دیر یا زود Ubisoft عنوان هایی را بیرون می دهد که حجم آن ها به یک سی دی می رسد. Call of Juarez نما عنوان جدید این شرکت با تمام خوبی ها و کیفیت عالی که دارد فقط 2.8 گیگ بر روی سیستم فضا اشغال می کند. گرافیک فوق العاده آن با پردازنده گرافیکی 8600 با بهترین حالت قابل اجراست این بازی یک عنوان اول شخص متفاوت با تمام بازی های روز است.این عنوان فقط از نظر گرافیکی به Call of Duty 4نزدیک است ولی از بقیه نظرها هیچ نقطه مشابهی ندارد. سبک اکشن در قرن 18 کابوی ها دوئل های Showdown(توضیح در بخش گیم پلی) اسب سواری غرب وحشی جنگ های داخلی و غیره این بازی را به یک عنوان ناب تبدیل کرده و ارزش چند بار بازی کردن را داراست.

آنچه گذشت.....
داستان بازی مربوط به برادران مک کال ((McCall است. ری و توماس(Ray .Thomas) داستان قسمت دوم اتفاقات قبل از داستان اول را شرح می دهد این که چرا ری از یک قاتل حرفه ای به یک کشیش تبدیل شده و سر آن گنجینه اسرار آمیز چه آمده است... در جنگ های داخلی آمریکا که ارتش جنوبی به ارتش شمالی حمله کرده است ری و توماس عضو یکی از گروه های شمالی هستند آنها وقتی متوجه می شوند که دهکده محل زندگی آنها مورد حمله قرار گرفته ارتش را ترک و به محل زندگی خود برمی گردند وقتی به خانه می رسند ویرانه های خانه خود را می بینند مادر آنها کشته شده و برادرشان در خانه زندانی کرده اند پس از باز پس گرفتن خانه تصمیم می گیرند که به دنبال گنجینه اسرار آمیزی که شایعهآن همه جا پخش شده بروند و به کمک آن خانه خود را باز سازی کنند ولی همه چیز بر وفق مراد پیش نمی رود آنها متوجه می شوند که برای رسیدن به گنجینه به مدالیون مخصوصی برای باز کردن در گنجینه دارند در این بین کشمکش های زیادی دیده می شود مثلا قومی از سرخپوستان به نام Apache قصد در باز پس گرفتن مدالیون از قومی دیگر با کسی به نام Mendoza وارد معامله می شنود که مندوزا برای این معامله به آنها قول 300 قبضه اسلحه می دهد مندوزا این سلاح ها را از یک دلال اسلحه خریداری می کند که بعد ها از آب در میاید که دلال اسلحه همان فرمانده ارتشی است که ری و توماس آن را ترک کرده اند در این بین ری عاشق زنی به نام مارسیا (نامزد مندوزا) می شود ولی ماریسا از توماس خوشش می آید همین مسئله هم باعث کدورت بین دو برادر می شود... داستان این بازی نسبت به دیگر بازی ها متفاوت است تمام عناصر خشونت احساسات برادری دوستی و دشمنی در داستان این بازی دیده می شود و آن را از دیگر بازی ها متمایز می کند دیگر از تخیلات و خالی بندی خبر نیست و همه آنها به واقعیت نزدیک هستند و امکان اتفاق آنها خیلی زیاد است....داستان این عنوان ارزش امتیاز 10 را دارد.
خوب،بد، زشت
کسانی که فیلم خوب بد زشت را دیده باشند در این بازی چیز های بسیار آشنایی به خصوص در نوع موسیقی آن دیده اند این بازی از نظر موسیقی حرف ندارد موسیقی های بسیار جذاب و متفاوت از سبک های دیگر این زیبایی در مبارزه ها و دوئل ها به اوج خود می رسد موسیقی سر شار از جذابیت و هیجان صدای بازی هم کمی از موسیقی ندارد انواع و اقسام افکت های صوتی در بازی شنیده می شود.بهترین بخش صدا دیالوگ های آن است دیالوگ هایی که بین ری و توماس در طول بازی شنیده می شود بسیار جالب و گاهی هم خنده دار است این دو برادر یکسره در حال صحبت راهنمایی تیکه پرانی فحش دادن مسخره کردن و تحسین کردن یکدیگر هستند به طوری که در طول بازی به هیچ وجه شما احساس تنهایی و خستگی نمی کنید.
بهتر یا بدتر.....

این بازی به در گرافیک بسیار به عنوان FarCry نزدیک است ولی مشکلات بیشتری دارد بگذارید برای بهتر متوجه شدن شما این طور توضیح بدهم که ،گرافیک عالی و بی نظیر فارکرای 2 را در نظر بگیرید با این مشکلات: سایه زنی بازی خوب است ولی لبه های سایه پر از لرزش است و Anti aliasing هم هیچ کمکی به آن نمی کند. جزئیات و آبجکت هایی مثل علف ها سنگ ها جعبه ها و ذرات خاک در جای جای بازی درست بارگذاری نشده و وقتی به آن نزدیک می شوید بار گذاری می شود .در آن طرف گرافیک این بازی در فیزیک طراحی کارکتر ها طراحی مراحل مدل اسلحه ها و جرئیات و جاوه های بصری خارق العاده است فقط کافیست اسلحه بدست در یکی از شهر های ایالت آریزونا در سال 1864 قدم بزنید به فضای گرم و دوردست و به حرارتی که از سطح زمین بلند می شودنگاه کنید تا منظور من را بهتر درک کنید. طراحی کارکتر های ری و توماس حرف ندارد و جزئیات و فیزیک عالی در آن به چشم می آید. مدل های اسلحه ها هم از اسلحه های قدیمی و دقیقا از روی مدل های واقعی برداشته شده اند. طراحی مراحل و فضاهای باز با تمام جزئیاتی که دارد با سیستم های ضعیف هم به خوبی رندر می شود و از افت فریم خبری نیست. بافت ها وVertex های موجود در مدل ها از فارکرای 2 هم قوی تر است .در کل باید گفت با تمام فرازو نشیب هایی که در طراحی گرافیک بازی وجود دارد این عنوان بازی با گرافیک غنی به شمار می آید و واقعا نامردی است که بخواهیم بیش از حد به اشکالات ریز آن پیله کنیم.Cover system به سبک وسترن تنها مشکلاتی که در گیم پلی بازی وجود دارد یکی دست و پا گیر بودن کارکتر ها در بعضی مراحل است که حسابی اعصاب خورد می کند. یکی هوش مصنوعی نامتعادل دشمنان است که گاهی آنقدر خوب پناه می گیرند که نمی فهمید از کجا دارید تیر می خورید و گاهی آنقدر احمق هستند که مستقیم می دوند طرف شما و فریاد می زنند مرا بکش. ولی این اشکال در هوش مصنوعی دو برادر دیده نمی شود و فقط مربوط به دشمنان است. مشکل آخر هم کمبود پول برای خرید اسلحه هست برای خرید شما به پول احتیاج دارید از دو راه می توانید پول بدست بیاورید در طی بازی دو سه مرحله به شما وقت داده می شوید تا با انجام ماموریت های فرعی در بازی پول بدست بیاورید که پولی که می گیرید آنقدر ناچیز است مثل آن می ماند که کارکنان شرکت Ubisoft ماهی 10 دلار حقوق بگیرند .راه دیگر هم جمع کردن پول از جسد دشمنان که طاقت فرسا ترین کار در بازی است یا این دو کار را باید انجام دهید یا دور اسلحه جدید را خط بکشید. حالا نکات مثبت بازی می توان به انواع مختلف سلاح در بازی اشاره کرد در بازی پنج شش نوع کلت دو نوع شاتگان تک تیز انداز چاقو دینامیت تیر کمان مسلسل های بزرگ Gatling Gun و چندین نوع سلاح دیگر یافت می شود از دیگر جذلبیت های منحصر به فرد بازی دوئل های Showdown هستند که با این که چند بار در بازی تکرار می شود ولی به هیچ وجه خسته نمی شوید دوئل به این صورت است که دو نفر به صورت دایره روبروی هم می چرخند دست خود را نزدیک سلاح کمری خود نگه داشته و با شنیدن اولین صدای زنگ کسی که زود تر اسلحه خود را بیرون بکشد و شلیک کند برنده خواهد بود چون مسلما طرف مقابل مرده است. گیم پلی این بازی پر از نو آوری هایی است که به هیچ وجه شما را خسته نمی کند. استفاده از سلاح های مختلف اسب سواری کالسکه سواری گاهی هم قایق سواری بالا رفتن از در و دیوار به وسیله توماس تعقیب و گریز با دشمنان ماموریت های جانبی و غیره و غیره به شما اجازه خسته شدن را هم نمی دهد. راستی نکته بسیار مهم دیگر در گیم پلی استفاده از قدرت تمرکز یا Concentrate است که به شما این اجازه را می دهد تا شش دشمن را در آن واحد ناکار کنید طرز استفاده و کار آن را توضیح نمی دهم چون از جذلبیت بازی می کاهد. نکته خوب دیگر هم نوع کاور گرفتن است که تا به حال در هیچ بازی دیده نشده بهتر است خودتان آن را تجربه کنید.....

نتیجه فقط یک چیز.....
Call of Juarez: bound in blood را از دست ندهید !!!!

