خط ميگذرد . چون تمام واقعيت را به پرنس و سرنوشت او در مورد آينده ، مي فهماند . در ادامه نيز پرنس در مي يابد كه با خلائيكه که در خط زمان به وجود آمده داهاکا مامور زمان به دنبال او افتاده و در نهايت او را ميکشد . وقتي ماهاراجا اين جمله را به پرنس ميگويد احساس ياس و نااميدي در چهره پرنس شکل ميگيرد و تقريبا او را از ادامه زندگي نااميد ميکند اما با جمله بعدي ماهاراجا تازه تمام ماجرا شروع ميشود او به پرنس ميگويد But one fate for you and one million way to defy it . اين جمله نيز به معناي اين است كه يک سرنوشت براي تو رقم زده شده و تو يک ميليون راه براي مبارزه با آن داري . تقريبا مي توان گفت اشتباه پرنس درست در همين لحظه بود چون او نگذاشت تا ماهاراجا حرفش را تمام کند و به اين نتيجه رسيد که به جزيره زمان سفر کند و شنهاي زمان را نابود کند .


اگر او درست به حرف هاي ماهاراجه توجه ميکرد هيچ گاه اين کار را انجام نميداد . در واقع پرنس به هيچ وجه نمي تواند سرنوشتش را تغيير بدهد بلکه فقط ميتواند با آن مبارزه کند و آن را به عقب بيندازد ولي با سفر به جزيره زمان در واقع خود را به خاطر هيچ و پوچ به خطر مرگ انداخت . البته اين مساله را هم در نظر بگيريم كه اگر قرار بود اين کار را نکند اصلا قسمت دوم ساخته نميشد . به هر صورت او به جزيره سفر کرد تا شنهاي زمان و داهاکا را نابود کند که البته موفق به انجام اين کار هم شد و با نابود کردن داهاکا و شنهاي زمان و با اين خيال که همه چيز به روال عادي برگشته از جزيره راهي سرزمينش شد . ولي او حرف ماهاراجه را فراموش کرده بود و در واقع نه تنها نتوانست سرنوشتش را تغيير دهد بلکه با نابودي داهاکا خلع بزرگي در خط زمان ايجاد کرد و باعث شد تا کشورش در جنگ و آتش به نابودي کشيده شود . اما اوضاع در مورد کراتوس و سرنوشتش هم همين گونه است چون در واقع کراتوس به جنگ سرنوشتي ميرود که خودش رقم زده ولي او هم مثل پرنس نميتواند سرنوشتش را تغيير دهد و اين مساله در يکي از سکانس هاي آخر بازي قابل مشاهده است . در آن سکانس کراتوس بايد از خانواده اش مراقبت کند ولي در آخر ، خانواده اش باز هم با همان شمشيرهاي کراتوس ولي اينبار نه به دست خودش بلکه به دست آرس کشته ميشوند . در واقع عاملي که سرنوشت کراتوس را رقم زده بود همين آرس بود که با نجات جان کراتوس او را مطيع خود کرده بود و شمشير هايي را كه به دست کراتوس بسته بود نشانگر آن است که تا زماني که اين شمشير ها به دست کراتوس بسته است او اسير فرمان ها و کنترل آرس است . و تا زماني که شمشير ها به دست کراتوس بسته بود او نميتوانست آرس را بکشد به طوري که وقتي در بازي يکبار آرس را با شمشير هايش از پا در آورد او نمرد بلکه يکبار ديگر با قدرت بيشتري به سمت کراتوس حمله کرد تا او را بکشد ولي در اين کار اشتباهي کرد که باعث شکست او در برابر کراتوس شد و آن هم اينکه او شمشير ها را از دست کراتوس باز کرد و با اين کار کراتوس را آزاد کرد و او هم با يک شمشير ديگر به جنگ آرس رفت و او را در نهايت کشت و با توجه به قولي که زئوس و خدايان ديگر به او داده بودند راهي قلمرو زئوس خداي خدايان ميشود تا همسر و فرزندش را از او پس بگيرد اما زئوس به او مي گويد که کاري از دست او بر نمي آيد و او نميتواند همسر و فرزندش را به کراتوس برگرداند و همچنين به او ميگويد که سرنوشت تو اين نبوده که همسر و فرزندت را به زندگي برگرداني ولي کراتوس ديگر صبر نکرد تا زئوس حرف ديگري بزند و به سمت دره اي رفت تا خود را بکشد ولي در همان حين خدايان به او اجازه مرگ را ندادند . بلکه در عوض کاري که براي خدايان و مردم آتن انجام داده بود او را به عنوان خداي جنگ بر مي گزينند و اين همان سرنوشت اصلي کراتوس بود . ولي خدايان مخصوصا او را از اين سرنوشت بي خبر گذاشتند تا او اميد و هدفي براي نابودي آرس داشته باشد و هدف ديگر خدايان براي رسيدن کراتوس به اين سمت اين بود که اگر او هم زماني مثل آرس از دستور آنها سرپيچي کرد ديگر با موجودي از جنس خود درگير نشوند . چون خدايان نميتوانند به يکديگر اسيبي برسانند و احتمالا دليل اصلي آنها براي برگزيدن يک انسان فاني به سمت خداي جنگ همين بوده تا ارتش هاي آدمي را سازمان دهي کند و در ضمن مردم آن زمان اين احساس را داشته باشند که الهه جنگ و نبردشان که دوش به دوش آنها ميجنگد موجودي از جنس خودشان است . همانطور که خوانديد احتمالا فهميديد که سرنوشت اصلي کراتوس به هيچ وجه نجات خانواده اش نبوده بلکه سرنوشت او رسيدن به سمت خداي جنگ بوده ولي خودش از اين امر خبري نداشت . درست مثل شاهزاده که اصلا خبري از سرنوشت خود نداشت ولي به جنگ شنهاي زمان رفت . خب ما تا اينجا به کار فقط درباره صفات اخلاقي و نکات درباره داستان بازي پرداختيم و حالا ميخواهيم درباره بعضي از نکات ساختاري اين دو شخصيت بحث کنيم .



قواي جسماني:
همانطور که ميدانيد هميشه در بازي هايي که سبک آنها اکشن ماجراجويي است شخصيت اول بازي همه فن حريف است و اگر بازي مثل اين دو بازي علاوه بر سبک شخصيت بازي به جاي سلاح گرم از سلاح سرد استفاده کند ، كاراكتر اصلي حتما بايد داراي هيکل مناسب و ورزيده اي باشد . مثلا شخصيت اين نوع بازي ها به هيچ وجه نبايد هيکلي مثل شخصيت بازي مکس پين داشته باشد که البته هم سوني و هم يوبي سافت اين موضوع را به خوبي درک کرده اند و انصافا هم هيکل شخصيت ها در هر دوبازي خداي جنگ و شاهزاده فارس کاملا با بازي و جزئيات آن همخواني دارد . در مورد کراتوس و شخصيت او در بازي بايد گفت که به عنوان يک فرمانده بي رحم چهره خشن و بدني تنومند و ورزيده دارد به طوري که وقتي به دشمنانش ضربه اي با شمشير وارد ميکنيد کاملا برايتان قابل باور و درک است که کراتوس ضربه اي به آن مهلکي را به دشمنش وارد کرده و يا وقتي يک در سنگين را بلند ميکند هيچ جاي شکي باقي نمي ماند که چه جوري اين در به آن سنگيني توسط کراتوس جابجا شده چون فقط کافي است تا به هيکل او نگاهي بياندازيد تا آخر ماجرا را خودتون مي خوانيد . البته او در کنار تمام اين خصوصيات بالاي جسماني ضعف بزرگي هم دارد و آن هم سرعت و چابکي نه چندان بالاي اوست . در واقع اگر بخواهيم او را از نظر سرعت ، چابکي نسبت به پرنس بسنجيم به هيچ وجه به پرنس نميرسد و سوني هم از اين موضوع به عنوان جنبه مثبت استفاده کرده براي مثال شما در بازي شاهزاده فارس علاوه بر اينکه با دشمن مي جنگيد در بعضي مواقع از دست دشمن فرار مي کنيد ولي در بازي خداي جنگ به هيچ وجه شما کراتوس را در حال فرار نمي بينيد بلکه هميشه او را در حال جنگ با دشمنانش مشاهده ميکنيد البته به نظر مي رسد سوني مخصوصا چنين کاري را انجام داده تا دو مطلب را به خوبي به بازبكن القا كند . يکي شجاعت کراتوس که او از هيچ چيزي نمي ترسد و دوم قواي بدني و خشونت او . شما در بازي تقريبا در نود درصد‌ صحنه هاي بازي مي توانيد خشونت او را مشاهده کنيد . در اصل او به هيچ چيز و هيچ کس رحم نميکند و هر کس را که در سر راهش قرار بگيرد را نابود ميكند و اين همان نقطه ضعف کراتوس است . او حاضر است همه چيز را فدا کند ولي به هدفش برسد . اين خشونت حتي تا جايي رسيده بود که به خاطر رسيدن به هدفش در صحنه اي همسر و فرزند خود را نيز ميکشد . در واقع او براي هيچ کس ارزش قائل نيست البته اين شخصيت پردازي کاملا به چهره او ميخورد . مثلا امکان ندارد شما صحنه اي از بازي را ببينيد که کراتوس مي خندد يا خوشحال است و يا اصلا ميترسد در واقع حالت چهره او کاملا يکنواخت است و آن هم اينکه او هميشه با چهره اي خشن و اخم هاي در هم در بازي حاضر است و حتي اين حالت در پوستر هاي بازي هم تغيير نميکند . حالا ميرسيم به پرنس ، همانطور که گفتيم او داراي قواي بدني بالا البته نه به اندازه کراتوس ولي بينهايت چابک و سريع مخصوصا در مبارزات و يا حرکات اکروباتيک که در حين بازي انجام ميدهد هست . در واقع پرنس را ميتوان به عنوان يک شخصيت تمام و کمال براي يک بازي اکشن ماجراجويي ناميد و اگر جز 5 کاراکتر پرطرفدار در بين بازيها در سطح جهان نباشد اغراق نيست که بگوييم پر طرفدارترين شخصيت بازي در ايران است ! شخصيت او با حرکات و استيل بدنش و همچنين راه رفتن روي ديوارها همخواني کامل دارد . نوع ضربه زدن به دشمنان و فرار از دست آنها همه و همه دست به دست هم دادند تا از پرنس يک قهرمان بسازند اما اکنون ميخواهيم به برگ برنده پرنس نسبت به کراتوس بپردازيم و آن هم چهره پردازي پرنس است که بي شک ميتوان گفت همين عامل او را جزو شخصيت هاي محبوب کرده و شما اين موضوع را به خوبي چه در بازي و چه در پوستر ها مشاهده ميکنيد .
منبع satsat
 
2 نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 21:22  توسط صادق  | 

ِSTRANGLEHOLD
سازنده:Midway
سبک بازی:Action
تاریخ انتشار:Q2 2007
پلتفورم:PC | PS3 | X360