بیش از 350 انتقاد توسط کاربران در Gamespot به ثبت رسید...بیش از 780 انتقاد در سایت اصلی GTA به ثبت رسید...بیش از 60 کاربر بخش review این بازی را در سایت Amazon.com با انتقادات پر کردند و امتیاز 1 از 5 را به این بازی دادند!...و کاربران سایت Gamespot امتیاز این بازی را برای PC زیر 7 اعلام کردند...
مشکلات اعلام شده عبارتند از سرعت غیر قابل تحمل و افت شدید Frame Rate ، کوتاه بودن Draw Distance و در مواردی حتی ندیدن کوچه مجاور!، crash های مکرر، نمایش داده نشدن بسیاری از ساختمان ها و اشیاء، texture هایی که نمایش داده نمی شوند و دکمه هایی که در menu اصلی بازی کار نمی کنند!
کمپانی سازنده این بازی RockStar’s مشکلات پیش آمده را مرتبط با کارت گرافیک 7900 nVidia و ATI 1900 و درایور nVidia می داند و به کاربران قول داده است که به زودی nVidia درایور جدیدی برای این مشکل ارائه می کند.
اما بشونید از واقعیت هایی که کاربران اظهار داشتند...خارج از سیاست های کثیف کمپانی ها!!
این کمپانی 1 سال پیش اعلام کرد که بازی GTAIV براحتی بر روی کامپیوترهای قدیمی (حداکثر 2 سال قدیمی) به خوبی اجرا خواهد شد و برای همین هزاران نفر این بازی را برای PC پیش خرید کردند... یک ماه پیش اعلام کرد که این بازی برای کامپیوترهایی که حداکثر 1 سال قدیمی باشند براحتی قابل اجراست و صدای عده ای را که پیش خرید کرده بودند در آورد...و امروز بعد از انتشار بازی، چیزی بعنوان Recommended system برای این بازی اعلام نشده و فقط حداقل سیستم مورد نیاز اعلام شده است!...چون حتی یک سیستم High-End امروزی هم قادر به اجرای صحیح بازی نیست، تصور کنید این بازی قادر به اجرای صحیح در یک Quad-Core 3Ghz - 4GB DDR3 - nVidia 9500GT 512 DDR3 نیست!!
خیلی ها بر این باورند که RockStar’s در انتشار نسخه PC عجله کرده و برای اینکه فروش خود را تا قبل از سال جدید میلادی بالا ببرد، یک بازی پر عیب و ایراد را منتشر کرده که نیاز به یک patch سه گیگابایتی دارد!! (عده ای این بازی را یک Malware معرفی کردند!!)
خلاصه RockStar’s این دفعه بر خلاف نسخه های قبلی GTA حسابی گند زده و اگر تصمیم دارید GTAIV رو بگیرید، بهتره عجله نکنید و منتظر نسخه های Patch شده بمانید...چون بنظر می رسه حجم فایل Patch بسیار بالا باشه و غیر قابل دانلود با سرعت اینترنت خانگی...
ظاهرا صنعت بازی سازی که به یک صنعت چند میلیون دلاری تبدیل شده و جاپای Hollywood گذاشته، درگیر مسائل سیاسی شده و امروز هدف کمپانی ها کسب درآمد میلیونی است و نه ایجاد سرگرمی برای بی کارها!!
و حالا نوبت مسخره ترین قسمت داستانه!!
RockStar's به دلیل حجم بالای error ها یک راهنما برای رفع مشکلات GTAIV درست کرده!!!! (البته برای اولین بار در تاریخ صنعت بازی سازی!!)
http://www.rockstargames.com/support...or%20Codes.doc
و گفته:
Most users using current PC hardware as of December 2008 are advised to use medium graphics settings. Higher settings are provided for future generations of PCs with higher specifications than are currently widely available.یعنی تمام کاربرانی که سخت افزار PC آنها تا دسامبر سال 2008 به روز شده، می بایست بازی را با گرافیک medium بازی کنند!! و تنظیمات بسیار بالا برای PC های نسل های آینده قابل اجرا خواهد بود!!!
ظاهرا این بازی با تمام ورودی/خروجی های کامپیوتر مشکل داره!!...خدا بده صبر به کسانی که بابتش چند صد دلار پول دادند!!
فکر نمی کنم دیگه تو اینترنت خبر دیگری برای GTAIV نسخه PC وجود داشته باشه!!
موفق باشید...
-------------------------------------------------------------
اینم لینک منابع که مستند باشه...
خبر و comment ها در سایت گیم اسپات...
http://www.gamespot.com/news/6201971...dlines;title;1
review ها در سایت آمازون...
http://www.amazon.com/review/product...owViewpoints=1
Forum ها پر شدند از انتقادات شدید...
http://technologyexpert.blogspot.com...pc-issues.html
Rockstar و هجوم کاربران...
http://www.bit-tech.net/news/2008/12...iv-pc-issues/1
Review بازی در بیت-تچ...
http://www.bit-tech.net/gaming/2008/...t-auto-iv-pc/1
راستی منم یکی از طرفدارهای GTA هستم، اونم همراه با Trainer فقط برای ولگردی در شهر و تلف کردن وقت...
اما GTAIV من و میلیون ها کاربر PC رو نا امید کرد...خدا از Rockstar نگذره...
امیدوارم این درسی باشه برای دیگر کمپانی های بزرگ بازی سازی...
منبع بازی سنتر
شكي نيست ، همه شما بازي كنانAssassin's Creed را به خوبي مي شناسيد اگر آن را بازي نكرده باشيد بدون ترديد تبليغات بي حد AC را در يكي از سايت هاي بي شمار گيم ملاحظه نموده ايد. كمپاني نام آشناي UbiSoft بار ديگر با استاديو خود دست به خلق شاهكاري ماندگار زده است. اين كمپاني بازي هاي سرشماري را داراست از جمله : Splinter Cell ، Ghost Recon و Prince Of Persia كافيست نگاهي به بازي هاي اين شركت بياندازيم تا متوجه شاهكار هايش شويم. AC اثري است كه توسط استاديو سازنده اولين قسمت POP يعني شن هاي زمان خلق و ساخته شده است بازي اي همانند نسخه اول POP شاهكاري به يادماندني كه در ذهن تمامي بازي كنان حك خواهد شد. AC نه تنها يك بازي است بلكه شما ساعت ها با آن زندگي خواهيد كرد. حال UbiSoft شما را به جنگ هاي صليبي در سال 1191 اورشليم خواهد برد تا راز هاي پنهان اين تاريخ پر پيچ و خم را با كوشش و كنجكاوي بگشاييد ، ما نيز از اين برجسته اثر UbiSoft توضيحي در حد خودمان آماده كرده ايم.

داستان :
AC از جمله بازي هايي است كه داستان جذاب و درگیر کننده ای را در خود جاي داده است. AC در اصل مربوط به زمان 1191 می شود. اما شما در بازي در زمان 2012 شخصیتی را به نام ميلر (Miler) بر عهده دارید. او DNA هايش یا به عبارتی خاطرات فردی در زمان گذشته به نام الطير را به یاد میاورد در اصل DNA های ميلر و الطير يكي هستند .دانشمندان حال حاضر توانستند با اختراع دستگاهی كه از روي DNA خاطرات را بازگو مي كند. به دوران قدیم بروند. بازي كمي تا قسمتی شما را به یاد سه گانه ماتريكس مي اندازد. در تمامي قسمت هاي بازي اشکالی نمایشی از حافظه و DNA را مشاهده خواهید كرد. بازي بر خلاف عادت هاي جدید يوبي سافت داستاني كاملا خطی را دارد. اما فقط به يك نكته اشاره كنم در پايان بازي ميلر حالت هايي از الطير پيدا كرده و به درستي معلوم نميشود پايان بازي چه خواهد شد و بدون شك اين بازي بيش از يك نسخه خواهد داشت.
چرا الطیر یک انگشت ندارد؟
اگر در تریلر های بازی دیده باشید الطیر یک انگشت ندارد و به جای آن چاقو وجود دارد چرا این انگشت قطع میشود؟شما برای ورود به این گروه باید حسن نیت خود را نشان دهید این کار تنها با قطع کردن یک قسمت از بدنتان انجام میشود البته این کار بیهوده نیست بل که با قطع کردن انگشت سمت چپ شما چاقویی در مچ شما قرار میگیرید که با فشردن یک دکمه به وسیله شستتان این چاقو بیرون می آید این چاقو بهترین یار و همدم شما در مراحل بازی میباشد و هیچ گاه از الطیر جدا خواهد شد. طرز کار این چاقو بسیار ساده است الطیر در زمان مورد نیاز با فشار دادن شست خود بر روی دکمه ای که روی کف دستش قرار دارد باعث خارج شدن چاقو میشود و به دلیل نبود یک انگشت سرباز ها قادر به شناخت آن نیستند.
گرافيك :
نسل هفتم را همه نسل گرافيك مي دانند و كمتر شركتي مي توانيد پيدا كنيد كه به خواهد به سراغ عنصري جزء گرافيك برود و آن را كاملا فراموش كند. متاسفانه AC از همان زمان اعلام ساخت بازي تا به امروز داراي مشكلات گرافيكي بسياري بوده است و سازندگان با وعده هاي بسيار طرفداران اين برجسته اثر را منتظر گذاشته اند! اما باز هم شما همان مشكلات را خواهيد ديد. اين بدين معنا نيست كه بازي از گرافيك بالايي برخوردار نخواهد بود بلكه AC داراي گرافيك بسيار خوب و مطلوبي است و شك نكنيد در سبك خود تا به حال گرافيكي چنين ديده نشده است. اما وجود مشكلات گرافيكي آن هم در بازي اي كه همه چشم به آن دوخته اند كمي بزرگ نمايي ميكند.بپردازيم به گرافيك و نقاط قوت آن :
تصميم دارم براي توضيح كامل گرافيك ، جزئيات را به چند دسته تقسيم كنم كه شامل : محيط ، شخصيت ها ، سلاح ها ، فيزيك و... مي شود.
محيط بازي واقعا زيبا طراحي شده است. از همان ابتدا كه وارد ماجراي AC مي شوید مي توانيد طراحي بي عيب و نقص محيط را ببينيد.طراحي جنگل ها ، گياهان و... با زيبايي تمام به چشم شما مي آيد ، طراحي گياهان ، برگ ها و علف ها همچنين درختان در بازي عالي هستند همه حالت سه بعدي شكل دارند و با مقايسه ميان AC و Halo مي توانید متوجه طراحی عالی گیاهان و... شوید. برگ ها نیز بسیار خوب از آب در آمده اند ؛ طراحي خانه ها بي نظير است ، سازندگان حتي به كوچكترين بخش يك خانه نيز اهميت داده اند هرچند آنان قبل از عرضه بازي درباره بي شباهت بودن خانه ها با يك ديگر سخن مي گفتند اما اين چنين نيست بيشتر خانه ها در بازي كاملا شبيه به هم هستند و نكاتي از آنان تغيير كرده است به عنوان مثال دو خانه در كنار يكديگر قرار دارند خانه اولي داراي پنجره فولادي شكل است و خانه دومي داراي پنجره اي است كه بر روي آن يك فرش پهن شده است و تمامي جزئيات خانه ها با يكديگر يكسان است.
محيط بازي كاملا با نمايشي كه در X06 داده شده است فرق ميكند. به خصوص شهر Acre كه در نمايشگاه X06 به نمايش در آمد ديگر همانند سال 2006 وسيع نيست. بهتر بگويم محيط بيروني شهر كاملا كوچك و كوتاه شده است و كاملا نيز با آن نمايش X06 فرق كرده است. ديگر توانايي وارد شدن با اسب را در محيط شهر نداريد. فضا ها كمي محدود شده اند. طراحي محيط شهر عالي است تمامي جزئيات در آن رعايت شده است اما به راحتي ميتوان حدس زد شهر Acre نسبت به سه شهر ديگر كار بيشتري برده است و شايد سازندگان ميخواستند تنها همين شهر در بازي وجود داشته باشيد!!. در يك شهر مانند دمشق نكات مختلفي ديده مي شود. سكوهايي براي نشستن با مكان هايي شاد و صداي دل انگيز (در توضيحات درباره صداي بازي به اين بخش حتما اشاره خواهيم كرد.) ، حوز ، مغازه هاي كوچك و حتي دورگرد ها كه در تمامي مكان ها در حال فروش اجناس خود هستند. شهر اورشليم دقيقا همانند فلسطين همان روز ها طراحي شده است به تمامي نكات زير و درشت در اور شليم دقت شده است طراحي اورشليم بعد از Acre بهترين است. طراحي خانه ها ، كوچه و... تمامي عالي هستند مهمترين نكته بيت المقدس است.
بيت المقدس واقعا عالي طراحي شده است و نشان مي دهد سازندگان چه قدر به طراحي واقعي بازي اهميت داده اند بيشتر مكان هاي تاريخي در اين شهر نيز دقيقا در بازي ديده مي شود مثلا مسجد جامع اوموي كه در سال 633 بعد از ميلاد در بيت المقدس تاسيس شد و در قرن 11 و 12 ميلادي زماني كه بيت المقدس به تصرف مسيحيان در آمده بود اين مسجد به عنوان پايگاه اصلي مسلمانان به شمار مي رفت و يكي از عوامل مهم براي دستيابي مسلمانان به بيت المقدس بود اگر گشتي در اورشليم بزنيد مي توانيد اين مسجد را در بازي بيابيد .آخرين شهر كه ميتوان گفت سازندگان وقت زيادي براي طراحي ان نزاشته اند شهري است كه افراد فدائيون در ان ساكن هستند اين شهر شما را كمي به ياد Acre و اورشليم مي اندازد. بخش KingDoom از بخش هاي جالب بازي است. اين راه كه چهار شهر بازي را به يكديگر وصل ميكند از جذابيت هاي خاصي بر خور دار است. در طراحي King Doom به نكات ريزي توجه شده است اين بخش به تنهايي وسعت سه شهر بازي را داراست. سازندگان به King Doom نيز كه از نيمه بازي ديگر نيازي نيست از آن عبور كنيد توجه داشته اند. به عنوان مثال در مركز KD شما تابلويي را خواهيد ديد كه روي آن نام چهار شهر نوشته شده و هر كدام به طرف يك راه است. از ديگر نكات اين بخش هم ميتوان توجه به طراحي اسب اشاره كرد كه در اين منطقه ميتوانيد تعداد زيادي از نژاد هاي مختلف اسب را بيابيد
برسيم به شخصيت ها و كاركتر ها در بازي ، همين طور كه گفته مي شد در بازي بيش از 1000 كاركتر طراحي شده است و شما هيچ دو فرد يك شكل را نخواهيد ديد اول بايد بگويم تمام اين حرف هاي سازندگان هم دروغ است و هم راست ، يعني شما در بازي وقتي ميان مردم درحال حركت هستيد شايد افراد كمي را ببينيد كه شبيه به يكديگر باشند اما با كمي توجه و ريزنگري متوجه مي شويد شكل ، ظاهر و اندام افراد بيشتر يكي است و تنها لباس آنان تغيير كرده مثلا يك كاركتر با سه نوع لباس متفاوت در يك مكان حضور دارند. البته تنوع افراد در بازي بسيار است و در محلي كه شما حضور داريد شايد بيش از 60 تا 70 نفر حضور داشته باشند و طراحي تك تك اين افراد كمي مشكل ساز است! اما بايد بگويم كار سازندگان در اين قسمت عالي بوده لباس هاي مردم بسته به شهري كه در آن حضور داريد تغيير مي كند در شهر هايي مانند دمشق لباس عربي شكل بر تن دارند و در شهري مانند اورشليم لباس اروپايي مانند و خيلي مد روز! به تن ميكنند. ديگر كاركتر ها مانند سرباز ها هم جالب طراحي شده اند هر شهر داراي سرباز خاص با لباس نوع خودش است مثلا در شهر دمشق سرباز ها لباس هاي عربي شكل به تن دارند اما سرباز ها كاملا يكسان و يك شكل هستند. طراحي شخصيت الطير واقعا غير قابل وصف است يكي از طراحي هاي عالي در بين بازي هاي در دستان سازندگان اين بازي است. لباس الطير نسبت به جهتي كه در حال حركت هستيد تغيير ميكند و عنصر باد را به نمايش مي گذارد!. صورت و چهره او نيز به خوبي طراحي شده است.
سلاح ها در بازي بسيار كم هستند! در كل بازي الطير 4 سلاح مي تواند حمل كند كه طراحي خاصي ندارد صحبت هاي Jade Raymond درباره وجود 40 سلاح در بازي! كاملا دروغ است

كنترل و روند بازي :
AC از كنترل بسيار جذابي برخوردار است و با مخلوطي از دوربين روان باعث شده بسياري از سايت ها به كنترل اين بازي نمره 10 را بدهند. به صورت كلي گيم پلي بازي به سه حالت تقسيم مي شود. حالت اول در زمان راه رفتن است در اين حالت شما مي توانيد از خنجر الطير ، شمشير ، مشت و چاقو او استفاده كنيد ، با گرفتن RT + B الطير دشمن يا مردم را گرفته و به طرفي هل ميدهد. حالت دوم بازي دويدن است با فشار دادن RT شما مي توانيد بدويد و با گرفتن A و RT به صورت هم زمان سرعت الطير افزايش يافته و او مي تواند از درب و ديوار نيز بالا برود در اين حالت شما تنها مي توانيد از خنجر الطير استفاده كنيد!. حالت سوم بالا رفتن از ديوار است كه كافيست Rt + A را بگيريد و از ديوار بالا برويد. در اين حالت تقريبا هيچ كاري شما نمي توانيد انجام بديد بجز آن كه با استفاده از كليد X مي توانيد دشمنان خود را به پايين پرتاب كنيد.
جنگيدن بازي به چند بخش تقسيم ، كه به كليد هاي RT , LT , X و A خطم مي شود.
در كل شما براي جنگيدن مي توانيد از دو سيستم به نام هاي Counter Kill و Combo Kill استفاده نماييد. Counter Kill در اصل حالت دفاعي است كه در مقابل حملات دشمنان به كار ميره و از حملات آنان بر ضدشان استفاده ميكند. با گرفتن RT + LT شما به حالت Counter Kill خواهيد رفت و با حمله دشمنان و زدن كليد X ميتوانيد آنان را از پاي در آوريد اين سيستم به عبارتي دفاع و حمله به حساب مي آيد. حالت دوم يعني Combo Kill حالت حمله اي الطير به شمار مي رود. در اين حالت با زدن كليد X الطير به طرف دشمن حمله ور شده و دقيقا زماني كه شمشير او با شمشير دشمن بر خورد ميكند سريعا با زدن X باعث نشان دادن حركت نمايشي جذاب شده و دشمن از پاي در مي آيد. سيستم مبارزاتي وسعت بسياري را داراست اما براي آنكه نوشته طولاني و خسته كننده نشود از ذكر آنان معذوريم.
شما در نقش الطير در بيرون هر شهر يا هر بعضي از قسمت ها كه سرباز ها در مقابل درب آن مكان ها حضور دارند چند راه داريد يكي از راه ها كشتن يكي از سرباز به صورت مخفي است كه ديگر سرباز ها به طرف او ميروند و شما مي توانيد وارد مكاني كه قبلا غير قابل دسترسي بوده است شويد. راه دوم شما مي توانيد از بالاي سر سرباز ها با ترفند هاي مختلف وارد منطقه شويد و راه سوم در اين بخش افرادي در بيرون مكان توسط سرباز ها اذيت مي شوند اين افراد اصولا كشيشان و افراد مذهبي هستند كه شما با نجات آنان مي توانيد بينشان مخفي شده و وارد منطقه مورد نظر خود شويد اين سيستم در زمان كشتن 9 تن بسيار به شما كمك خواهد كرد. همين طور مي توانيد در زماني كه سرباز ها به دنبال شما هستند به سراغ يكي از اين گروه هاي مذهبي رفته و بين آنان مخفي شويد ، از راه هاي ديگر مخفي شدن به نشستن بر روي نيمكت ها ميتوان اشاره كرد اگر شما در حال گذر از روي پشتبام ها باشيد آلونك هاي كوچك كه در چهار طرف خود داراي پارچه هستند مكان مناسبي براي مخفي شدن شما به شمار مي رود همچنين مي توانيد در صورت نياز در بخش هايي كه داراي كاه است مخفي شويد.
الطير در بازي مي تواند از تمامي مكان ها بالا برود! از ديوار هاي ساختمان گرفته تا قلعه ها شما مي توانيد از پشتبامي به پشتابم ديگر بپريد و به كمك دوربين انعطاف پذير بازي از كنترل بازي لذت ببريد. در مكان هايي در AC گاري هايي پر از كاه و... قرار داده شده است كه شما از مناطق بلند مي توانيد بر روي آن ها پبريد و لذت ببريد.كنترل اسب واقعا در نوع خود تحسين بر انگيز است شما به راحتي مي توانيد اسب را كنترل كنيد و هيچ مشكلي با اسب در بازي نخواهيد داشت اين قسمت از نكات ريز بازي به حساب مي آيد هرچند سازندگان امكان حضور با اسب در شهر را در نسخه نهايي حذف كردند متاسفانه! مراحل بازي نيز به چند بخش تقسيم مي شود كه شامل : گوش كردن به حرف اشخاص ، دزدي ، اعتراف گرفتن و سر انجام كشتن فرد مورد نظر است در اصل بخش مراحلي بازي شما را به ياد NFS MW مي اندازد الطير در شروع بازي داراي تمامي امكانات است اما بعد از انجام يك اشتباه تمامي سلاح ها و... را از دست داده و بايد از 0 شروع به كار كند و رفته رفته وسايل و مقام خود را پس بگيرد دقيقا مانند NFS MW مراحل نيز همانند MW است به گونه اي كه شما بايد اول به سراغ افراد خرده پا رفته و با جمع آوري اطلاعات و نوشته هاي مختلف به سراغ هدف خود برويد.
الطير داراي سيستمي به نام Eagle Vision است! شما با فشردن كليد Y مي توانيد اين سيستم را فعال كنيد البته اين حالت محدوديت هايي دارد كه شما نمي توانيد در حالت راه رفتن از ان استفاد كنيد به محز آن كه شما دكمه Y را فشار دهيد دوربين بازي به حالت اول شخص در آمده و محيط بازي به رنگ آبي در مي آيد و دشمنان شما حالتي قرمز رنگ و دوستان حالتي آبي رنگ به خود ميگرند.
هوش مصنوعي :
واقعا سازندگان بر روي هوش بازي بسيار كار كرده اند و سنگ تمام گذاشته اند. شما به هيچ وجه در بازي حركات غير قابل تحمل نميبينيد! سرباز ها زماني كه شما را گم ميكنند با حالت عصبي سر يك ديگر فرياد ميكشند و يا شمشير خود را به زمين مي اندازد. مردم به حركات شما عكس العمل نشان ميدهند كافيست در بازارچه شهر دمشق شروع به بالا رفتن از ديوار كنيد و اون وقت خواهيد ديد مردم چگونه شما را به يك ديگر نشان ميدهند و يا آنان را به اطراف پرت كنيد خواهيد ديد! حتي به شما سنگ پرتاب خواهند كرد!!!! هوش مصنوعي سرباز ها هم بالاست اما عالي نيست بعضي وقت ها اين سوال براي شما پيش مياد كه يعني يك سرباز نمي تواند فرق الطيري كه اين همه سلاح و شمشير را حمل ميكند با يك كشيش ساده بفهمد؟
صداگذاري:
هرچي درباره صداگذاري AC بگوييم كم گفته ايم! كافيست يك سيستم دالبي داشت باشيد متوجه صحبت هاي من مي شويد. براي شنيدن صداهاي بازي در يك منطقه لحظاتي ايستاديم و با دقت به صداهاي دور و اطراف گوش كرديم جالب بود! افرادي در حال پچ پچ كردن بودند لات هاي محله با سوت زدن از كنار شما ميگذشتند در كناري افراد براي فروش جنسهايشان فرياد ميزدند و از همه جالبتر صداي شر شر آب بود كه جذابيت خاصي به بازي داده بود و صداي پر زدن كفتر ها كه در قفس بودند همه و همه عالي كار شده بودند صداي شخصيت ها نيز در نوع خود به كاركتر نزديك است. اما بزرگترين مشكل بازي نبود زير نويس آن است! شما در هيچ جاي بازي چيزي به نام زير نويس نخواهيد ديد كه متاسفانه بسيار زجر آور است مخصوصا اگر انگليسي شما چندان خوب نباشد.