آیا تا به حال نام John Woo را شنیده اید؟ اگر نشنیده اید پس بد نیست ابتدا این مطلب را بخوایند: جان وو یککارگردان حرفه ای صنعت سینما است. او اهل هنگ کنگ است و فیلم های بسیارزیبایی را در کارنامه ی خود دارد که می توان از بین آنها به Mission Impossble 2, Face Off, Hard boiled و ... اشاره کرد. یکی از فیلم های زیبای او که در 1992 اکران شد وبه گونه ای مایه ی مشهور شدنش نیز شد همین فیلم Hard Boiled است که معنای آن پوستکلفت می شود. این فیلم از اولین فیلم هایی بود که حرکاتزیبا و اکروباتیک را در معرض دید بینندگان قرار داد. (در آن زمان فیلمی مانندماتریکس وجود نداشت) داستان فیلم پوست کلفت درباره ی پلیسی به نام Taquila بود که Chow yun Fat در نقش او بازی می کرد و با همکاری دوستش که یه پلیسمخفی بود خلافکاران را از پای در می آورند. این فیلم با داستانی جذاب وصحنه های اکشن و نفس گیر توانست بسیار موفق عمل کند. در این فیلم افکت های تصویریو حرکات زیبایی برای اولین بار در سینما نمایش داده شد. اما آقای جان وو کم کم رو بهساخت بازی آورد و کمپانی Tiger Hill را بنا کرد. جان وو تصمیم گرفت کهفکرش را حداقل در دنیای بازی ها عملی کند یعنی ساختن یک دنباله برای فیلمپوست کلفت! بنابراین با چند تن از سازندگان فیلم تصمیم گرفتند تا با کمپانیMidway وارد مذاکره شوند. وی تصمیم گرفت تا ادامه ای غیر مسقیم با نامStranglehold برای فیلم پوست کلفت بسازد. شما در نقش تکو یلا باید مثل فیلمبه بازی بپردازید و داستان بازی بعد از اتمام آن فیلم روایت می شود. تکو یلا پساز اینکه سال ها در هنگ کنگ به نبرد با خلافکاران پرداخت بر اثر اتفاقاتناگواری سرنوشت زندگی اش عوض می شود. توسط خلافکاران روسی همسر او دزدیدهمی شود و او باید برای نجات همسر خود و البته انجام ماموریتش به مقراین خلافکاران یعنی شیکاگو برود. و ادامه داستان را که به گفته سازندگانخطی روایت می شود را روشن سازد ... . داستان بازی در شیکاگو و هنگ کنگ رویمی دهد.
Max Payne رو که می شناسید!! بازیی که با یک سری حرکات فردی زیبا توانست به یکی از به یاد ماندی ترین بازی ها سوم شخص تبدیل شود. اما بدانید بازیStranglehold بر اساس فیلم جان وو سال ها قبلاین حرکات را ابداع کرده بود و البته یه سری حرکات جدید را به دنیای بازی هدیه خواهد داد. سبکبازی اکشن سوم شخص می باشد و مثل بازی هایی مانند مکس پین و Punisher و... حالت شوتر دارد و مبارزه های نفس گیر را برای شما به ارمغان می آورد. پس ازاینکه midway لیسانس استفاده از موتور با عظمت Unreal 3.0 را از آن خودکرد اعلام شد که این بازی بر اساس این موتور ساخته می شود و فقط نام این موتور برای متمرکزشدن گیمر ها به این بازی کافی است. اول از همه باید بگوییم که شخصیت تکو یلابسیار نرم طراحی شده است و بسیاری از حرکات زیبا را به راحتی انجام می دهد، به طوریکه در انیمشین های حرکتی او شاهد بهترین ها هستیم. او می تواند به راحتی درچهار جهت شیرجه بزند، بر روی میزی بپرد و از روی آنها لیز بخورد یا بر روی یک میز چرخدار بپردو حرکت کند و با اسلحه ها خود شلیک کند، پشت سنگری پناه بگیرد، از نردهها لیز بخورد یا بر روی زمین غلط بخورد. چهره ی او بسیار شبیه بازیگر اصلیطراحی شده است و بصورت پویا حرکات واقعی از خود نشان می دهد. در کل حرکات بسیار زیبای برای تکویلا تعبیه شده است که به گیم پلی بازی بسیار کمک کرده خواهد کرد. دوربین بازی نیزبه حالت سه بعدی طراحی شده است و تنظیم آن به کل دست گیمر سپرده می شود. یکیاز نوآوری های بازی این است که هنگامی که نشانه (Cross-Hair)بر روی دشمن قرارمی گیرد بازی کمی سرعتش کم شده است و به گونه ای Slow Motion می شود. تکویلامی تواند دو اسلحه را دست بگیرد و با هر کدام یک هدف را بزند. (مانند چیزی که قبلا در بازی Call of Juarez شاهد آن بودیم)
 
فیزیک بازی از تکنولوژی Havok بهره می برد، بنابراین شاهد فیزیک قویهستیم. در تریلر هایی که از این بازی به نمایش در آمد شاهد محیط های بزرگمانند خیابان ها و کافه ها و رستوران ها و باغ ها و ... بودیم که این محیط هاهمگی شبیه ساز هنگ کنگ و شیکاگو می باشد. این محیط ها با جزییات کامل کار شدهاند. تاثیر گذاشتن گلوله ها بر روی محیط بسیار تاثیر گذارند. مانند فیلم جانوو در هر صحنه اشیا زیادی بر اثر تیر ها از بین می روند و بر هوا پرتابمی شوند. واقعا یک صحنه ی شلوغ پر از تکه تکه های اجسام در محیط مشاهده خواهیم کرد.گلوله ها به طور کلی بر روی همه چیز تاثیر گذار هستند. به طور مثال سنگر هاقابلیت نابود شدن را نیز دارند یعنی هنگامی که در پشت یک ستون پناهمی گیرید پس از شلیک چندین گلوله ستون تکه تکه می شود و در آخر ممکن است فروبریزد و شما پناه خود را از دست بدهید. البته پناه گرفتن در پشت اجساممقاوم بسیار به صرفه تر است زیرا ممکن است به فرض از یک میز گلوله ها عبور کند و بهشما برخورد کند و مقاومت کم از بین رود. البته دشمنان بازی هم سنگر خود رادر مقابل تیر های شما از دست می دهند و مدام سنگر خود را عوض می کنند، دراین بازی شما شاهد یک نبرد نفس گیر و شلوغ پر از اجسام هستید. مراحل بازی بصورت غیر خطی دنبال می شود یعنی مانند بعضی از بازی هایی کهمی شناسید می توانید از هر راهی که دوست دارید پیش بروید. به طور مثالمی توانید در مرحله ای به صورت مخفیانه وارد مقر دشمن بشوید و به طورمخفیانه کار خود را پیش ببرید و با یک حمله ی ناگهانی دخل آنها رابیاورید یا مثل تکو یلا به دل لشگر بزنید و دشمنان را از بین ببرید و یا بااستفاده از موتور یا ماشین به طرف دشمن بروید و آنها را غافلگیر کنید و ... .در گیم پلی بازی حالت Time-Bullet گنجانده شده است اما با نام Taquila Time که شما می توانید صحنه را آرام کنید و به نبرد بپردازید. در اینصحنه های آهسته شما بهتر می توانید تصمیم گیری کنید و بازی جذابتر خواهد شدالبته مقدار آنها محدود است و همیشه در دسترس نیست.

 
گرافیک بازی با بهره گیری از موتور unreal 3.0 بسیار موفق عمل کرده و شاهدیک گرافیک باور نکردنی هستیم. بافت ها و Shader ها فوق العادههستند و نورپردازی ها و سایه زنی ها بسیار خوب کار شده است. مدل ها نیز بااینکه کمی تکراری هستند اما خوب کار شده اند. در کل شاهد یکی از بهترینگرافیک های نسل بعد هستیم. افکت های بازی مانند انفجار ها و تخریب مواد جزبهترین ها در نوع خود می باشند و این افکت ها در حالت آهسته چهره ی تازه ای را برای خوددارند. دمو های میانی بازی بصورت Pre-Render می باشند و کارگردانی این دموبه عهده جان وو است و بیشتر شاهد فیلم هستیم تا دمو. صداگذاری بازی هم اگر خوب کار کند دیگر افسانه جان وو را مثل قبل کاملمی کند. صداگذاری تکو یلا از روی Cwon Yun Fat یعنی بازیگر اصلی او انجام شدهاست. تمام صدای اسلحه ها از روی مدل واقعیشان برداشته شده است. هنوزنمی دانیم آیا از موزیک های فیلم در بازی استفاده خواهد شد یا خیر؟این بازی در کل دارای خوشنت نسبتا زیادی است که در نیمه اول سال 2007 برای کنسول های نسل بعد و کامپیوترهای شخصی منتشر می شود. اگر بخواهیماین بازی را خلاصه کنیم باید بگوییم: در این بازی شما با کلیشه های فیلم های جان وو طرف هستید وشاهد تخریب پذیری محیط و گرافیک بالا و نوآوری ها و حرکات زیبا خواهید بود.
منبع:satsat
2 نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 17:20  توسط صادق  | 

VISTA GAME
ویندوز ویستا که در اواخر امسال عرضه خواهد شد، بزرگترین به روز رسانی برای سیستم عامل ویندوز پس از 5 سال تاخیر می باشد. این سیستم عامل قرار است یک رابط کاربر چشم گیر و براق، امنیت بیشتر، سازماندهی بهبود یافته اطلاعات و جستجوی سریع را به کاربران ارائه کند. این نسخه از ویندوز با به همراه داشته DirectX 10، با توابع گرافیکی بازنویسی شده و قدرت گرافیکی 6 تا 8 برابر بیش ازDirectX 9، یک به روز رسانی عمده برای بازی های کامپیوتری و بازیکنان خواهد بود.

windows vista

Aero، رابط کاربر سه بعدی

نسخه بعدی ویندوز پایانی به 20 سال صفحه کار دو بعدی در سیستم عامل ها خواهد بود. استفاده از پردازش سه بعدی به این معنی است که بالاخره ویندوز از کارت گرافیک قدرتمند شما به عنوان یک بازیکن استفاده خواهد کرد. استفاده از شتاب دهنده سه بعدی به ویندوز ویستا انعطاف لازم برای ساخت رابط کاربر چشم گیر تر مانند پس زمینه های متحرک را می دهد.

Aero رابط کاربر سه بعدی پیش فرض مایکروسافت در ویستا می باشد. با داشتن قابلیت کنترل کامل رنگ ها و ایجاد گوشه های گرد شده Aero کاملا برای دوران Web2 آماده است. شیشه ایی بودن و جلوه های محو شدن نرم به آن یک چهره براق می دهد. لبه هر پنجره با محو کردن اشیای زیر خودش، علاوه بر ارائه ایده ایی از آنچه در زیر آن است، خود را در کانون توجه قرار می دهد. با بردن اشاره گر ماوس بر روی یک دکمه، دکمه می درخشد و نور بر روی پنجره های اطراف و یا پس زمینه می افتد. پنجره ها هنگامی که کوچک می شوند محو شده و به سمت پایین جمع می شوند و در میله وظیفه ویندوز قرار می گیرند. با نگه داشتن اشاره گر بر روی یک پنجره کوچک شده در میله وظیفه یک تصویر زنده کوچک از آن پنجره که می تواند متن، عکس و یا حتی یک ویدیو یا پروسه در حال اجرا مانند فلش باشد نمایش داده خواهد شد که ناوبری در میان پنجره ها را تسهیل می کند.

به جای نمایش پنجره های تخت قدیمی، رابط کاربر سه بعدی جدید می تواند اندازه پنجره ها را تغییر دهد، آنها را بچر خواند و به راحتی دستکاری کند و محیط لازم برای ناوبری میان قسمت های مختلف ویندوز توسط برنامه های Flip3D و Flip که جایگزین Alt-Tab می باشد را فراهم کند.

Flip به شما اجازه می دهد در میان پنجره های باز (توسط Alt-Tab) با فراهم کردن یک عکس کوچک از آن پنجره به جای آیکون آن بچرخید. این عکس تشخیص سریع پنجره مورد نظر را آسان تر می کند.

با Flip3D می توانید ابتدا پنجره هایی که با آنها کار می کنید را در یک پشته قرار دهید و از چرخ ماوس برای جابجایی میان آنها استفاده کنید و به سرعت پنجره مورد نظر را پیدا کنید.