سخن آخر :
فدائیون یک بازی سوم شخص حماسه ای به حساب می آید که از هر لحاظ برترین در سبک خود به شمار میرود الطیر شخصیتی است که شاید مانند شاهزاده ایرانی بسیار فعال نباشد و دیگر خبری از حرکاتی مثل پریدن از روی سر دشمن یا خفه کردن او به وسیله تناب و... نباشد اما از نظر نو آوری و گیم پلی چیزی فراتر از شاهزاده است ،فدائیون در اوایل به صورت انحصاری برای PS3 قرار بود که عرضه بشه اما بعد از چند وقت یک اشتباه از طرف یوبی سافت باعث شد مولتی بودن بازی لو بره ، جالب است بدانید که بازی که از اول قرار بوده انحصاری کنسول PS3 باشه ، کنسول اصلی اش 360 میباشد و برای کنسول های دیگر و کامپیوتر پورت میشود این گونه میتوان پی برد که از اول این انحصاری بودن یک حقه از طرف سونی بوده است.
Release Name: Hitman.R5.LINE.XViD-PUKKA
Quality: R5 Line, 955kbps, 608 x 256 | MP3 ABR 128kb/s
Runtime: 100 Min
Links: IMDB, RT, Homepage, Trailer
Samples: #1, #2, #3, Thumbs, Video
NFO: Here
Torrent: NewTorrents

کارگردان : Xavier Gens
نویسنده : Skip Woods
بازیگران شاخص : Timothy Olyphant - Dougray Scott - Olga Kurylenko - Robert Knepper - Ulrich Thomsen - Henry Ian Cusick - Michael Offei - Eriq Ebouaney - James Faulkner
ژانر : Action / Crime / Thriller
مدت زمان فیلم : 100دقیقه
تاریخ انتشار : 21 November
کشور : France / USA
محصول : 2007
خلاصه داستان فیلم :
بر اساس مهندسی ژنتینک یک کودک متولد می شود . این کودک سالها بعد تبدیل به یک ادمکش خونسرد و حرفه ای به نام " مامور 47 " میشود که با دریافت پول شخصیتهای سیاسی را می کشد ! در جریان یک توطئه علیه مامور۴7 پلیس بین الملل و نظامیان روسی وی را تحت تعقیب قرار می دهند . مامور 47 نیز که به اروپای شرقی گریخته است به همراه یک فا**ه سعی در پیدا کردن حقیقت دارد و...

تحلیل فیلم :
هندی ها یک ضرب المثل دارند که می گویند : یا پول دار شو یا بمیر ! دقیقا این ضرب المثل درباره ی فیلم هیتمن ( که اگر بخواهیم به فارسی ترجمه کنیم می شود " ادمکش حرفه ای " یا یک چیزی تو این مایه ها !) صدق می کند . تهیه کنندگان هالیوودی همواره به دنبال راه حلی برای پول در اوردن از سینما می گردند و این بار سراغ یکی از معروفترین بازی های دنیای بازی رفته اند .
تبدیل بازی به فیلم سینمایی همواره یکی از بدترین کارهای دنیای سینما بوده است ! از این گونه تبدیل ها می توان به فیلمهایی نظیر " رزیدنت اویل " یا " دوم " اشاره کرد البته فیلمهایی بوده اند کمی توانسته بودند خود را از این منجلاب تبدیل نجات دهند از این دست فیلمها می توان به فیلم " تپه خاموش " اشاره کرد که علی رغم اینکه کیفیت بالای داستان و اتمسفر خود بازی را نداشت اما قابل قبول بود . و حالا در جدیدترین این تبدیل ها بار دیگر یک بنجل تحویل سینما داده شده است !!.
شخصا که هر 4 قسمت بازی هیتمن را بازی کرده ام و با شخصیت مامور 47 اشنای ی دارم , اصلا نمی توانم با مامور 47 فیلم ارتباط برقرار کنم ! به احتمال زیاد سازندگان فیلم حتی یک بار هم بازی هیتمن را انجام نداده اند زیرا اگر بازی کرده بودند مطمئنا با خصوصیت 47 بیشتر اشنا می شدند .
مامور 47 بازی خونسرد , بی روح , میانسال به بالا ! , و البته کاملا خنثی از نظر حس بود !اما 47 فیلم از نظر سنی کوچکتر , گیج و تظاهر کننده به خونسردی , و البته از نظر چهره کوچکترین شباهتی به 47 بازی ندارد ! .

از مسائل ظاهری که بگذریم می ماند داستان فیلم . در بازی های کامپیوتری داستان در بیشتر مواقع به حاشیه می رود ( البته استثناهایی مانند " سایلنت هیل" یا " فاینال فانتزی " نیز وجود دارند که داستان محور اصلی بازی است ) و مسئله اصلی کشت و کشتار توسط بازی کننده است اما بدون شک این اصل در یک فیلم سینمایی کاملا باید تغییر کند . زیرا در یک فیلم سینمایی بیننده هیچ نقشی در روند فیلم ندارد و فقط شاهد فیلم است و می بایستی داستان تا حدی قوی باشد که بیننده را که به عنوان یک تماشاگر به سینما امده تا فیلم ببیند راضی کند اما نویسنده فیلم این اصل را هم در نظر نگرفته و نتیجه این که شاهد یک فیلم ( شایدم دموی بازی !) عجیب غریب هستیم که همه موضوعات و شخصیتها از هما ابتدا مشخص است که قرار است چه اتفاقی برایشان در اخر فیلم رخ بدهد ! و البته نباید از عناصر فروش فیلم هم غافل شد ! وجود یک فا**ه همراه مامور 47 که دقیقا مشخص نیست چرا در فیلم و در کنار مامور 47 قرار داده شده است خودش یکی از نکات جالب فیلم است که فقط هنگام دیدن فیلم به عمق رابطه فاجعه این دو پی می برید ! . پیشنهاد می کنم عکس زیر را نگاه کنید !!!

از دیگر نکات فیلم منفی فیلم به کارگردانی بد Xavier Gens است . ساختن فیلم هیتمن که اصلا یک مامور مخفی و خونسرد است خودش یک هنر می خواهد ! اما سکانسهای پر تنش و تدوین با شتاب فیلم سر بیننده را به درد می اورد به علاوه اینکه بیننده باید حرکات احمقانه Timothy Olyphant را در نقش مامور 47 تحمل کند .
اولیفانت که اخیرا بازی خوب وی در فیلم " جان سخت : آزادانه زندگی کن یا بمیر " دیده بودیم هیچ گونه شباهتی چه از نظر ظاهری چه از نظر فنی به مامور 47 ندارد و همین باعث شده این بازیگر خوب در فیلم سردگم و گیج باشد...!
بدون شک فقط بازی کننده های هیتمن متوجه می شوند که در فیلم چه اتفاقاتی در حال افتادن است و بیننده عادی باید برای اینکه از موضوع سر در بیاورد یک سری به بازی هیتمن بزند ( که خود بازی هم اطلاعات زیادی نمی دهد ) . هیتمن یک بازی مخفی کارانه است و مانند بازی های مثل " دوم " نیست که بر پایه بزن بکش باشد ! و احتیاج بیشتری به پرداخت کاراکتر داشت . ( فیلم تبدیل شده به بازی و کاراکتر پردازی !!؟؟)
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |


به هر صورت او به جزيره سفر کرد تا شنهاي زمان و داهاکا را نابود کند که البته موفق به انجام اين کار هم شد و با نابود کردن داهاکا و شنهاي زمان و با اين خيال که همه چيز به روال عادي برگشته از جزيره راهي سرزمينش شد . ولي او حرف ماهاراجه را فراموش کرده بود و در واقع نه تنها نتوانست سرنوشتش را تغيير دهد بلکه با نابودي داهاکا خلع بزرگي در خط زمان ايجاد کرد و باعث شد تا کشورش در جنگ و آتش به نابودي کشيده شود . اما اوضاع در مورد کراتوس و سرنوشتش هم همين گونه است چون در واقع کراتوس به جنگ سرنوشتي ميرود که خودش رقم زده ولي او هم مثل پرنس نميتواند سرنوشتش را تغيير دهد و اين مساله در يکي از سکانس هاي آخر بازي قابل مشاهده است . در آن سکانس کراتوس بايد از خانواده اش مراقبت کند ولي در آخر ، خانواده اش باز هم با همان شمشيرهاي کراتوس ولي اينبار نه به دست خودش بلکه به دست آرس کشته ميشوند . در واقع عاملي که سرنوشت کراتوس را رقم زده بود همين آرس بود که با نجات جان کراتوس او را مطيع خود کرده بود و شمشير هايي را كه به دست کراتوس بسته بود نشانگر آن است که تا زماني که اين شمشير ها به دست کراتوس بسته است او اسير فرمان ها و کنترل آرس است . و تا زماني که شمشير ها به دست کراتوس بسته بود او نميتوانست آرس را بکشد به طوري که وقتي در بازي يکبار آرس را با شمشير هايش از پا در آورد او نمرد بلکه يکبار ديگر با قدرت بيشتري به سمت کراتوس حمله کرد تا او را بکشد ولي در اين کار اشتباهي کرد که باعث شکست او در برابر کراتوس شد و آن هم اينکه او شمشير ها را از دست کراتوس باز کرد و با اين کار کراتوس را آزاد کرد و او هم با يک شمشير ديگر به جنگ آرس رفت و او را در نهايت کشت و با توجه به قولي که زئوس و خدايان ديگر به او داده بودند راهي قلمرو زئوس خداي خدايان ميشود تا همسر و فرزندش را از او پس بگيرد اما زئوس به او مي گويد که کاري از دست او بر نمي آيد و او نميتواند همسر و فرزندش را به کراتوس برگرداند و همچنين به او ميگويد که سرنوشت تو اين نبوده که همسر و فرزندت را به زندگي برگرداني ولي کراتوس ديگر صبر نکرد تا زئوس حرف ديگري بزند و به سمت دره اي رفت تا خود را بکشد ولي در همان حين خدايان به او اجازه مرگ را ندادند . بلکه در عوض کاري که براي خدايان و مردم آتن انجام داده بود او را به عنوان خداي جنگ بر مي گزينند و اين همان سرنوشت اصلي کراتوس بود . ولي خدايان مخصوصا او را از اين سرنوشت بي خبر گذاشتند تا او اميد و هدفي براي نابودي آرس داشته باشد و هدف ديگر خدايان براي رسيدن کراتوس به اين سمت اين بود که اگر او هم زماني مثل آرس از دستور آنها سرپيچي کرد ديگر با موجودي از جنس خود درگير نشوند . چون خدايان نميتوانند به يکديگر اسيبي برسانند و احتمالا دليل اصلي آنها براي برگزيدن يک انسان فاني به سمت خداي جنگ همين بوده تا ارتش هاي آدمي را سازمان دهي کند و در ضمن مردم آن زمان اين احساس را داشته باشند که الهه جنگ و نبردشان که دوش به دوش آنها ميجنگد موجودي از جنس خودشان است . همانطور که خوانديد احتمالا فهميديد که سرنوشت اصلي کراتوس به هيچ وجه نجات خانواده اش نبوده بلکه سرنوشت او رسيدن به سمت خداي جنگ بوده ولي خودش از اين امر خبري نداشت . درست مثل شاهزاده که اصلا خبري از سرنوشت خود نداشت ولي به جنگ شنهاي زمان رفت . خب ما تا اينجا به کار فقط درباره صفات اخلاقي و نکات درباره داستان بازي پرداختيم و حالا ميخواهيم درباره بعضي از نکات ساختاري اين دو شخصيت بحث کنيم . 


ویندوز ویستا که در اواخر امسال عرضه خواهد شد، بزرگترین به روز رسانی برای سیستم عامل ویندوز پس از 5 سال تاخیر می باشد. این سیستم عامل قرار است یک رابط کاربر چشم گیر و براق، امنیت بیشتر، سازماندهی بهبود یافته اطلاعات و جستجوی سریع را به کاربران ارائه کند. این نسخه از ویندوز با به همراه داشته DirectX 10، با توابع گرافیکی بازنویسی شده و قدرت گرافیکی 6 تا 8 برابر بیش ازDirectX 9، یک به روز رسانی عمده برای بازی های کامپیوتری و بازیکنان خواهد بود.
|
Aero، رابط کاربر سه بعدینسخه بعدی ویندوز پایانی به 20 سال صفحه کار دو بعدی در سیستم عامل ها خواهد بود. استفاده از پردازش سه بعدی به این معنی است که بالاخره ویندوز از کارت گرافیک قدرتمند شما به عنوان یک بازیکن استفاده خواهد کرد. استفاده از شتاب دهنده سه بعدی به ویندوز ویستا انعطاف لازم برای ساخت رابط کاربر چشم گیر تر مانند پس زمینه های متحرک را می دهد. Aero رابط کاربر سه بعدی پیش فرض مایکروسافت در ویستا می باشد. با داشتن قابلیت کنترل کامل رنگ ها و ایجاد گوشه های گرد شده Aero کاملا برای دوران Web2 آماده است. شیشه ایی بودن و جلوه های محو شدن نرم به آن یک چهره براق می دهد. لبه هر پنجره با محو کردن اشیای زیر خودش، علاوه بر ارائه ایده ایی از آنچه در زیر آن است، خود را در کانون توجه قرار می دهد. با بردن اشاره گر ماوس بر روی یک دکمه، دکمه می درخشد و نور بر روی پنجره های اطراف و یا پس زمینه می افتد. پنجره ها هنگامی که کوچک می شوند محو شده و به سمت پایین جمع می شوند و در میله وظیفه ویندوز قرار می گیرند. با نگه داشتن اشاره گر بر روی یک پنجره کوچک شده در میله وظیفه یک تصویر زنده کوچک از آن پنجره که می تواند متن، عکس و یا حتی یک ویدیو یا پروسه در حال اجرا مانند فلش باشد نمایش داده خواهد شد که ناوبری در میان پنجره ها را تسهیل می کند. به جای نمایش پنجره های تخت قدیمی، رابط کاربر سه بعدی جدید می تواند اندازه پنجره ها را تغییر دهد، آنها را بچر خواند و به راحتی دستکاری کند و محیط لازم برای ناوبری میان قسمت های مختلف ویندوز توسط برنامه های Flip3D و Flip که جایگزین Alt-Tab می باشد را فراهم کند. Flip به شما اجازه می دهد در میان پنجره های باز (توسط Alt-Tab) با فراهم کردن یک عکس کوچک از آن پنجره به جای آیکون آن بچرخید. این عکس تشخیص سریع پنجره مورد نظر را آسان تر می کند. با Flip3D می توانید ابتدا پنجره هایی که با آنها کار می کنید را در یک پشته قرار دهید و از چرخ ماوس برای جابجایی میان آنها استفاده کنید و به سرعت پنجره مورد نظر را پیدا کنید. فلسفه نامگذاری ویندوز هامایکروسافت پس از ارائه ویندوز 98 پروژه سیستم عامل بعدی خود را با نام Whistler معرفی کرد. اما این ویندوز در سال 2001 با نام XP معرفی شد. در اطراف منطقه بریتیش کلمبیا در آمریکای شمالی کوه و پیست اسکی ای با نام Whistler وجود دارد. در نزدیکی این پیست ، سالنی بنام Longhorn وجود دارد که محل صرف غذا و استراحت و اقامت اسکی بازان هست. در حقیقت انتخاب این نامها بصورتی است که در اذهان کاربران این ایده بوجود آید که پس از سپری کردن سختی ها و مشکلات کار با XP ، سیستم عامل Longhorn ، راحتی و آرامش را برای کاربران پدید می آورد. البته مایکروسافت مانند ویندوز اکس پی نام این ویندوز را تغییرداده و آن را رسما Vista نامیده است. نصب این ویندوز بسیار راحت و ساده است. در برنامه نصب این ویندوز این امکان وجود دارد که اطلاعات مربوط به پیکربندی در معرض نمایش قرار گیرد. گزینه هایی مانند Delete و Format و New و ... نیز مشاهده می شوند که باعث سهولت و کاربردی تر شدن برنامه نصب شده اند. با توجه به حداقل مشخصات سخت افزاری مورد نیاز ، زمان مورد نیاز برای نصب بین 15 تا 25 دقیقه می باشد. تکنولوژی WinFSدر طراحی این ویندوز از تکنولوژی جدیدی به نام WinFX استفاده شده که خود شامل سه فناوری WinFS , Avalon , Indigo و فناوری پایه ای می باشد. WinFS نوع جدیدی از فایل سیستم می باشد که بر اساس تکنیکهای SQL طراحی و پیاده سازی شده است. فایل سیستم WinFS دارای دو ویژگی محدود نمودن استفاده از واحدهای تخصیصی و محدود نمودن مقادیر داده ای که واحدهای تخصیصی می توانند پشتیبانی نمایند ، می باشد. بر روی یک درایو هارد دیسک ، یک واحد تخصیصی می تواند در بر گیرنده یک یا چند قطاع 512 بایتی باشد. در حالت عادی یک واحد تخصیصی با حجم چهار کیلوبایت ، حاوی هشت قطاع است. اندازه یک واحد تخصیصی توسط فایل سیستم بر اساس ظرفیت بخش منطقی هارد دیسک تعیین می شود. فایل سیستم FAT با این ایده طراحی گردید که اندازه واحد تخصیصی کوچکتر باعث بالا رفتن کارایی هارد دیسک می شود. با ذکر مثالهایی به اهمیت این مسئله پی خواهید برد. در سیستم عامل ویندوز 95 که از فایل سیستم FAT16 استفاده می کند ، یک درایو با ظرفیت 256 مگابایت دارای واحدهای تخصیصی با ظرفیت چهار کیلوبایت بوده و یک درایو 2 گیگابایتی ، دارای واحدهای تخصیص با ظرفیت 32 کیلوبایت می باشد. اکنون در نظر بگیرید فایلی با حجم 35 کیلوبایت بر روی این درایو ذخیره شده باشد. این فایل دو واحد تخصیصی را بخود اختصاص می دهد که دومین واحد دارای 29 کیلوبایت بدون استفاده است. فرض کنید که 1000 فایل 40 کیلوبایتی ، بر روی یک درایو با حجمی برابر 391 مگابایت وجود داشته باشند. در فایل سیستم FAT16 این فایلها ظرفیتی برابر 500 مگابایت را بر روی درایو اشغال می کنند و بر روی یک درایو 2 1 گیگابایت ، همان 1000 فایل فضایی معادل 620 مگابایت را اشغال می کنند. بر همین مبنا ، فناوری WinFS در بر گیرنده سه مدل اصلی Object , T/SQL , XML می باشد که با توجه به این مدلها ، برنامه های کاربردی تعامل بهینه ای با داده های ذخیره شده بر روی دیسک خواهند داشت. WinFS از فایلهای سیستم NTFS , FAT32 , FAT16 پشتیبانی نموده و در هسته سیستم عامل دارای پیمانه هایی جهت بکارگیری SerialATA , Serial SCSI , iSCSI و حافظه های SAN می باشد. اطلاعاتی که در WinFS ذخیره می شوند ، دارای یک متاداده هستند و اطلاعات متاداده در یک بانک اطلاعاتی ذخیره می گردد. WinFS دارای یک موتور جستجوگر مبتنی بر T-SQL نیز است که امکان انجام پرس و جو را بر روی بانک اطلاعاتی متاداده میسر می سازد. البته لازم به ذکر است که ویژگی WinFS فعلا غیر فعال بوده و در نسخه نهایی ویستا در سال 2007 فعال خواهد شد. |
هم اکنون اکثر بازیکنان در دنیا به این نتیجه رسیده اند که CPU جدید AMD برای بازی ها بسیار مناسب تر و پر قدرت تر از Intel می باشند. مثلا همین Gamespot که تقریبا یکی از مراجع اصلی بازی های کامپیوتری در دنیا می باشد کلیه تست های سخت افزاری خود را بر روی CPU های AMD انجام می دهد. اما علت این امر چیست و چرا ما قصد داریم که پردازنده AMD را پیشنهاد دهیم؟

|
Features |
AMD Athlon™ 64 Processor |
Pentium® 4 |
|
Architecture Introduction |
2004 |
2000 |
|
Infrastructure |
Socket 939 |
Socket 478, Socket LGA775 |
|
Process Technology |
90 nanometer, SOI |
90 nanometer |
|
Number of Transistors |
114 Million |
125 Million |
|
64-bit Instruction Set Support |
Yes, AMD64 technology |
Yes, EM4T (Pentium® 4 6xx series only) |
|
32-bit Instruction Set Support |
Yes |
Yes |
|
Enhanced Virus Protection for Windows® XP SP2* |
Yes |
No |
|
System Bus Technology |
HyperTransport™ technology up to 2000MHz Full duplex |
Front Side Bus @ 800 MHz, Half duplex |
|
Integrated DDR Memory Controller MCT) |
128-bit + 16-bit ECC unbuffered PC3200, PC 2700, PC 2100, or PC1600 |
No, Discrete logic device on motherboard |
|
Total Processor-to-System Bandwidth |
HyperTransport: up to 8.0 GB/s Memory bandwidth: up to 6.4 GB/s Total: up to 14.4 GB/s |
Total: up to 6.4 GB/s |
|
Integrated Northbridge |
Yes, 128-bit data path @ CPU core frequency |
No, Discrete logic device on motherboard, 64-bit data path @ 200MHz |
|
High-Performance, On-chip Cache |
L1: 128KB L2: 1024KB, or 512k(exclusive) Total Effective Cache: 640K or 1152KB (3700+ only) |
L1: 12K µop trace + 8KB data L2: 1 or 2MB (inclusive) Total Effective Cache: 1 or 2MB |
|
3D and Multimedia Instructions |
3DNow!™ Professional technology, SSE2, SSE3 |
SSE, SSE2, SSE3 |
پردازنده مرکزی یا CPU در واقع مغز یک سیستم کامپیوتری می باشد و وظایفی چون کنترل کلیه واحدها و همچنین محاسبات را بر عهده دارد و به علت اهمیت آن از گذشته مرسوم بوده سرعت یک سیستم را با سرعت CPU آن بیان کنند. در یک سیستم بازی هم که دارای محاسبات زیادی است CPU نقش بسیار مهمی را بازی می کند و انتخاب مناسب آن تاثیر به سزایی در اجرای بازی ها خواهد داشت. در این مقاله ابتدا به مقایسه CPU های دو مارک معروف AMD و Intel خواهیم پرداخت و سپس CPU نهایی را با توجه به مشخصه هایی که ذکر خواهد شد انتخاب خواهیم کرد. |
چرا 3000+ Athlon 64 AMD؟در بین پردازنده های AMD، نام های Sempron, Athlon 64 939, Athlon 64 754, Athlon 64 FX, Athlon 64 X2 مشاهده می شود.
در همین ابتدا بهتر است نام X2 را از لیست خود خط بزنیم. البته این کار ما دلیلی بر بد بودن این CPU نیست، بلکه دلیل آن این است که این CPU دارای دو هسته می باشد و بیشتر به درد کسانی می خورد که نیاز دارند همزمان چند برنامه را با هم اجرا کنند و اکثر بازی ها امروزی توانایی استفاده از هسته دوم را ندارند. قیمت این پردازنده نیز با توجه به جدید بودن آن بسیار بالا می باشد و ارزش پرداخت این مبلغ برای یک سیستم بازی که با وجود آن به جای یک نوع یک هسته ایی هیچ تفاوتی احساس نمی شود، را ندارد. پردازنده FX اصلا برای بازی ها و بازیکنان طراحی شده است و دارای قابلیت های فوق العاده ایی است که آن را از هر پردازنده ایی درگیری در بازی ها متمایز می کند. اما به دلیل قیمت فوق العاده بالای این پردازنده که خودش به تنهایی تقریبا هم قیمت یک سیستم خوب می باشد، آن را هم از لیست خط می زنیم. پردازنده های Sempron هم با توجه به 32 Bit بودن شان و نزدیک بودن ورود Vista دیگر چندان پیشنهاد نمی شوند و فقط به درد کسانی می خورند که می خواهند یک سیستم کم هزینه را تهیه کنند. البته شایان ذکر است که خود این پردازنده ها نیز از مشابه Intel خود به خوبی پیشی می گیرند. البته پردازنده دیگری از AMD وجود دارد به نام Opteron که برای سرورها طراحی شده است و نه توسط خود AMD و نه هیچ کس دیگر برای یک سیستم بازی پیشنهاد نمی شود. البته عده ایی از بازیکنان از ابن سیستم استفاده می کننده و اعتقاد دارند فوق العاده عمل می کند اما باید قیمت آن را هم در نظر بگیرید. در بین 939 و 754 فقط 939 پیشنهاد می شود. این اعداد در واقع مربوط به تعداد پایه های پردازنده می باشند و واضح است که مادربردهای این دو نوع با هم متفاوت می باشند. 754 در واقع برای پردازنده های Sempron به بازار عرضه شده است و فقط دو نوع Athlon 64 با شماره های 2800 و 3000 برای آن عرضه شده است. کلیه CPU های دیگر AMD که در بالا به آنها اشاره شد بر روی 939 سوار می شوند. یکی از برتری های 939، قابلیت Dual Channel برای دسترسی به حافظه می باشد. در این حالت اگر دو Ram 256 به جای یک 512 داشته باشید سرعت دسترسی دو برابر می شود. حال که نوع پردازنده را مشخص کردیم بهتر است به مدل آن بپردازیم. مدلی که ما پیشنهاد می کنیم یک Athlon 64 3000+ است. اما چرا پایین ترین مدل؟ اول اینکه بین یک مدل 3000 با 3200 تفاوت چندانی وجود ندارد که ارزش پرداخت 20 هزار تومان بیشتر را داشته باشد، البته این قیمت با بالاتر رفتن مدل ها به طور صعودی افزایش پیدا می کند. بازی هایی امروزی به طور چشمگیری به کارت گرافیک وابسته می شوند و بهتر است پول خود را در آنجا هزینه کنید، ضمنا این CPU برای یک سیستم بازی به اندازه کافی عالی می باشد. قیمت این CPU هم اکنون حدود 118 هزار تومان می باشد. ترجمه صادق فیروزرنجبر منبع:game spot |
باز هم یک خبر بد از کنسول PlayStation 3 :
شرکت معتبر SONY در آخرین اخبار خود خبر از به تعویق افتادن کنسول PlayStation 3 را داد.
به چه دلیل؟؟؟؟؟؟
اینبار هیچ کس نمیداند....شرکت sony هیچ گونه دلیلی برای این کار نیاورده است ولی اینطور که پیدا هست مسئولین شرکت همچنان بر سر قیمت این کنسول مشکل دارند و هنوز منتظز تولید انبوه این کنسول هستند که هربار به دلایلی به عقب می افتد.

ولی همه از این خبر ناراحت میشوند الی شرکت ماکروسافت که با کنسول XBOX360 بازار بازیهای کامپیوتری را در دست گرفته اند.
منتظر خبرهای بعدی باشید...........
تکیه pc games برسبک استراتژیک
وقتی نگاهی به چند سال گذشته می اندازیم متوجه میشویم قدرت pc game روز به روز کاسته میشود. چرا؟
خوب این جواب ساده ای دارد. از سال 2002 شروع میکنیم. میبینیم که چند بازی که در ان سال ها هیچ کس آنها را نمیشناسد با هم منتشر میشوند.: MAFIA , HITMAN , MAXPAYNE که هم اکنون هر کدام از این بازی ها برای خود طرفدارانی بیشماری دارن.
![]()
Mafia : ما دیگر اثری از نسخه دوم این بازی ندیدیم. چرا؟ این مشخص هست که mafia دوست داشت با اقتدار کنار برود و قصد نداشت با ساخت نسخه ای که میتوانست برایش فروش فوق العاده داشته باشد گذشته خود را خراب کند کاری کهea game باgod father برای خود کرد
وقتی که شرکت معروف ea game متوجه شد که mafia2 در راه نیست فرصت را غنیمت شمرد و با یک سرمایه گذاری زیاد تقریبادوبرار سرمایی که در ساخت بازی مافیا به کار رفته بود شروع به ساخت بازی GOD FATHER در سبک مافیایی کرد و در سال 2003 اعلام کرد که قصد ساخت بازی را دارد و از آن سال شرو ع به تبلیغ کرد که در تاریخ ساخت بازیهای کامپیوتری سابقه نداشت که برای یک بازی حدودا 3 سال تبلیغ مداوم کنند و بالاخره بازی در سلا 2006 منتشر شد و نبه خاطر زیبایی و گرافیک خوب بازی بلکه به خاطر تبلیغات فراوان و خاطره خوشی که گیمرها از بازی مافیا داشتن این بازی با فروشی بسیار خوب روبه رو شد ولی هر گیمری میداند که هرچند مافیا در سال 2002 و گادفادر در سال 2006 منتشر شدند ولی گاد فادر هرگز جانشین خوبی برایمافیا نبود واین شکستی بود برای شرکت EAGAME درسبک بازهای مافیایی...
در سال 2002 بازی maxp1 منتشر شد و قتی این بازی منتشر شد با اسقبال خوب گیمرها روبه روشد مکس پاین در سبک بازیهای اکشن توانست تحول خوبی ایجاد کند . چندی نگذشت که max Payne به یکی از معروفترین بازیهای اکشن تبدیل شد و سرانجام در سال 2004 نسخه دوم این بازی روانه بازار شد که بدونه شک یکی از بهترین بازیهای سال 2004 بود ولی اما پس از گذشت 2 سال از نسخه دوم این بازی هنوز خبری از ساخت نسخه سوم نیست؟ ممکن است سازندگان max Payne راهشرکت mafia در نظر گرفته اند و قصد ساخت نسخه سوم را نداشته باشند ولی از خبر هایی که بگوش میرسد این به نظر می آید که اختلافاتی بین مسئولان شرکت سازنده برای ساخت بازی بوجود آمده است و هنوز هیچ خبری از این بازی پر طرفدار نیست.........