فلسفه نامگذاری ویندوز ها

مایکروسافت پس از ارائه ویندوز 98 پروژه سیستم عامل بعدی خود را با نام Whistler معرفی کرد. اما این ویندوز در سال 2001 با نام XP معرفی شد. در اطراف منطقه بریتیش کلمبیا در آمریکای شمالی کوه و پیست اسکی ای با نام Whistler وجود دارد. در نزدیکی این پیست ، سالنی بنام Longhorn وجود دارد که محل صرف غذا و استراحت و اقامت اسکی بازان هست. در حقیقت انتخاب این نامها بصورتی است که در اذهان کاربران این ایده بوجود آید که پس از سپری کردن سختی ها و مشکلات کار با XP ، سیستم عامل Longhorn ، راحتی و آرامش را برای کاربران پدید می آورد. البته مایکروسافت مانند ویندوز اکس پی نام این ویندوز را تغییرداده و آن را رسما Vista نامیده است. نصب این ویندوز بسیار راحت و ساده است. در برنامه نصب این ویندوز این امکان وجود دارد که اطلاعات مربوط به پیکربندی در معرض نمایش قرار گیرد. گزینه هایی مانند Delete و Format و New و ... نیز مشاهده می شوند که باعث سهولت و کاربردی تر شدن برنامه نصب شده اند. با توجه به حداقل مشخصات سخت افزاری مورد نیاز ، زمان مورد نیاز برای نصب بین 15 تا 25 دقیقه می باشد.

تکنولوژی WinFS

در طراحی این ویندوز از تکنولوژی جدیدی به نام WinFX استفاده شده که خود شامل سه فناوری WinFS , Avalon , Indigo و فناوری پایه ای می باشد. WinFS نوع جدیدی از فایل سیستم می باشد که بر اساس تکنیکهای SQL طراحی و پیاده سازی شده است. فایل سیستم WinFS دارای دو ویژگی محدود نمودن استفاده از واحدهای تخصیصی و محدود نمودن مقادیر داده ای که واحدهای تخصیصی می توانند پشتیبانی نمایند ، می باشد. بر روی یک درایو هارد دیسک ، یک واحد تخصیصی می تواند در بر گیرنده یک یا چند قطاع 512 بایتی باشد. در حالت عادی یک واحد تخصیصی با حجم چهار کیلوبایت ، حاوی هشت قطاع است. اندازه یک واحد تخصیصی توسط فایل سیستم بر اساس ظرفیت بخش منطقی هارد دیسک تعیین می شود. فایل سیستم FAT با این ایده طراحی گردید که اندازه واحد تخصیصی کوچکتر باعث بالا رفتن کارایی هارد دیسک می شود. با ذکر مثالهایی به اهمیت این مسئله پی خواهید برد. در سیستم عامل ویندوز 95 که از فایل سیستم FAT16 استفاده می کند ، یک درایو با ظرفیت 256 مگابایت دارای واحدهای تخصیصی با ظرفیت چهار کیلوبایت بوده و یک درایو 2 گیگابایتی ، دارای واحدهای تخصیص با ظرفیت 32 کیلوبایت می باشد. اکنون در نظر بگیرید فایلی با حجم 35 کیلوبایت بر روی این درایو ذخیره شده باشد. این فایل دو واحد تخصیصی را بخود اختصاص می دهد که دومین واحد دارای 29 کیلوبایت بدون استفاده است. فرض کنید که 1000 فایل 40 کیلوبایتی ، بر روی یک درایو با حجمی برابر 391 مگابایت وجود داشته باشند. در فایل سیستم FAT16 این فایلها ظرفیتی برابر 500 مگابایت را بر روی درایو اشغال می کنند و بر روی یک درایو 2 1 گیگابایت ، همان 1000 فایل فضایی معادل 620 مگابایت را اشغال می کنند. بر همین مبنا ، فناوری WinFS در بر گیرنده سه مدل اصلی Object , T/SQL , XML می باشد که با توجه به این مدلها ، برنامه های کاربردی تعامل بهینه ای با داده های ذخیره شده بر روی دیسک خواهند داشت. WinFS از فایلهای سیستم NTFS , FAT32 , FAT16 پشتیبانی نموده و در هسته سیستم عامل دارای پیمانه هایی جهت بکارگیری SerialATA , Serial SCSI , iSCSI و حافظه های SAN می باشد. اطلاعاتی که در WinFS ذخیره می شوند ، دارای یک متاداده هستند و اطلاعات متاداده در یک بانک اطلاعاتی ذخیره می گردد. WinFS دارای یک موتور جستجوگر مبتنی بر T-SQL نیز است که امکان انجام پرس و جو را بر روی بانک اطلاعاتی متاداده میسر می سازد. البته لازم به ذکر است که ویژگی WinFS فعلا غیر فعال بوده و در نسخه نهایی ویستا در سال 2007 فعال خواهد شد.

 windows vista

جستجوگر بازی ها

ویندوز ویستا دارای جستجوگر های جدیدی است که برای فراهم کردن اطلاعات سودمند درباره نوع خاصی از فایل ها شامل تصویر، موزیک و ویدیو می باشند. جستجوگر یک پیش نمایش از آیتمی که هم اکنون انتخاب شده است را در پایین پنجره نمایش می دهد.

یکی از جستجوگر های جدید که برای راحت تر شدن کار بازیکنان در ویندوز تعبیه شده است جستجوگر بازی است. دیگر نیاز نیست به منوی فایل های برنامه بروید تا بازی خود را اجرا کنید. زیرا ویستا خود کلیه بازی هایی که در سیستم نصب می شوند را در جستجوگر بازی قرار می دهد. اگر بازی های زیادی داشته باشید، جستجوگر به شما اجازه می دهد آنها را بر اساس نام منتشر کننده، توسعه دهنده، امتیاز، آخرین تاریخ بازی و نسخه محصول مرتب کنید. همچنین جستجوگر دارای یک دکمه سخت افزار می باشد، که به شما اجازه دسترسی مستقیم به سیستم تان را در صورتی که نیاز به دست کاری آن برای بازی ها داشته باشید می دهد.

از موارد جالب دیگری که این جستجوگر فراهم می کند سازماندهی save بازی ها می باشد. جستجوگرsave های هر بازی، زمان ذخیره شدن آنها و همچنین یک عکس کوچک از بازی در آن مرحله را به نمایش می گذارد و بدین صورت شما می توانید save های خود را از درون ویندوز مدیریت کنید.

به طور کلی این جستجوگر موارد زیر را فراهم میکند:

  • نمایش عنوان، توضیح، نسخه، تاریخ انتشار، توسعه دهنده و منتشر کننده بازی
  • نمایش جعبه منطقه ایی یا عمومی بازی
  • نمایش حداقل سیستم و سیستم پیشنهادی
  • نمایش ارزیابی محتوی بازی بر اساس ESRB و توضیحات آن
  • محدود کردن یک بازی با توجه به محتوا توسط صفحه کنترل والدین
  • تنظیمات یکتا برای چندین نصب از یک بازی بر روی یک سیستم
  • فراهم کردن محیط لازم برای نمایش save های بازی ها

DirectX 10

DirectX 10 فقط بر روی ویستا خواهد بود و از آنجا که بر روی مدل درایور جدید متکی است نمی توان انتظار نسخه ایی از آن برای ویندوز XP را داشت. اما چه چیز جدیدی در DX10 وجود دارد؟ در حقیقت، DX10 بسیار تغییر کرده است (بهتر شده است) و نمی توان کلیه این تغییرات را در این مقاله پوشش داد. در اینجا ما به تعدادی از تغییرات عمده اشاره خواهیم کرد:

DX10 از DLL های (فایل های اجرایی که توابع DirectX در آنها گنجانده شده است) بسیار سریعتر استفاده می کند و بر خلاف آنچه در نسخه های فعلی انجام می شود با نسخه های قبلی آن متحد نمی شوند که این خود باعث افزایش سرعت زیادی در سیستم جدید و وارد نشدن گلوگاه های قبلی به آن می شود.

اینبار API های (Application Program Interface: مجموعه ایی ا ز توابع در DirectX که رابط میان بازی ها و درایور کارت های گرافیک می باشند) DX وارد مقوله های مهم رئوس متحد و سایه زنی پیکسلی شده اند و مفهوم سایه زنی هندسی را معرفی خواهند کرد که نه تنها بر روی یک راس بلکه بر روی کلیه رئوس یک مثلث و رئوس مجاور می تواند اعمال شود. توسعه دهنده گان هم اکنون می توانند داده ها را از GPU بگیرند و بدون کوچکترین تغییری توسط CPU آنها را دوباره استفاده کنند. بنابرین مقدار زیادی از بار گرافیکی که در درایور ها و بازی های کنونی بر روی CPU می افتد کاسته می شود. DX10 اجازه دسترسی دانه ایی و انعطاف پذیر تر را به حافظه گرافیکی و به طور کلی اجازه انعطاف پذیری و قدرت بیشتر به GPU را میدهد.

شاید یکی از بهترین قابلیت های DX10 حذف بیت های قابلیت یا cap bit باشد. امروزه، کارت های گرافیک لازم نیست که کلیه امکانات موجود در DX9 را پشتیبانی کنند تا یک کارت گرافیک DX9 باشند. قابلیت های اختیاری بسیاری در DX9 وجود دارد که درایور کارت گرافیک می بایست توسط همین بیت های قابلیت دقیقا به سیستم عامل بگوید که چه کاری را می تواند انجام دهد و چه کاری را نمی تواند. اما این یک دردسر بزرگ برای توسعه دهندگان بوده است، زیرا کارت های مختلف قابلیت های مختلفی داشته اند و یا حتی یک کار از راه های مختلف انجام می داده اند. در DX10، چه شما خصوصیات لازم را داشته باشید و چه نداشته باشید

هم اکنون کارت های گرافیک مجبورند نتایج را با خطای بسیار کوچک ایجاد کنند تا همساز با DX10 باشند، بنابرین توسعه دهندگان دیگر لازم نیست نگران ایجاد شدن جلوه های متفاوت توسط یک فرآیند بر روی کارت های گرافیک مختلف باشند و تا جایی که به آنها مربوط می شود می توانند به راحتی دستورات را به توابع API فرستاده و بدون نگرانی منتظر نتایج یکسان و عالی بر روی کارت های گرافیک مختلف باشند. البته طبیعی است که با توجه به قدرت GPU کارت گرافیک باز هم تفاوت در سرعت اجرا مشاهده خواهد شد.

در نهایت DX10 کار بیشتری برای کاهش استفاده از CPU، افزایش قدرت و انعطاف پذیری کارت گرافیک، مجبور کردن استانداردهای سخت افزاری که زندگی را برای توسعه دهندگان بسیار ساده تر خواهد کرد می کند.

همچنین مایکروسافت برای جا انداختن DX10 میان مصرف کنندگان و توسعه دهندگان برنامه های نیز در دست دارد که یکی از آنها عرضه Halo2 به عنوان یکی از اولین بازی هایی که از آن استفاده می کند می باشد که با توجه به طرفداران گسترده این بازی مسلما اسن طرح مایکروسافت نتیجه خواهد داد.

سیستم مورد نیاز

هنوز حداقل سیستم مورد نیاز برای این نسخه جدید از ویندوز به طور رسمی منتشر نشده است. اما مایکروسافت استفاده از حداقل 512 مگابایت رم با یک CPU به روز AMD و یا اینتل و یک کارت گرافیک مطابق با DirectX 9 را برای آخرین نسخه بتا پیشنهاد کرده است. برای تجربه کامل این نسخه شما به این موارد نیاز خواهید داشت البته می توانید آن را بدون داشتن یک کارت گرافیک DirectX 9 نیز اجرا کنید ولی دیگر نمی توانید از کلیه جلوه های زیبای واسط Aero لذت ببرید زیرا سیستم به طور پیش فرض در حالت دو بعدی اجرا خواهد شد.