Hitman همه نام این بازی بگوشمون خورده یا کامل نسخه های این بازی رو بازی کردیم hitman در کار خود فراز و نشیبهای زیادی داشت وقتی این بازی در سال 2002 پخش شد این بازی توانست جایگاه خوبی در بین گیمرها پیدا کند و کارشناسان عقیده داشتند که دیگر شرکتها میتوانند این بازی را باری ساخت بازیهای خود الگو قرار دهند ولی وقتی نسخه دوم این بازی در سال 2003 منتشر شد با انتقادهای فراوانی رو به رو شد به این دلیل که این بازی یکی از پر باگترین بازیهای سال بود و این نسخه باعث شد شرکت سازنده بازی از ساخت نسخه سوم صرف نظر کند ولی به هر ترتیب نسخه سوم بازی در سال 2005 منتشر شد ولی بازهم شاهد انتقادهای گیمرهای فراوانی بودیم چون در این نسخه همان مراحل hitman1 در ایتن نسخه تکرار شده بود و تنها چندین مرحله به این نسخه اضافه شده بود ولی به هر حال hitman3 فروش خوبی در پی داشت و بالاخره نسخه چهارم این بازی با نام HITMAN BLOOD MONEY روانه بازار شد ولی این نسخه دچار تغیرات خوبی شده بود از جمله گرافیک خوب بازی و تنوع در مراحل بازی تنها ایرادی که میتوان از این نسخه گرفت موتور نا روان گرافیکی بازی بر روی PC هست که برای بازی شما باید سیستم قوی داشته باشد و نسخه اصلی این بازی برای کنسول XBOX360 میباشد
خوب با این توضیحات میتوان فهمید که شرکت های سازنده بازیها اکشن از ساخت بازی برای PC بسیار نگرانند به دلایلی که امروزه کنسول هایی زیادی در بازار هست که از طرفدارن PC بسیار کم کرده است و میتوانند بازیهای ساخته شده خود را با گرافیک بالاتر برای این کنسولها بدهن و کم کم شاهد هستیم که روز به روز از ساخت بازیهای اکشن باری PC کمتر میشود و بلعکس به ساخت بازیها استراتژیک افزوده میشد و این سبک بازیها میتواند نجات دهنده بازیها PC GAME باشد.

بازیهایی همچون WARCRAFT , GENERALS ,AGE3 , .. که توانسته اند PC را در بازار نگه دارن ولی ایا میتوانند همچنان به راه خود ادامه دهن . مخصوصا با آمدن کنسولهای مختلف از جمله XBOX360 وکنسولی که در راه است با نام PLAY STATION3 که با آمدن ان حتما از طرفداران PC GAME کاسته میشود و شرکتهای مختلف نسخه کامل شده بازیهای خود را باری این کنسولها ارائه میدهند ولی باید دید که آیا میتوتند PC جایی برای خود در بین گیمرها باز کند؟ همه چیز در آینده ای نزدیک مشخص میشود
صادق فیروزرنجبر

-شما درباره نحوه برگزاری بازیها در چین ئر مقایسه با اروپا و کره چی فکر میکنی ؟ نه فقط طرفدارها بلکه خود تورنمنت و سازماندهی و ...
+این تورنمنت در چین واقعا عالی بود درست به خوبی بزرگترین تورنمنت های اروپایی و امیدوارم که بتونم بیشتر توی این تورنمنت ها شرکت کنم.
-قراره تورنمنتهایی در چین برگزار بشه مثل Stars war که در شهر دیگه ای برگزار میشه. انتظارت چیه؟
+در این مورد از Xion چیزهای زیادی شنیدم و امیدوارم که زودتر ملاقاتش کنم همچنین دوست دارم شانس ملاقات با Beijing را در صورت امکان داشته باشم.
-لطفا صحبتی هم برای طرفدارات بکن.
+بسیار ممنونم که منو مثل همیشه حمایت کردید.امیدوارم که هم استایل بازیم و هم شخصیت خودم رو بهتر کنم و پیروزی های بیشتری برای Human race بدست بیارم.
منبع سایت :http://cyberg.ir
این بازی یکی از کاملترین بازیهای دنیای pc game است و طرفداران فراوانی هم داره
از زمان ورود بازیهای سبک ریسینگ به جمع بازیهای ویدیویی، اکثریت شرکتهای سازنده ی بازی سعی داشته اند که بازیهای خود را هر چه بیشتر به واقعیت نزدیک کنند. تمامی انواع مسابقات ماشین سواری هیجان مخصوص به خود را دارند، اما هیجان تعقیب و گریز پلیس چیز دیگری است که طعم تند آن را فقط در Most Wanted میتوانید احساس کنید. این سوپ تند و تیز EA فقط و فقط برای عاشقان سرعت و هیجان و فرار پخته شده! نوش جان!!!

کلیت بازی
تقریبا 8-9 ماه پیش که خبر شروع پروژه ی MW توسط سایت EA اعلام شد و اولین Screenshot بازی که در آن یک BMW M3 بود منتشر شد همه ی طرفداران قدیمی سری بازیها ی NFS از خوشحالی در پوست خود نمیگنجیدند.
سری Underground ها با تمام جذابیتی که داشتند و طرفداران زیادی که به خود جذب کردند، یک اشکال کوچک داشتند. و آن این بود که تمامی مسابقات در شب انجام میگرفت و اکثریت ماشینها ماشینهای عادی و درون شهری بودند که در حالت عادی جذابیتی نداشتند. خیلی از طرفداران NFS وقتی میشنیدند در بازی خبری از Ferrari, Lamborghini,BMW,… نیست از خریدن بازی منصرف میشدند یا اگر هم بازی رو میخریدند به ماشینهای توی بازی به چشم حقارت نگاه میکردند!!!
البته نباید این نکته را هم از نظر دور داشت که این نوع انتخاب ماشین به دلیل سبک بازی بود. سبک مسابقات خیابانی که اولین بار توسط Underground 1 به طور حرفه ای به علاقه مندان سبک ریسینگ معرفی شد، اساس این سبک ارتقا ماشینهای شهری و عادی به ماشینهای سوپر اسپرت و مسابقه ای است. بعد از دو شماره تیونینگ ماشینهای شهری حالا در MW زمان آن رسیده که با تیونینگ ماشینهای اسپرت و سوپر اسپرت روز دنیا آنها را تبدیل به غولهای خیابانی کنید و پلیسهای سمج MW رو به مبارزه بطلبید. فکرش را بکنید که یک Gallardo تیونینگ شده چه کابوسی برای پلیسها خواهد بود! بعد از دوشماره که تماما NFS در شب برگزار شده بود با آمدن Most Wanted گویی خورشید در یک فضای پاییزی در سال 2005 در EA دوباره طلوع کرده! در سری بازیهای NFS همیشه پرهیجان ترین شماره ها آنهایی بودند که در لابه لای صدای اگزوز ماشینهای اسپرت و دود لاستیکهاشون جیغ پلیسها هم به گوش میرسید، در شماره های اول و سوم تا ششم شاهد این اتفاق بودیم و حالا هم در Most Wanted . با این تفاوت که در Most Wanted به قدری تعداد پلیسها زیاد شده و به قدری حرفه ای شده اند که اگر حتی 4-5 ماشین پلیس رو از بین تعداد انبوه پلیسهایی که در حال تعقیب شما هستند را بتونید بچرخونید و از جاده منحرف کنید انقدر پلیس باقی مانده که به راحتی شما را دستگیر کنند! زمانی که در Underground ها و به هنگام شب و در نبود پلیسها در حال مسابقه و کل کل باهم بودیم پلیسها هم بیکار ننشستند و یک تکان حسابی به خودشون دادند!!!
گرافیک
شاید گرافیک ماشینها در MW به دقت GT , PGR3 نباشد، اما پروسه ی ساخت این مدلها چیزی از مدلسازی بازیهای نامبرده کم ندارد. سرپرست قسمت مدلسازی بازی و تیم همراهش با یک عملیات حرفه ای شروع به مدلسازی ماشینها و دیگر اشیا در بازی کردند. تعدادی از کمپانی های خودروسازی که با EA همکاری دارند مانند BMW , Lexus . ... مدل CAD ماشینها را به تیم مدلسازی NFS دادند و کمی کار تیم مدلساز را راحتتر کرده و به مدلسازی ها سرعت بیشتری دادند. با تبدیل مدل CAD به مدلهای سبکتر و قابل استفاده در بازی توسط برنامه 3D MAX این امکان بوجود آمد تا ماشینهای با کیفیت خوب در بازی وجود داشته باشند. تعدادی از ماشینها هم به کمک تکنولوژی CMM وارد بازی شدند.