اگر قصد خرید کارت گرافیک جدید دارید بهتر است کمی صبر کنید تا Nvidia و ATI چیپ های جدید خود که از DirectX 10 پشتیبانی می کنند را منتشر کنند. اگر چه یک کارت گرافیک DirectX 9 برای رابط کاربر Aero کافی است ولی برای بازی های پیشرفته Vista به یک سخت افزار DirectX 10 نیاز خواهید داشت

ترجمه: صادق فیروز رنجبر

منبع:game spot

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 19:26  توسط صادق  | 

چرا AMD؟

هم اکنون اکثر بازیکنان در دنیا به این نتیجه رسیده اند که CPU جدید AMD برای بازی ها بسیار مناسب تر و پر قدرت تر از Intel می باشند. مثلا همین Gamespot که تقریبا یکی از مراجع اصلی بازی های کامپیوتری در دنیا می باشد کلیه تست های سخت افزاری خود را بر روی CPU های AMD انجام می دهد. اما علت این امر چیست و چرا ما قصد داریم که پردازنده AMD را پیشنهاد دهیم؟

  • پردازنده های AMD با قیمت های مناسب تری نسبت به Intel عرضه می شوند و می توان با مبلغی که قصد خرید یک پردازنده Intel را دارید یک پردازنده AMD با قدرتی به مراتب بیشتر تهیه کرد.
  • پردازنده های AMD با وجود چیپ های پر قدرت Nvidia NForce برای مادربردهایشان، بسیار عالی با سری محصولات گرافیکی Nvidia مطابق شده و دارای پشتیبانی از SLI می باشند. ضمنا این چیپ ها دارای طراحی فوق العاده برای بازده بیشتر می باشند و از هر چیپ دیگری از Intel، VIA و ... پیشی می گیرند. البته در سری Intel هم حرکات مشابهی انجام شده است که تا به نتیجه رسیدن و اطمینان خاطر از آن زمان زیادی لازم است.
  • پردازنده های AMD دارای تکنولوژی ها و استانداردهای به روزی می باشند که در Intel مشابه آن ها یافت نمی شود. از جمله این قابلیت ها می توان به مواردی چون Hyper Transport، Cool & Quiet و پشتیبانی از دستورات 64 Bit اشاره کرد.
Features
AMD Athlon™ 64 Processor
Pentium® 4
Architecture Introduction
2004
2000
Infrastructure
Socket 939
Socket 478,
Socket LGA775
Process Technology
90 nanometer, SOI
90 nanometer
Number of Transistors
114 Million
125 Million
64-bit Instruction Set Support
Yes,
AMD64 technology
Yes,
EM4T (Pentium® 4 6xx series only)
32-bit Instruction Set Support
Yes
Yes
Enhanced Virus Protection for Windows® XP SP2*
Yes
No
System Bus Technology
HyperTransport™ technology up to 2000MHz
Full duplex
Front Side Bus @ 800 MHz,
Half duplex
Integrated DDR Memory Controller MCT)
128-bit + 16-bit ECC
unbuffered PC3200, PC 2700,
PC 2100, or PC1600
No,
Discrete logic device on motherboard
Total Processor-to-System Bandwidth
HyperTransport: up to 8.0 GB/s
Memory bandwidth: up to 6.4 GB/s
Total: up to 14.4 GB/s
Total: up to 6.4 GB/s
Integrated Northbridge
Yes,
128-bit data path @ CPU core frequency
No,
Discrete logic device on motherboard,
64-bit data path @ 200MHz
High-Performance, On-chip Cache
L1: 128KB
L2: 1024KB, or 512k(exclusive)
Total Effective Cache: 640K or 1152KB (3700+ only)
L1: 12K µop trace + 8KB data
L2: 1 or 2MB (inclusive)
Total Effective Cache: 1 or 2MB
3D and Multimedia Instructions
3DNow!™ Professional technology, SSE2, SSE3
SSE, SSE2, SSE3
  • در کلیه تست های انجام شده در بازی ها پردازنده های AMD اثبات کرده اند که همیشه یک سر و گردن از مشابه Intel خود بالاتر هستند و این بهترین دلیلی است که چرا باید برای سیستم بازی جدید خود یک AMD بخریم!
    پردازنده مرکزی یا CPU در واقع مغز یک سیستم کامپیوتری می باشد و وظایفی چون کنترل کلیه واحدها و همچنین محاسبات را بر عهده دارد و به علت اهمیت آن از گذشته مرسوم بوده سرعت یک سیستم را با سرعت CPU آن بیان کنند. در یک سیستم بازی هم که دارای محاسبات زیادی است CPU نقش بسیار مهمی را بازی می کند و انتخاب مناسب آن تاثیر به سزایی در اجرای بازی ها خواهد داشت. در این مقاله ابتدا به مقایسه CPU های دو مارک معروف AMD و Intel خواهیم پرداخت و سپس CPU نهایی را با توجه به مشخصه هایی که ذکر خواهد شد انتخاب خواهیم کرد.

    چرا 3000+ Athlon 64 AMD؟

    در بین پردازنده های AMD، نام های Sempron, Athlon 64 939, Athlon 64 754, Athlon 64 FX, Athlon 64 X2 مشاهده می شود.

    در همین ابتدا بهتر است نام X2 را از لیست خود خط بزنیم. البته این کار ما دلیلی بر بد بودن این CPU نیست، بلکه دلیل آن این است که این CPU دارای دو هسته می باشد و بیشتر به درد کسانی می خورد که نیاز دارند همزمان چند برنامه را با هم اجرا کنند و اکثر بازی ها امروزی توانایی استفاده از هسته دوم را ندارند. قیمت این پردازنده نیز با توجه به جدید بودن آن بسیار بالا می باشد و ارزش پرداخت این مبلغ برای یک سیستم بازی که با وجود آن به جای یک نوع یک هسته ایی هیچ تفاوتی احساس نمی شود، را ندارد.

    پردازنده FX اصلا برای بازی ها و بازیکنان طراحی شده است و دارای قابلیت های فوق العاده ایی است که آن را از هر پردازنده ایی درگیری در بازی ها متمایز می کند. اما به دلیل قیمت فوق العاده بالای این پردازنده که خودش به تنهایی تقریبا هم قیمت یک سیستم خوب می باشد، آن را هم از لیست خط می زنیم.

    پردازنده های Sempron هم با توجه به 32 Bit بودن شان و نزدیک بودن ورود Vista دیگر چندان پیشنهاد نمی شوند و فقط به درد کسانی می خورند که می خواهند یک سیستم کم هزینه را تهیه کنند. البته شایان ذکر است که خود این پردازنده ها نیز از مشابه Intel خود به خوبی پیشی می گیرند. البته پردازنده دیگری از AMD وجود دارد به نام Opteron که برای سرورها طراحی شده است و نه توسط خود AMD و نه هیچ کس دیگر برای یک سیستم بازی پیشنهاد نمی شود. البته عده ایی از بازیکنان از ابن سیستم استفاده می کننده و اعتقاد دارند فوق العاده عمل می کند اما باید قیمت آن را هم در نظر بگیرید.

    در بین 939 و 754 فقط 939 پیشنهاد می شود. این اعداد در واقع مربوط به تعداد پایه های پردازنده می باشند و واضح است که مادربردهای این دو نوع با هم متفاوت می باشند. 754 در واقع برای پردازنده های Sempron به بازار عرضه شده است و فقط دو نوع Athlon 64 با شماره های 2800 و 3000 برای آن عرضه شده است. کلیه CPU های دیگر AMD که در بالا به آنها اشاره شد بر روی 939 سوار می شوند. یکی از برتری های 939، قابلیت Dual Channel برای دسترسی به حافظه می باشد. در این حالت اگر دو Ram 256 به جای یک 512 داشته باشید سرعت دسترسی دو برابر می شود.

    حال که نوع پردازنده را مشخص کردیم بهتر است به مدل آن بپردازیم. مدلی که ما پیشنهاد می کنیم یک Athlon 64 3000+ است. اما چرا پایین ترین مدل؟ اول اینکه بین یک مدل 3000 با 3200 تفاوت چندانی وجود ندارد که ارزش پرداخت 20 هزار تومان بیشتر را داشته باشد، البته این قیمت با بالاتر رفتن مدل ها به طور صعودی افزایش پیدا می کند. بازی هایی امروزی به طور چشمگیری به کارت گرافیک وابسته می شوند و بهتر است پول خود را در آنجا هزینه کنید، ضمنا این CPU برای یک سیستم بازی به اندازه کافی عالی می باشد. قیمت این CPU هم اکنون حدود 118 هزار تومان می باشد.

    ترجمه صادق فیروزرنجبر

    منبع:game spot


2 نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 21:34  توسط صادق  | 

اخبار بازیهای کامپوتری
     تاریخ انتشار PlayStation 3 تغیر کرد

باز هم یک خبر بد از کنسول PlayStation 3 :

شرکت معتبر SONY در آخرین اخبار خود خبر از به تعویق افتادن کنسول  PlayStation 3  را داد.

به چه دلیل؟؟؟؟؟؟

اینبار هیچ کس نمیداند....شرکت sony هیچ گونه دلیلی برای این کار نیاورده است ولی اینطور که پیدا هست مسئولین شرکت همچنان بر سر قیمت این کنسول مشکل دارند و هنوز منتظز تولید انبوه این کنسول هستند که هربار به دلایلی به عقب می افتد.

ولی همه از این خبر ناراحت میشوند الی شرکت ماکروسافت که با کنسول XBOX360 بازار بازیهای کامپیوتری را در دست گرفته اند.

منتظر خبرهای بعدی باشید...........

2 نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 18:15  توسط صادق  | 

                                  تکیه pc games برسبک استراتژیک

وقتی نگاهی به چند سال گذشته می اندازیم متوجه میشویم قدرت pc game روز به روز کاسته میشود.  چرا؟

خوب این جواب ساده ای دارد. از سال 2002 شروع میکنیم. میبینیم که چند بازی که در ان سال ها هیچ کس آنها را نمیشناسد با هم منتشر میشوند.: MAFIA  , HITMAN , MAXPAYNE  که هم اکنون هر کدام از این بازی ها برای خود طرفدارانی بیشماری دارن.

 

 Mafia  : ما دیگر اثری از نسخه دوم این بازی ندیدیم. چرا؟ این مشخص هست که mafia دوست داشت با اقتدار کنار برود و قصد نداشت با ساخت نسخه ای که میتوانست برایش فروش فوق العاده داشته باشد گذشته خود را خراب کند کاری کهea game  باgod father برای خود کرد

وقتی که شرکت معروف ea game متوجه شد که mafia2 در راه نیست فرصت را غنیمت شمرد و با یک سرمایه گذاری زیاد تقریبادوبرار سرمایی که در ساخت بازی مافیا به کار رفته بود شروع به ساخت بازی GOD FATHER  در سبک مافیایی کرد و در سال 2003 اعلام کرد که قصد ساخت بازی را دارد و از آن سال شرو ع به تبلیغ کرد که در تاریخ ساخت بازیهای کامپیوتری سابقه نداشت که برای یک بازی حدودا 3 سال تبلیغ مداوم کنند و بالاخره بازی در سلا 2006 منتشر شد و نبه خاطر زیبایی و گرافیک خوب بازی بلکه به خاطر تبلیغات فراوان و خاطره خوشی که گیمرها از بازی مافیا داشتن این بازی با فروشی بسیار خوب روبه رو شد ولی هر گیمری میداند که هرچند مافیا در سال 2002 و گادفادر در سال 2006  منتشر شدند ولی گاد فادر هرگز جانشین خوبی برایمافیا نبود واین شکستی بود برای شرکت EAGAME  درسبک بازهای مافیایی...

 

در سال 2002 بازی maxp1 منتشر شد و قتی این بازی منتشر شد با اسقبال خوب گیمرها روبه روشد مکس پاین در سبک بازیهای اکشن توانست تحول خوبی ایجاد کند . چندی نگذشت که max Payne  به یکی از معروفترین بازیهای اکشن تبدیل شد و سرانجام در سال 2004 نسخه دوم این بازی روانه بازار شد که بدونه شک یکی از بهترین بازیهای سال 2004 بود ولی اما پس از گذشت 2 سال از نسخه دوم این بازی هنوز خبری از ساخت نسخه سوم نیست؟ ممکن است سازندگان max Payne راهشرکت mafia  در نظر گرفته اند و قصد ساخت نسخه سوم را نداشته باشند ولی از خبر هایی که بگوش میرسد این به نظر می آید که اختلافاتی بین مسئولان شرکت سازنده برای ساخت بازی بوجود آمده است و هنوز هیچ خبری از این بازی پر طرفدار نیست.........

 

Hitman همه نام این بازی بگوشمون خورده یا کامل نسخه های این بازی رو بازی کردیم hitman در کار خود فراز و نشیبهای زیادی داشت وقتی این بازی در سال 2002 پخش شد این بازی توانست جایگاه خوبی در بین گیمرها پیدا کند و کارشناسان عقیده داشتند که دیگر شرکتها میتوانند این بازی را باری ساخت بازیهای خود الگو قرار دهند ولی وقتی نسخه دوم این بازی در سال 2003 منتشر شد با انتقادهای فراوانی رو به رو شد به این دلیل که این بازی یکی از پر باگترین بازیهای سال بود و این نسخه باعث شد شرکت سازنده بازی از ساخت نسخه سوم صرف نظر کند ولی به هر ترتیب نسخه سوم بازی در سال 2005 منتشر شد ولی بازهم شاهد انتقادهای گیمرهای فراوانی بودیم چون در این نسخه همان مراحل hitman1  در ایتن نسخه تکرار شده بود و تنها چندین مرحله به این نسخه اضافه شده بود ولی به هر حال hitman3  فروش خوبی در پی داشت و بالاخره نسخه چهارم این بازی با نام HITMAN BLOOD MONEY  روانه بازار شد ولی این نسخه دچار تغیرات خوبی شده بود از جمله گرافیک خوب بازی و تنوع در مراحل بازی تنها ایرادی که میتوان از این نسخه گرفت موتور نا روان گرافیکی بازی بر روی PC هست که برای بازی شما باید سیستم قوی داشته باشد و نسخه اصلی این بازی برای کنسول XBOX360 میباشد

 

خوب با این توضیحات میتوان فهمید که شرکت های سازنده بازیها اکشن از ساخت بازی برای PC بسیار نگرانند به دلایلی که امروزه کنسول هایی زیادی در بازار هست که از طرفدارن PC بسیار کم کرده است و میتوانند بازیهای ساخته شده خود را با گرافیک بالاتر برای این کنسولها بدهن و کم کم  شاهد هستیم که روز به روز از ساخت بازیهای اکشن باری PC کمتر میشود و بلعکس به ساخت بازیها استراتژیک افزوده میشد و این سبک بازیها میتواند نجات دهنده بازیها PC GAME باشد.

 

بازیهایی همچون WARCRAFT , GENERALS ,AGE3 , .. که توانسته اند PC را در بازار  نگه دارن ولی ایا میتوانند همچنان به راه خود ادامه دهن . مخصوصا با آمدن کنسولهای مختلف از جمله XBOX360  وکنسولی که در راه است با نام PLAY STATION3  که با آمدن ان حتما از طرفداران PC GAME کاسته میشود و شرکتهای مختلف نسخه کامل شده بازیهای خود را باری این کنسولها ارائه میدهند ولی باید دید که آیا میتوتند PC جایی برای خود در بین گیمرها باز کند؟ همه چیز در آینده ای نزدیک مشخص میشود

 

                                                                  

صادق فیروزرنجبر                 

                                                      WWW.RAINMAN8506.BLOGFA.COM                                                                                                                         

2 نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 10:20  توسط صادق  | 

مصاحبه با TOD نفر اول وار کرافت دنیا
-تبریک میگم برای گرفتن جام قهرمانیه WEG آیا این شروع تازست برای شما؟
+بله من بازیهای زیادی رو در نیمه نهایی و نهایی باخته بودم و اصلا فکر نمی کردم که بتونم قهرمان همچین جامی بشم .

-تا آنجاییکه ما می دونیم آخرین جامی که بودی CPL تابستان بود . آیا انتظار داشتی که تو این وقفه زمانی زیاد WEG رو ببری؟
+حقیقتا نه ولی امیدوار بودم که مسابقات بین المللی بزرگی رو ببرم.

-نسبت به فصل اول WEG فکر میکنی چه پیشرفتهایی داشتی؟
+بله فکر می کنم که یه مقدار خیلی کمی بازیم بهتر شده ولی چیزی که واقعا پیشرفت کرده ذهنم بوده .

-یادمه خیلیها می گفتن که Human ضعیفترین race هست ولی اخیرا Human بازها موفقیتهای زیادی بدست آوردن.تو چی فکر میکنی؟
+تو این بازی عدم تعادلهای زیادی هست و هر کسی از آنها استفاده میکنه و برای هر race بازیهای سخت و آسان مقابل race های دیگه هست ولی در کل میشه گفت که همه چیز بالانسه.

-تاکتیک امروزت برای بازی با Grubby چی بود؟ آیا خودتو برای تاکتیکی که Grubby توی بازی فینال SEC بکار برده بود آماده کرده بودی؟ FS+Naga+Taurens
+بله بعد از اون باخت روی روش مقابله با اون فکر کرده بودم ولی فکر نمی کردم که این استراتژی رو امروز هم به کار ببره . غافلگیر شدم.بازی مقابل Orc نقطه ضعف من بود چونکه بیشتر با UD و Elf ها تمرین میکردم.ما چون با Xiot بازی داشتم تمرین های زیادی با Grubby و Zaccard و ... داشتم و حالا میتونم بگم که بازی من مقابل Orc هم خوب شده.

-در کدوم بازی یا کدوم لحظه فکر میکنی به طور کامل و عالی بازی کردی؟
+توی هر سه بازی که با Sky داشتم.

-پیش بینی کرده بودی که بعد از قهرمانی چه جوری جشن بگیری و پول فهرمانی رو چه جوری خرج کنی؟
+فکر میکنم که بیشتر پول رو پس اندار کنم.بردن پول به این معنی نیست که باید بلافاصله خرج بشه.

-شما در پایان بازی توسط انبوهی از طرفدارانت حمایت شدی.احساست چیه ؟ تصور می کردی که اینهمه طرفدار داشته باشی؟
+حقیقتا نه.واقعا سورپرایز شدم اما هنوز فکر میکنم که طرفدارهای GrubbyوSky بیشتر از من باشه.

-جام قهرمانی WEG رو در آغاز سال 2006بردی هدف بعدیت چیه؟
+بردن ESWC و همچنین بردن بازیهای لیگ WC3L همراه با تیم 4K



-شما درباره نحوه برگزاری بازیها در چین ئر مقایسه با اروپا و کره چی فکر میکنی ؟ نه فقط طرفدارها بلکه خود تورنمنت و سازماندهی و ...
+این تورنمنت در چین واقعا عالی بود درست به خوبی بزرگترین تورنمنت های اروپایی و امیدوارم که بتونم بیشتر توی این تورنمنت ها شرکت کنم.

-قراره تورنمنتهایی در چین برگزار بشه مثل Stars war که در شهر دیگه ای برگزار میشه. انتظارت چیه؟
+در این مورد از Xion چیزهای زیادی شنیدم و امیدوارم که زودتر ملاقاتش کنم همچنین دوست دارم شانس ملاقات با Beijing را در صورت امکان داشته باشم.

-لطفا صحبتی هم برای طرفدارات بکن.
+بسیار ممنونم که منو مثل همیشه حمایت کردید.امیدوارم که هم استایل بازیم و هم شخصیت خودم رو بهتر کنم و پیروزی های بیشتری برای Human race بدست بیارم.

منبع سایت :http://cyberg.ir

2 نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 20:23  توسط صادق  | 

نقد بازی nfs mw
اینم یک نقد توپ برای nfs mw که واقعاْ یک شاهکاره در دنیای بازی های رانندگی

این بازی یکی از کاملترین بازیهای دنیای pc game  است و طرفداران فراوانی هم داره

از زمان ورود بازیهای سبک ریسینگ به جمع بازیهای ویدیویی، اکثریت شرکتهای سازنده ی بازی سعی داشته اند که بازیهای خود را هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک کنند. تمامی انواع مسابقات ماشین سواری هیجان مخصوص به خود را دارند، اما هیجان تعقیب و گریز پلیس چیز دیگری است که طعم تند آن را فقط در Most Wanted  میتوانید احساس کنید. این سوپ تند و تیز EA فقط و فقط برای عاشقان سرعت و هیجان و فرار پخته شده! نوش جان!!!



کلیت بازی
تقریبا 8-9 ماه پیش که خبر شروع پروژه ی MW توسط سایت EA اعلام شد و اولین Screenshot بازی که در آن یک BMW M3 بود منتشر شد همه ی طرفداران قدیمی سری بازیها ی NFS از خوشحالی در پوست خود نمیگنجیدند. 
سری Underground ها با تمام جذابیتی که داشتند و طرفداران زیادی که به خود جذب کردند، یک اشکال کوچک داشتند. و آن این بود که تمامی مسابقات در شب انجام میگرفت و اکثریت ماشینها ماشینهای عادی و درون شهری بودند که در حالت عادی جذابیتی نداشتند. خیلی از طرفداران NFS وقتی میشنیدند در بازی خبری از Ferrari, Lamborghini,BMW,… نیست از خریدن بازی منصرف میشدند یا اگر هم بازی رو میخریدند به ماشینهای توی بازی به چشم حقارت نگاه میکردند!!!
البته نباید این نکته را هم از نظر دور داشت که این نوع انتخاب ماشین به دلیل سبک بازی بود. سبک مسابقات خیابانی که اولین بار توسط Underground 1 به طور حرفه ای به علاقه مندان سبک ریسینگ معرفی شد، اساس این سبک ارتقا ماشینهای شهری و عادی به ماشینهای سوپر اسپرت و مسابقه ای است. بعد از دو شماره تیونینگ ماشینهای شهری حالا در MW زمان آن رسیده که با تیونینگ ماشینهای اسپرت و سوپر اسپرت روز دنیا آنها را تبدیل به غولهای خیابانی کنید و پلیسهای سمج MW رو به مبارزه بطلبید. فکرش را بکنید که یک Gallardo تیونینگ شده چه کابوسی برای پلیسها خواهد بود! بعد از دوشماره که تماما NFS در شب برگزار شده بود با آمدن  Most Wanted گویی خورشید در یک فضای پاییزی در سال 2005 در EA دوباره طلوع کرده! در سری بازیهای NFS همیشه پرهیجان ترین شماره ها آنهایی بودند که در لابه لای صدای اگزوز ماشینهای اسپرت و دود لاستیکهاشون جیغ پلیسها هم به گوش میرسید، در شماره های اول و سوم تا ششم شاهد این اتفاق بودیم و حالا هم در Most Wanted . با این تفاوت که در Most Wanted به قدری تعداد پلیسها زیاد شده و به قدری حرفه ای شده اند که اگر حتی 4-5 ماشین پلیس رو از بین تعداد انبوه پلیسهایی که در حال تعقیب شما هستند را بتونید بچرخونید و از جاده منحرف کنید انقدر پلیس باقی مانده که به راحتی شما را دستگیر کنند! زمانی که در Underground ها و به هنگام شب و در نبود پلیسها در حال مسابقه و کل کل باهم بودیم پلیسها هم بیکار ننشستند و یک تکان حسابی به خودشون دادند!!!

گرافیک
شاید گرافیک ماشینها در MW به دقت GT , PGR3  نباشد، اما پروسه ی ساخت این مدلها چیزی از مدلسازی بازیهای نامبرده کم ندارد. سرپرست قسمت مدلسازی بازی و تیم همراهش با یک عملیات حرفه ای شروع به مدلسازی ماشینها و دیگر اشیا در بازی کردند. تعدادی از کمپانی های خودروسازی که با EA همکاری دارند مانند BMW , Lexus . ... مدل CAD ماشینها را به تیم مدلسازی NFS دادند و کمی کار تیم مدلساز را راحتتر کرده و به مدلسازی ها سرعت بیشتری دادند. با تبدیل مدل CAD به مدلهای سبکتر و قابل استفاده در بازی توسط برنامه 3D MAX این امکان بوجود آمد تا ماشینهای با کیفیت خوب در بازی وجود داشته باشند. تعدادی از ماشینها هم به کمک تکنولوژی CMM وارد بازی شدند. 

 

افکتهای درون بازی به قدری زیبا و حرفه ای کار شده اند که همه چیز کاملا واقعی و زنده به نظر میرسد. البته باید اعتراف کنم افکت Motion Blur در بعضی جاها به قدری شدید هست که دیگر چیزی از جاده و ماشینها دیده نمیشه!!! مخصوصا در سرعتهای بالای 300 کیلومتر در ساعت!
در عوض نورپردازی بازی به قدری واقعی و زنده کار شده که حس یک فضای پاییزی را به خوبی القا میکند.این امر در نسخه ی XBOX360 بازی بسیار مشهودتر و جذابتر کار شده. یکی دیگر از افکتهایی که واقعا فوق العاده و زیبا کار شده تغییر وضعیت هوا از آفتاب به ابری و بارانی است.از این افکتهای کوچک در بازی به وفور یافت میشود ، مثلا هنگامی که در یک هوای آفتابی پاییزی با سرعت وارد تونل میشوید برای چند لحظه تصاویر بازی تاریک می مانند مثل این است که چشمان شما هنوز به تاریکی تونل عادت نکرده است! و همینطور که از تونل خارج میشوید نور شدید روز چشمان شما را میزند! پرواز پرندگان، ریزش برگهای پاییزی و بارش باران همگی محیط بازی را به یک محیط واقعی و زنده تبدیل کرده اند. 

 صدا و موسیقی
اکثریت آهنگهای انتخاب شده در بازی برای مسابقات در سبک Rock هستند و آهنگهای انتخاب شده برای منوها اکثرا در سبکهای Rap , Hip Hop هستند. طراح و سازنده ی افکتهای صوتی تیم NFS این بار با جدیت بیشتر به کار تولید و ضبط صداهای بازی پرداخته. فردی که در MW بر روی افکتهای صدا و تولید اونها کار میکرده همکاری خود رو با تیم NFS از زمان Underground ها شروع کرده بود. وی این بار در MW به همراه تیم خود با انجام یک عملیات حرفه ای و کمی هم هیجان انگیز موفق به ضبط صداهای خوب و واقعی در بازی شدند. وی با ایجاد تصادفات واقعی و ضبط صدای آنها و پالایش صداهای ضبط شده سبب شده تا تصادفها در MW هر چه بیشتر واقعی شوند. وظیفه ی ضبط صدای موتور ماشینها و صدای خروجی از اگزوز آنها نیز بر عهده وی و تیم همراهش بود. 
 

ماشینها
به دلیل اینکه انتخاب ماشینها در این شماره از NFS خیلی خوب و عالی بود تصمیم گرفتم یک بخش جداگانه را به این مطلب اختصاص بدهم. با اینکه در MW شما میتوانید همانند سری Underground ماشینهایتان را تیونینگ کنید اما این مطلب باعث نشده تا EA لذت رانندگی با اتومبیلهای سوپر اسپرتی همچون Murcielago, gallardo,Ford GT40, Porsche Carrera GT ,...  را از شما بگیرد. شاید در واقعیت تیونینگ یک لامبورگینی 300000 دلاری با حداکثر سرعت 380 کیلومتر در ساعت کار مسخره و شاید دیوانه بازی باشد! ولی در Need For Speed Most Wanted یعنی هیجان و سرعت ٪100 !!!! 

 

تهیه کننده ی بازی در این مورد گفته : با این کار می خواستیم به خیلی ها که می گویند نمی شود یک لامبورگینی را تیونینگ کرد بگوییم که اینطور هم که میگویید نیست!!!
یکی از مواردی که در تیونینگ شماره های سری underground آزار دهنده بود این بود که برای مثال در بازی 30 نوع سپر جلو طراحی و مدلسازی شده بود که دیگر تفاوتی نداشت ماشین انتخابی شما چه مدلی باشد.بر روی تمامی ماشینهای انتخابی شما همان سپرها سوار میشد! اما در MW برای هر ماشینی کیت تیونینگهای مخصوص همان برند ماشین طراحی و مدلسازی شده اند. به قدری این عمل حرفه ای و عالی کار شده که شما از تیونینگ ماشینی مثل gallardo که از یک طراحی فوق العاده بهره میبد هم لذت فراوانی خواهید برد. اتفاقی که در واقعیت هم به همین صورت جذاب و دیدنی است و طرفداران خودش را دارد. یعنی برای هر مدل ماشین یک کیت مخصوص آن طراحی و ساخته میشود. 
 

شهرها و مسیرها
در MW سه شهر Rosewood , Milestone , Rockport با وسعت بسیار زیاد و با مناظر چشم نواز و دیدنی مدلسازی شده. هر کدام از این شهر ها تقرریبا از 3-4 محله تشکیل شده مسیرهایی پر از اتوبانها و بزرگراها و خیابانها و کوچه پس کوچه های پر پیچ و خم و راههای فرعی و خاکی و.. . یکی از نکات جالب و جدیدی که در بازی گنجانده شده وجود محلهایی است که برای فرار از دست پلیسها در نظر گرفته شده. این فضا ها به دو دسته تقسیم میشوند، یکی فضاهایی است که با عبور از آنها و برخورد با قسمتی از آنها باعث فروریختن بخشی از یک ساختمان یا قسمتی شده که در تعقیب و گریز پلیس کاملا کارآمد بوده و باعث بسته شدن راه پلیسها و حتی خراب شدن ماشین آنها می شود. 
 

این بخشها در نقشه به صورت یک مثلث قرمز در هنگام تعقیب پلیس نشان داده میشود. محلهای بعدی قسمتهایی هستند که در نقشه به صورت دایره های آبی نشان داده میشوند و زمانهایی فعال میشوند که پلیس ها شما را گم کرده اند و با رفتن به این محلها در حقیقت در فضایی مخفی میشوید که خیلی سریعتر از شر پلیسها راحت میشوید و سریعتر cool down پر میشود. اجزا درون محیط ها آسیب پذیر هستند و در اثر برخورد ماشینها با تابلوها ،چراغها ، درختچه ها و ... همگی آنها صدمه میبینند و از بین میروند. خراب کردن این بخشها در حالت تعقیب و گریز پلیس باعث میشود Pursuit CTS شما افزایش پیدا کند و این افزایش سبب بالا رفتن شماره های شعله آتش کنار نقشه میشود. این شماره ها چیزی شبیه به همان ستاره های پلیس در GTA میباشد. که هرچه مقدار عدد بیشتر باشد تعقیب پلیسها حرفه ای تر و سختتر میشود.

پلیسها
شاید خفن ترین پلیسهایی که تا به حال در بازیهای کامپیوتری دیده باشید در بازی  GTA بوده . اما پلیسهای MW کاملا حرفه ای تر و وحشی تر از پلیسهای GTA هستندکه در خیلی از موارد اعصاب شما رو خورد میکنند.زمانی که در Challange 69 به هنگام فرار از دست پلیسهای SUV به طور ناباورانه ای دیدم که 4 تا از ماشینهای پلیس خودشون رو به جلوی ماشین من رسوندند و تشکیل یک صف را دادند و ناگهانی همه با هم ترمز گرفتند و راه منو صد کردند داشتم شاخ در می آوردم!! بدتر زمانی بود که داشتم با خنده ای مرموز و با دنده عقب از دستشون فرار می کردم که دو تا ماشین دیگه از عقب ماشین منو به دیواره کنار اتوبان کوبیدند و من در بین انبوهی از ماشین پلیسهای عصبانی بازداشت شدم!!! این پلیسها فقط و فقط برای نابودی طراحی شده اند! چلنج 69 یکی از سختترین چلنجهای بازی است که در آن شماره های شعله های آتش 7 است! اگر شما در بازی حتی برای یک بار هم تحت تعقیب پلیس قرار بگیرید شاهد صحنه های جالبی خواهید بود که توسط پلیسها پدید می آید. زمانهایی که مشاهده میکنید پلیسها مسیرهای کوتاهتر را برای در زدن شما انتخاب میکنند یا پلیسها برای متوقف کردن شما مسیر جاده را میبندند و یا سر راه شما میخهای مخصوص پلیس قرار میدهند که لاستیکهای ماشینتان را پنچر کنندو شما را از حرکت بازدارند.و جالب اینجاست که در انتخاب مکانهایی که در اونها این تله ها را قرار میدهند استادند!!! سر پیچها ، کوچه ها و خیابانهای باریک و در کل فضاهایی که دید شما نسبت به جاده کم میشود. هرچه زمان تعقیب شما توسط پلیس زیاد شود تعداد آنها نیز بیشتر میشود تا جایی که بعضی مواقع احساس میکنید وارد کندوی زنبورها شده اید!!!
وقتی در بازی مشاهده کردید بعد از گذشت 35 دقیقه هنوز پلیسها شما را رها نکرده اند و همانند دقیقه ی اول تازه نفس و جدی به دنبال شما هستند به یاد این جمله بیفتید که پلیسهای MW از پلیسهای GTA خیلی وحشی تر و حرفه ای ترند! 

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 17:53  توسط صادق  | 

پدر خوانده
قبل از اينکه طومار بلند من رو درباره ي نقد اين بازي بخونيد بهتره که به ۳نکته ي مهم توجه کنيد:
۱.من قبل از انتشار اين بازي از طرفداران پر و پا قرص اين بازي بودم اما حالا از منتقدين شديد اين بازي هستم.
۲.اگه مايليد که اين نقد بلند اما جالب رو بخونيد بهتره که اين صفحه رو  SAVE  کرده و پس از قطع شدن از اينترنت اون رو بخونيد.
۳.مطمعن باشيد که از خوندن اين نقد لذت مي بريد و در پايان شما هم يکي از منتقدين اين بازي ميشويد پس با من همراه باشيد.                (لطفآ پس از خوندن اين نقد خوب يا بد بودن نظرتون رو راجع به اين متن بنويسيد .و اما نقد بازي THE GODFATHER
کنترل بازي افتضاحه - هوش مصنوعيه بازي در حد متوسط قرار داره -هنگام رنندگي در سطح شهر اگر تصادف کنيد اصلآ به شما شما صدمه اي نميرسد و تنها ماشين شما آسيب ميبيند و شما با سلامته کامل ميتونيد به رانندگي در شهر بزرگ نيو يورک ادامه دهيد که در همين جا من بايد از اين تکنولوژيه جديد شرکت EA در هنگام رانندگي تشکر کنم...در حليکه در بازيه رقيب يعني GTA يا MAFIA( سروره گاد فادر ) شما در هنگام تصادف مقداري از HEALTH (يا همان جون) خودتان را از دست ميدهيد - گرافيکه محيط بازي و خيابانها و چهره شخصيتها بسيار افتضاحه و زير خطه فقر قرار داره و فاقد جزيياته - اگه کل ۵ قسمت شهر نيو يورک رو زير و رو کنيد و ساعتها بگرديد در بازي تنها۲ نوع کاميون و اگه اغراق نکرده باشم , روم به ديوار , زبونم لال و از اين حرفها شايد فقط بتونيد ۳ يا ۴ نوع ماشين سواري پيدا کنيد , که در نوع خودش جالبه و باز هم تلاشهاي شبانه روزيه EA براي ساخت اين بازي رو نشون ميده - فقط شخصيتهاي اصليه داستان مثل پدر خوانده و مايکل و ساني و لوکا و تام و فرانکي و سالي و مونک و دو سه نفر ديگه داراي چهره ي مجزا هستن(که اينا هم  باز بخاطره  تلاشهاي شبانه روزي و تبليغهاي فراوانه EA در سايتها و رو يه پاکتهاي بستني و تخمه و...  بوده که تونسته(يا به عبارتي مجبور شده) صورت اين چند نفر رو بسازه و گرنه اگه ساخت اين بازي رو سر سري ميگرفت اين بازي دود هوا ميشد) - هيچ شخصيت ديگري در بازي داراي چهره ي مجزا نيست و چهره ي بقيه ي گنگسترها مثله دون هاي خانواده هاي مختلف و پليسها و اعضاي ساير خانواده ها همگي شبيه هم هست و همگي داراي يک چهره ي مشترک هستند(که من همشون رو مثل برادرهاي n قلو ميدونم, هيچ کومشون رو نميتونيد از هم تشخيص بديد مگر خدشون رو معرفي کنند) حتي لباسهاشون هم يکي هست و فقط و فقط در رنگ با هم تفاوت دارن اون هم واسه اينه که بتونيد خانواده هاي ديگه رو از هم تشخيص بديد(متاسفانه به جز شخصيتهاي اصليه خانواده CORLEONE چهره ي ساير اعضاي خانواده  نيز همينطوره و هيچ فرقي با هم ندارن) - داستان بازي بسيار کوتاه هست و حتي اگه گيمر خوبي هم نيستيد و اگر بتونيد با کنترل افتضاحه بازي در رانندگي و ... کنار بياين بازي  بين ۱۰ تا ۱۲ ساعت به پايان ميرسه - محيط بازي پس ۲ يا ۳ ساعت بازي کردن کاملآ تکراري ميشه و تازگيه اوليه ي خودشو از دست ميده)-و اما مهمتر از همه اينها  بشنويد از ضعيفترين قسمت بازي:
همه ساختمانهاي شهر نظير قصابي ها و آرايشگاه ها و نان  فروشي ها و هتل ها و بخصوص ساختمانهاي خانواده هاي مختلف, شبيه هم هست بطوريکه در مرحله پاياني بازي که بايد ساختمانهاي خانواده هاي ديگه رو تصرف کنيد به  اين نکته پي ميبريد که بطور مثال در همه ي ساختمانها, در , در يک طرفه يا زير زمين همه ي ساختمانها زير راه پله هست يا آشپزخونه ي هر کدوم کنار در زير زمين هست و ... (خودتون بهتر ميدونيد...)-هتلها هم ماجراي ساختمانهاي ۵ خانواده رو دارن يعني داخل همشون شبيه هم هست و يک ذره هم با هم فرق ندارن و اگه بتونيد نقشه ي يکي از هتلها يا ساختمانها رو حفظ کنيد(اين کار در مرحله ي ما قبل پاياني و مرحله ي اخر خيلي خيلي بدرد ميخوره) در ساير هتلها و ساختمانهاي شهر به هيچ مشکلي بر نميخوريد که از اين لحاظ واقعآ بايد از EA تشکر کرد چون خيلي زحمت کشيده (آيکون خنده) و معماري زيباي ساختمانهاي شهر نيو يورک در اون زمان رو به تصوير کشيده... در حليکه در بازيهاي مشابه اين بازي مثل GTA شما ميتوانيد از هر ساختمان (مثل لباس فروشيها-هتلها-کازينوها-سالنهاي وزنه برداري و...) حداقل ۳ يا ۴ نوع ساختمان با معماري مختلف و زيبا مشاهده کنيد و محيط بازي اصلآ واستون تکراري نميشه(بر خلاف گاد فادر)  - اما اگه از اين مشکلات و ضعفها و انتقادهاي بچه گانه بزگريم(البته به نظر شما) قسمت SOUND بازي در حد متوسط قرار داره و تنها سود مثبتي که EA  تونسته از فيلم GODFATHER ببره شايد همون داستان و آهنگهاي زيباي فيلم بوده که اين هم باز از شاهکارهاي EA محسوب نميشه و EA  تنها زحمت خريد مجوز اين آهنگ رو بر عهده داشته که در اين قسمت هم واقعآ بايد به سازنگان بازي بخصوص بخش AUDIO خسته نباشيد گفت(البته از طرف منتقدين من اين زحمت رو متحمل ميشم!!!!) (آيکون خسته نباشيد) البته براي اطلاعات عمومي خوبه که بدونيد زحمت خوندن آهنگ اصليه (متن) فيلم (که من دارم الان آهنگشو گوش ميدم) رو ,               برادر , ANDY WILLIAMS  کشيده که از خواننده ها و بر و بچه هاي خوب آمريکايي هست - من به نوبه ي خودم اگه جايه EA بودم , اولآ براي حفظ آبروي برنامه نويسان و سازندگان بخش GAME PLAY  و ثانيآ براي کاهش بودجه ي ساخت اين بازي و ثالثآ براي پيشگيري از انتظار بيش از حد هواداران براي عرضه ي اين شاهکار هنري ( آيکون دروغ غ غ غ غ ... غ (n)) زحمت برنامه نويسي و ساخت بخش GAME PLAY  رو به بر و بچه هاي خوب و با صفا و از همه مهمتر مستعد ايروني ميسپردم تا نشون بدن که اگر امکانات و سرمايه داشته باشن هر چي GODFATHER , MAFIA , GTA  هست رو ميزارن تويه جيبشون و راه ميرن و بازيهايي صد پله بهتر از اينهارو ميسازن و نشون ميدن که استعداد و همت بچه هاي ايروني چقدر بيشتر از اونهاست که اين همه تبليغات کردن و اين همه گيمر رو تو جهان الاف خودشون کردن تا يه همچين بازيه آشغالي رو بدن بيرون (البته از نظر شما...)
به هر حال اين اگر چه تونست فروشه خوبي پيدا کنه (فقط بخاطر تبليغات زيادي که کرده بود ) اما نتونست انتظارات هوادارانشو بر آورده کنه و در مقابل بازيهايي نظير GTA ,MAFIA  هيچ حرفي براي گفتن نخواهد داشت.

ماشين ها در مافيا - ۲۰۰۴ و پدرخوانده - ۲۰۰۶

تعداد ۶۰ اتوموبيل در مافيا و ۵ - ۶ اتوموبيل در پدرخوانده.....


در پايان ار اينکه اين نقد بلند رو خونديد متشکرم.منتظر پيشنهادها و انتقادهاتون هستم

2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 15:37  توسط صادق  | 

Alone in the Dark: The New Nightmare
bullet_green این بازی با آنکه قدیمی است ، ولی بناربر تصمیمی که بازیکده مبنی بر نوشتن نقد بازی های قدیمی و تکمیل آرشیو آن  نقد شده و امیدوارم که مورد توجه شما  قرار گيرد .   bullet_green

مقدمه
آیا با پدر سبک بازی های وحشت/ اکشن/ ماجراجویی  (Horror Action Adventure ) آشنایی دارید؟! در سال 1992 کمپانی Atari اولین شماره از بازی تنها در تاریکی (Alone in the Dark) برای کنسول 3DO ساخت و سپس برای PC  نیز این بازی را در نظر گرفت که در آن زمان گرافیک ساده ای داشت ولی یکی از پایه گذاران این سبک به حساب می آید . بعد از 2 سال  و در 1994 شماره دوم از این مجموعه ساخته شد و به فاصله تنها یک سال(1995) شماره سوم نیز روانه بازار گشت که بعد از شماره سوم در سال 96 بازی تنها در تاریکی: انتقام جک یک چشم(Alone in the Dark: One-Eyed Jack's Revenge) نیز منتشر گشت ؛ همچنین یک شماره دیگر بنام Alone in the Dark: Trilogy   در سال 97 ساخته  و توسط آتاری منتشر شد که همگی آنها گرافیک قابل ملاحظه اي نداشتند ، اما بازی Alone in the Dark: The New Nightmare  ( تنها در تاريکي: کابوس جديد) در سال 2001 منتشر شد که حرف های زیادی برای گفتن داشت که از نظر گرافیکی و جلوه های بصری و صوتی پیشرفتش قابل تحسین بود ( البته برای ما نه گیم اسپات) سازنده این شماره Darkworks و ناشر همیشگی آن یعنی Atari بود که نسخه PC  این شماره توسط Spiral House  تبدیل شده بود که با نسخه های PS و PS2 و DC تفاوت خاصی نداشت .

 

این بازی دارای نکات خوب و بد زیادی است که نکات خوبش بر بدش بیشتر می چربد و همین نکته هاست که بازی های خوب و بد را از هم مجزا میکند ٬ ما سعی کردیم تا تمام نکات این بازی را برای شما در بازیکده بیان کنیم تا به ارزش واقعی این بازی پی ببرید .

داستان
آیا تا به حال تنها در تاریکی مطلق قرار گرفته اید؟ آیا این تنهایی برای شما ترسناک بوده ؟ آیا ممکن است در پس این تاریکی های به ظاهر ساده هیولاها و موجودات عجیب و غریب وجود داشته باشند ؟
برای دانستن پاسخ تمامی این سوالات با نقد بازی تنها در تاریکی همراه باشید تا ترس را در تاریکی تجربه کنید آنهم از نوع سایه های وحشت ! بله سایه ها هم ممکن است موجب وحشت گردند که با روشن کردن یک چراغ همگی از بین میرود ! آیا این ها توهم است یا اینکه تمامی این ماجرا ها حقیقتی است که باید دانسته شود .
اوبد مورتون در سال 1931 چشم به جهان گشود از همان کودکی کنجکاو بوده و سعی در ساخت وسایل عجیب و غریب داشته که این ذهن خلاق او در سنین جوانی بیشتر بروز کرده و در یکی از جزایر دور افتاده بنام جزیره سایه ها ( Shadow Island ) مشغول آزمایش بر روی سایه های موجودات زنده بوده و با استفاده از کتیبه های قدیمی و سرخپوستی و دست نوشته ها میتواند به سایه ها فرمان دهد و آن ها را تحت فرمان خود نگهدارد .
ادوراد کارنبی یک کارگاه خصوصی است و از هوش و ذکاوت خاصی برخوردار می باشد که نا خواسته پایش وارد این جزیره باز می شود ، جانسون ( معاون رئیس کارنبی)  از ادوارد کارنبی تقاضا میکند تا دست نوشته ها را برای او از جزیره بیاورد ، که در این میان حتی یکی از مامورین سابق جانسون  بنام فریسک که اتفاقا یکی از صمیمی ترین دوستان ادوارد نیز بوده کشته شده و جنازه او نیز هرگز در جزیره یافت نشده  بنابراین ادوارد دو انگیزه برای رفتن به جزیره دارد هدف اول او یافتن قاتل و یا قاتلین دوست صمیمی اش است و انگيزه دوم پیدا کردن دست نوشته ها و کتیبه های تمدن افکانی .
در این میان آلین سیدراک متخصص اتولوژی از دانشگاه بوستون  نیز برای تحقیق در مورد دست نوشته ها و تمدن افکانی به همراه ادوارد کارنبی وارد جزیره سایه ها میشود که کمک های شایانی به ادوارد در میان بازی میکند . هواپیمای آنها هنگامی که وارد جزیره می شوند از کار افتاده و سقوط میکند و حوادث زیادی برای آن ها اتفاق می افتد که باید خودتان در بازی به آنها پی ببرید .

 
گرافیک  و کنترل و دوربین
شما در این بازی میتوانید توسط 2 کاراکتر وارد بازی شوید . شخصیت اول بازی ادوارد کارنبی 33 ساله و کارگاه خصوصی می باشد که روند بازی با او بیشتر حول مبارزات با حیوانات و سایه های جهنمی است و کمتر به نکات فکری بازی بر خواهید خورد اما در مقابل هنگامی که با آلین سیدراک بازی میکنید کمتر با اسلحه و بیشتر با فکر و تدبیر بازی خواهید کرد که این یکی از نکات برجسته بازی محسوب می شود که تیم سازنده سعی در جلب هر نوع سلیقه ای را داشته . کلا روند بازی با هر دو کاراکتر عالی می باشد به طوری که معماهای ساده و سختی نیز در میان بازی وجود دارد که آن را از یکنواختی خارج می کند .
کنترل بازی با اینکه بصورت سوم شخص ساخته شده ولی معایبی در آن وجود دارد ، بعنوان مثال تا هنگامی که تیرتان تمام نشده نمی توانید خشاب گذاری کرده و Reload کنید و یا در هنگام درگیری از نشانه گیری دقیق خبری نیست و بصورت اتومات نشانه روی میکند که این گونه کنترل کمی موجب آزار بازیکننده میشود . ( اگر با کامپوتر این بازی را انجام میدهید بهتر است از گیم پد استفاده کنید چون استفاده از جوی استیک یا گیم پد بسیار راحتر از موس و کیبرد است) دوربین همانطوری که گفتیم بصورت سوم شخص ساکن است و از زوایای ثابت برای این بازی استفاده شده که از جلوه های سینماتیک گرفته شده و اثر را به یک بازی سينمایی شبیه کرده ، اینگونه دوربین ها حس سینماتیک و سینمایی بودن را بیشتر در انسان تلقین میکنند تا این که مانند دوربین در بازی سایلنت هیل مدام با کاراکتر در حرکت باشد . البته این گونه دوربین ها برای بعضی ها نقطه ضعف و برای بعضی ها نقطه قوت می باشد ( بستگی به علایق بازیکننده دارد) که من خودم  با اینکه بعضی از صحنه ها رو خوب نمی دیدم  ولی به نظر من دوربین بدين  صورت بسیار جذاب تر از دوربین متحرک است ، به شرطی که بازیکننده به آن عادت کند .
گرافیک بازی از نکات خوب آن است ، سازندگان به خوبی و با حوصله زیاد پس زمینه بازی را طراحی کرده اند و نهایت هنرشان را بهره گرفتند تا بتوانند جلوه های بصری زیبا را در آن خلق کنند که در نوع خود نیز واقعا زیبا طراحی شده است . یکی از نکات جالب بازی در طراحی نورپردازی آن است به گونه ای که تیم سارنده اصرار خاصی در استفاده از چراغ قوه در محیط های کاملا تاریک داشته که در زمان خود یک نو آوری محسوب میشد ( گرچه این مورد قبلا در بازی سایلنت هیل نیز مورد استفاده قرار گرفته بود ولی به اندازه بازی Alone in the Dark مورد استفاده قرار نمیگرفت) به نحوی که باید در بسیاری از مواقع چراغ قوه تان روشن باشد تا زنده بمانید و بتوانید نفس بکشید چون خاموش شدن چراغ همانا و هجوم سایه ها همان! این ابداعات و ابتکارات در طراحی گرافیک بازی باعث جذابیت دو چندان بازی از نظر گرافیکی شده است .
تنها ایرادی که از گرافیک آن میتوان گرفت در طراحی کاراکتر های آن می باشد به گونه ای که چهره شخصیت ها از جزیات خوبی برخوردار نیستند و همچنین در هنگام صحبت با یکدیگر اثری از تکان خوردن فک دیده نمی شود که این موارد از نکات ضعف آن است .


صدا گذاری و هوش مصنوعی
موسیقی بکار رفته بسیار عالی با روند بازی همخوانی دارد ، بودن در تاریکی بدون موسیقی خوب به نظر هر بازیکننده لوس و بی معنی است پس این موسیقی قوی است که میتواند بر هیجان بازی افزوده و کیفیت آن را به مراتب بالاتر ببرد , در این بازی هر اتفاق و عکس العملی توام با یک موسیقی خاص است ، هنگامی که موسیقی نواخته میشود زمانی است که نفس هایتان را باید در سینه حبس کنید و منتظر حواث غیر قابل پیش بینی باشید پس مواظب خودتان در تاریکی باشید و به موسیقی هم خوب گوش کنید چون هیجان بازی در بعضی از مواقع به حدی بالاست که ممکن است تا مرز سکته و ایست قلبی هم پیش بروید! برای همین این بازی برای افرادی ( بالای 17 سال)  که مشکلات قلبی دارند به هیچ وجه توصیه نمی شود ( ازما گفتن بود باقیش به خودتون بستگی داره) .
صداگذاری محیط ها و باز و بسته شدن درهایی که باد تکان میدهد و صداهای مخوفی که از اعماق تاریکی بر میخیزد همگی خوب و زیبا کار شده و صد در صد بر روی اعصاب بازیکننده تاثیر می گذارد و این روند تا انتهای بازی رعایت شده است . صداهای در هم و برهم در بعضی از اتاق های عمارت واقعا خوفناک بوده و در نوع خود جالب توجه نیز است به طوریکه هنگامی که اتاقی را عوض میکند موسیقی نیز عوض شده و تغییر می کند ،  تیم سازنده از موسیقی های مختلف در بازی استفاده کرده که هر یک در جای و مکان خود به خوبی در بازی حس ترس و  تنها بودن در تاریکی را القاء میکند .
هوش مصنوعی در بازی تنها در تاریکی در بعضی مواقع خوب و در بعضی مواقع ضعیف کار شده است . بعنوان مثال هنگامی که با چراغ قوه می خواهید دشمنانتان را از خود دور کنید آنها سعی در دور زدن شما و از پشت سر حمله کردن به شما را دارند که این از نکات مثبت در هوش مصنوعی می باشد ولی در جای دیگر هنگامی که در مرداب با انبوهی از زامبی ها برخورد میکنید زامبی آنقدر کند حرکت میکنند که خیلی راحت از آنچیزی که فکرش را میکنید میتوانید به آنها جا خالی دهید که این مورد را از نکات منفی در طراحی هوش مصنوعی میتوان پنداشت .
هوش مصنوعی بکار رفته در غول های بازی نیز  در حد بالایی نیست و میتوانید روی مهارت های آلین و ادوارد در فرار از دستشان حساب کنید !
در پابان
بازی تنها در تاریکی : کابوس جدید با آنکه ضعف های کوچکی دارد ولی به هیچ عنوان از ارزش این بازی نمی کاهد و این بازی همچنان یکی از بازی های مطرح در این سبک می باشد که در 3سی دی  عرضه شده و برای کنسول های PS , PS2 , DC , GBC و PC منتشر گشته و شما را به دنیای تاریکی ها فرو خواهد برد . شماره پنجم از این مجموعه نیز برای کنسول های نسل آینده (PS3 و X360 ) در حال ساخت می باشد . پس اگر هنور  Alone in the Dark: The New Nightmare را بازی نکرده اید  فرصت را بیشتر از این از دست ندهید

2 نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 17:48  توسط صادق  | 

Stubbs the Zombie

هميشه شاهد نبرد انسان و زامبي (انسانهايي كه بعد از مرگ دوباره زنده ميشوند و به اين دنيا باز ميگردند و با خوردن مغز انسانهاي ديگر آنها را نيز به زامبي تبديل ميكنند) بوده ايم و در بازي ها  هميشه ما بر ضد زامبي ها بوديم ولي اين بازي كمي فرق دارد و در اين بازي شما ديدي متفاوت نسبت به اين نبرد داريد ، شما زامبي هستيد.اين بازي از جايي شروع ميشود كه فردي ميليونر در يك محل شهر آينده را ميسازد كه در آن از رباتها استفاده ميكند و ماشينها همگي هاوركرافت هستند و شهري قانون مند است ولي يك مشكل كوچك وجود دارد آن هم زامبي ها هستند.بازي در دهه 50 است .

شما در نقش شخصيت اول داستان Stubbs هستيد كه سر از خاك بيرون مياوريد و شروع به خوردن مغز ميكنيد و يك شخصيت ربات در بازي وجود دارد كه به شما كمك ميكند تا كنترل Stubbs را ياد بگيريد و چگونه از اسلحه هاي خود استفاده كنيد. بازي كمي كمدي است اين باعث شده تا كمي از درصد خشونت بازي كاهش دهد. اسلحه هاي بازي عبارتند از : سر و روده و گاز روده و دست Stubbs  .   Stubbs ميتواند سر خود را جدا كرده و مانند توب بولينگ آنرا قل دهد تا به هدف خود برسد و بتركد ، اين اسلحه بيشتر در زماني كار برد دارد كه عده ي زيادي از دشمنان در يكجا جمع شده اند و اين اسلحه همه ي آنها را به زامبي تبديل ميكند. Stubbs ميتواند روده ي خود را پرتاب كند مانند نارنجك روده بعد از مدتي ميتركد ، اين اسلحه بيشتر براي زماني كاربرد دارد كه عده اي از دشمن در يك مكان جمع شده اند و باعث ميشود كه از هم دور شوند و هر كسي كه در اطراف روده باشد به زامبي تبديل ميشود. گاز روده ، شما بايد به ميان دشمنان برويد و از آن استفاده كنيد و گاز تمام اطرافيان شما را تا مدتي مدهوش ميكند ،اين در زماني كاربرد دارد كه شما ميخواهيد پيروان خود را افزايش دهيد و در زماني كه حواسشان پرت است مغز آنها را بخوريد. در آخر دست Stubbs است كه خيلي بازي را هيجان انگيز تر كرده است Stubbs ميتواند دست خود را جدا كند و سپس شما ميتوانيد كنترل دست او را بر عهده بگيريد و به نزديكي يكي از دشمنان برويد بر او مسلط شويد و كنترل او را بدست بگيريد ، و در اين زمان بدن Stubbs بايد در جاي امني باشد زيرا وقتي كنترل دست او را بر عهده داريد بدن او آسيب پذير است و بدون دفاع ميباشد. تمامي اين اسلحه ها بوسيله ي مغز هايي كه شما ميخوريد شارژ ميشوند. در بازي شما ميتوانيد كنترل ديگر زامبي ها را نيز در اختيار بگيريد البته كمي محدود است ، شما ميتوانيد جهت حركت آنها را تعيين كنيد و يا با صوت آنها را به طرف خود بياوريد . شما ميتوانيد از آنها به عنوان سپر استفاده كنيد و يا آنها را بطرف مينها بفرستيد تا براي شما راه را باز كنند.
البته در بازي راههاي ديگري نيز براي زامبي كردن ديگران وجود دارد. دشمنان بازي افراد مختلفي را تشكيل داده كه ميزان آسيب رساندن آنها متفاوت است در آنها از مردمان بي دفاع گرفته تا سرباز هاي ارتش و RPG  زنها . معما هاي بازي واقعا آسان طراحي شده و در بازي فقط يك راه وجود دارد يعني تمام درها در خيابان بسته است و اگر كمي محيط بازي بزرگتر بود و ميتوانستيد وارد خانه ها شويد و احساس يك زامبي در يك شهر و ميخواهيد تمام افراد را به پيروان خود تبديل كنيد ،بازي بي نظيري ميشد.

گرافيك
در بازي از موتور گرافيكي halo  استفاده شده است . جزييات شخصيتهاي بازي خوب كار شده مخصوصا زماني كه مرده ها به زامبي تبديل ميشوند. محيط بازي نيز خيلي زيبا طراحي شده است و كاملا با دهه 50 مطابقت دارد. شهر آينده نيز زيبا و جالب طراحي شده است. بازي كمي حالت كارتوني دارد و كمي محيط ها خنده دار شده است. انيميشن بازي نيز خيلي خوب كار شده است مانند قسمتهاي حركت زامبي كه واقعا واقعيت گراست. در كل گرافيك بازي عالي كار شده و باعث شده تا سيستم مورد نياز براي بازي بالاتر رود.

صداگذاري
در هيچ بازي زامبي ها صدا نداشتنه و در اين بازي  Stubbs صحبت ميكند و طرز صحبت او خيلي جالب است.در بازي آهنگهاي زيادي وجود دارد كه واقعا زيبا هستند كه شما را بياد دهه 50 مياندازد ولي اين آهنگها در خود بازي زياد پخش نمي شود . صدا گذاري ها نيز واقعا عالي كارشده است مخصوصا ناله هاي قرباني هايي كه شما مغز آنها را ميخوريد.


تنها ايرادي كه من ميتوانم از اين بازي بگيرم كوتاه بودن بازي است و سيستم بالايي كه نياز دارد.در آخر ميگويم كه اين بازي ارزش بازي كردن را دارد. كافيست شما فقط 5 دقيقه بازي كنيد ميبينيد كه ديگر نمي توانيد بازي را رها كنيد.

2 نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 15:27  توسط صادق  | 

Ninja!