افکتهای درون بازی به قدری زیبا و حرفه ای کار شده اند که همه چیز کاملا واقعی و زنده به نظر میرسد. البته باید اعتراف کنم افکت Motion Blur در بعضی جاها به قدری شدید هست که دیگر چیزی از جاده و ماشینها دیده نمیشه!!! مخصوصا در سرعتهای بالای 300 کیلومتر در ساعت!
در عوض نورپردازی بازی به قدری واقعی و زنده کار شده که حس یک فضای پاییزی را به خوبی القا میکند.این امر در نسخه ی XBOX360 بازی بسیار مشهودتر و جذابتر کار شده. یکی دیگر از افکتهایی که واقعا فوق العاده و زیبا کار شده تغییر وضعیت هوا از آفتاب به ابری و بارانی است.از این افکتهای کوچک در بازی به وفور یافت میشود ، مثلا هنگامی که در یک هوای آفتابی پاییزی با سرعت وارد تونل میشوید برای چند لحظه تصاویر بازی تاریک می مانند مثل این است که چشمان شما هنوز به تاریکی تونل عادت نکرده است! و همینطور که از تونل خارج میشوید نور شدید روز چشمان شما را میزند! پرواز پرندگان، ریزش برگهای پاییزی و بارش باران همگی محیط بازی را به یک محیط واقعی و زنده تبدیل کرده اند.
صدا و موسیقی
اکثریت آهنگهای انتخاب شده در بازی برای مسابقات در سبک Rock هستند و آهنگهای انتخاب شده برای منوها اکثرا در سبکهای Rap , Hip Hop هستند. طراح و سازنده ی افکتهای صوتی تیم NFS این بار با جدیت بیشتر به کار تولید و ضبط صداهای بازی پرداخته. فردی که در MW بر روی افکتهای صدا و تولید اونها کار میکرده همکاری خود رو با تیم NFS از زمان Underground ها شروع کرده بود. وی این بار در MW به همراه تیم خود با انجام یک عملیات حرفه ای و کمی هم هیجان انگیز موفق به ضبط صداهای خوب و واقعی در بازی شدند. وی با ایجاد تصادفات واقعی و ضبط صدای آنها و پالایش صداهای ضبط شده سبب شده تا تصادفها در MW هر چه بیشتر واقعی شوند. وظیفه ی ضبط صدای موتور ماشینها و صدای خروجی از اگزوز آنها نیز بر عهده وی و تیم همراهش بود.
ماشینها
به دلیل اینکه انتخاب ماشینها در این شماره از NFS خیلی خوب و عالی بود تصمیم گرفتم یک بخش جداگانه را به این مطلب اختصاص بدهم. با اینکه در MW شما میتوانید همانند سری Underground ماشینهایتان را تیونینگ کنید اما این مطلب باعث نشده تا EA لذت رانندگی با اتومبیلهای سوپر اسپرتی همچون Murcielago, gallardo,Ford GT40, Porsche Carrera GT ,... را از شما بگیرد. شاید در واقعیت تیونینگ یک لامبورگینی 300000 دلاری با حداکثر سرعت 380 کیلومتر در ساعت کار مسخره و شاید دیوانه بازی باشد! ولی در Need For Speed Most Wanted یعنی هیجان و سرعت ٪100 !!!!
تهیه کننده ی بازی در این مورد گفته : با این کار می خواستیم به خیلی ها که می گویند نمی شود یک لامبورگینی را تیونینگ کرد بگوییم که اینطور هم که میگویید نیست!!!
یکی از مواردی که در تیونینگ شماره های سری underground آزار دهنده بود این بود که برای مثال در بازی 30 نوع سپر جلو طراحی و مدلسازی شده بود که دیگر تفاوتی نداشت ماشین انتخابی شما چه مدلی باشد.بر روی تمامی ماشینهای انتخابی شما همان سپرها سوار میشد! اما در MW برای هر ماشینی کیت تیونینگهای مخصوص همان برند ماشین طراحی و مدلسازی شده اند. به قدری این عمل حرفه ای و عالی کار شده که شما از تیونینگ ماشینی مثل gallardo که از یک طراحی فوق العاده بهره میبد هم لذت فراوانی خواهید برد. اتفاقی که در واقعیت هم به همین صورت جذاب و دیدنی است و طرفداران خودش را دارد. یعنی برای هر مدل ماشین یک کیت مخصوص آن طراحی و ساخته میشود.

شهرها و مسیرها
در MW سه شهر Rosewood , Milestone , Rockport با وسعت بسیار زیاد و با مناظر چشم نواز و دیدنی مدلسازی شده. هر کدام از این شهر ها تقرریبا از 3-4 محله تشکیل شده مسیرهایی پر از اتوبانها و بزرگراها و خیابانها و کوچه پس کوچه های پر پیچ و خم و راههای فرعی و خاکی و.. . یکی از نکات جالب و جدیدی که در بازی گنجانده شده وجود محلهایی است که برای فرار از دست پلیسها در نظر گرفته شده. این فضا ها به دو دسته تقسیم میشوند، یکی فضاهایی است که با عبور از آنها و برخورد با قسمتی از آنها باعث فروریختن بخشی از یک ساختمان یا قسمتی شده که در تعقیب و گریز پلیس کاملا کارآمد بوده و باعث بسته شدن راه پلیسها و حتی خراب شدن ماشین آنها می شود.
این بخشها در نقشه به صورت یک مثلث قرمز در هنگام تعقیب پلیس نشان داده میشود. محلهای بعدی قسمتهایی هستند که در نقشه به صورت دایره های آبی نشان داده میشوند و زمانهایی فعال میشوند که پلیس ها شما را گم کرده اند و با رفتن به این محلها در حقیقت در فضایی مخفی میشوید که خیلی سریعتر از شر پلیسها راحت میشوید و سریعتر cool down پر میشود. اجزا درون محیط ها آسیب پذیر هستند و در اثر برخورد ماشینها با تابلوها ،چراغها ، درختچه ها و ... همگی آنها صدمه میبینند و از بین میروند. خراب کردن این بخشها در حالت تعقیب و گریز پلیس باعث میشود Pursuit CTS شما افزایش پیدا کند و این افزایش سبب بالا رفتن شماره های شعله آتش کنار نقشه میشود. این شماره ها چیزی شبیه به همان ستاره های پلیس در GTA میباشد. که هرچه مقدار عدد بیشتر باشد تعقیب پلیسها حرفه ای تر و سختتر میشود.
پلیسها
شاید خفن ترین پلیسهایی که تا به حال در بازیهای کامپیوتری دیده باشید در بازی GTA بوده . اما پلیسهای MW کاملا حرفه ای تر و وحشی تر از پلیسهای GTA هستندکه در خیلی از موارد اعصاب شما رو خورد میکنند.زمانی که در Challange 69 به هنگام فرار از دست پلیسهای SUV به طور ناباورانه ای دیدم که 4 تا از ماشینهای پلیس خودشون رو به جلوی ماشین من رسوندند و تشکیل یک صف را دادند و ناگهانی همه با هم ترمز گرفتند و راه منو صد کردند داشتم شاخ در می آوردم!! بدتر زمانی بود که داشتم با خنده ای مرموز و با دنده عقب از دستشون فرار می کردم که دو تا ماشین دیگه از عقب ماشین منو به دیواره کنار اتوبان کوبیدند و من در بین انبوهی از ماشین پلیسهای عصبانی بازداشت شدم!!! این پلیسها فقط و فقط برای نابودی طراحی شده اند! چلنج 69 یکی از سختترین چلنجهای بازی است که در آن شماره های شعله های آتش 7 است! اگر شما در بازی حتی برای یک بار هم تحت تعقیب پلیس قرار بگیرید شاهد صحنه های جالبی خواهید بود که توسط پلیسها پدید می آید. زمانهایی که مشاهده میکنید پلیسها مسیرهای کوتاهتر را برای در زدن شما انتخاب میکنند یا پلیسها برای متوقف کردن شما مسیر جاده را میبندند و یا سر راه شما میخهای مخصوص پلیس قرار میدهند که لاستیکهای ماشینتان را پنچر کنندو شما را از حرکت بازدارند.و جالب اینجاست که در انتخاب مکانهایی که در اونها این تله ها را قرار میدهند استادند!!! سر پیچها ، کوچه ها و خیابانهای باریک و در کل فضاهایی که دید شما نسبت به جاده کم میشود. هرچه زمان تعقیب شما توسط پلیس زیاد شود تعداد آنها نیز بیشتر میشود تا جایی که بعضی مواقع احساس میکنید وارد کندوی زنبورها شده اید!!!
وقتی در بازی مشاهده کردید بعد از گذشت 35 دقیقه هنوز پلیسها شما را رها نکرده اند و همانند دقیقه ی اول تازه نفس و جدی به دنبال شما هستند به یاد این جمله بیفتید که پلیسهای MW از پلیسهای GTA خیلی وحشی تر و حرفه ای ترند!
ماشين ها در مافيا - ۲۰۰۴ و پدرخوانده - ۲۰۰۶ 
تعداد ۶۰ اتوموبيل در مافيا و ۵ - ۶ اتوموبيل در پدرخوانده.....

در پايان ار اينکه اين نقد بلند رو خونديد متشکرم.منتظر پيشنهادها و انتقادهاتون هستم
این بازی با آنکه قدیمی است ، ولی بناربر تصمیمی که بازیکده مبنی بر نوشتن نقد بازی های قدیمی و تکمیل آرشیو آن نقد شده و امیدوارم که مورد توجه شما قرار گيرد .

این بازی دارای نکات خوب و بد زیادی است که نکات خوبش بر بدش بیشتر می چربد و همین نکته هاست که بازی های خوب و بد را از هم مجزا میکند ٬ ما سعی کردیم تا تمام نکات این بازی را برای شما در بازیکده بیان کنیم تا به ارزش واقعی این بازی پی ببرید .
داستان
آیا تا به حال تنها در تاریکی مطلق قرار گرفته اید؟ آیا این تنهایی برای شما ترسناک بوده ؟ آیا ممکن است در پس این تاریکی های به ظاهر ساده هیولاها و موجودات عجیب و غریب وجود داشته باشند ؟
برای دانستن پاسخ تمامی این سوالات با نقد بازی تنها در تاریکی همراه باشید تا ترس را در تاریکی تجربه کنید آنهم از نوع سایه های وحشت ! بله سایه ها هم ممکن است موجب وحشت گردند که با روشن کردن یک چراغ همگی از بین میرود ! آیا این ها توهم است یا اینکه تمامی این ماجرا ها حقیقتی است که باید دانسته شود .
اوبد مورتون در سال 1931 چشم به جهان گشود از همان کودکی کنجکاو بوده و سعی در ساخت وسایل عجیب و غریب داشته که این ذهن خلاق او در سنین جوانی بیشتر بروز کرده و در یکی از جزایر دور افتاده بنام جزیره سایه ها ( Shadow Island ) مشغول آزمایش بر روی سایه های موجودات زنده بوده و با استفاده از کتیبه های قدیمی و سرخپوستی و دست نوشته ها میتواند به سایه ها فرمان دهد و آن ها را تحت فرمان خود نگهدارد .
ادوراد کارنبی یک کارگاه خصوصی است و از هوش و ذکاوت خاصی برخوردار می باشد که نا خواسته پایش وارد این جزیره باز می شود ، جانسون ( معاون رئیس کارنبی) از ادوارد کارنبی تقاضا میکند تا دست نوشته ها را برای او از جزیره بیاورد ، که در این میان حتی یکی از مامورین سابق جانسون بنام فریسک که اتفاقا یکی از صمیمی ترین دوستان ادوارد نیز بوده کشته شده و جنازه او نیز هرگز در جزیره یافت نشده بنابراین ادوارد دو انگیزه برای رفتن به جزیره دارد هدف اول او یافتن قاتل و یا قاتلین دوست صمیمی اش است و انگيزه دوم پیدا کردن دست نوشته ها و کتیبه های تمدن افکانی .
در این میان آلین سیدراک متخصص اتولوژی از دانشگاه بوستون نیز برای تحقیق در مورد دست نوشته ها و تمدن افکانی به همراه ادوارد کارنبی وارد جزیره سایه ها میشود که کمک های شایانی به ادوارد در میان بازی میکند . هواپیمای آنها هنگامی که وارد جزیره می شوند از کار افتاده و سقوط میکند و حوادث زیادی برای آن ها اتفاق می افتد که باید خودتان در بازی به آنها پی ببرید .
گرافیک و کنترل و دوربین
شما در این بازی میتوانید توسط 2 کاراکتر وارد بازی شوید . شخصیت اول بازی ادوارد کارنبی 33 ساله و کارگاه خصوصی می باشد که روند بازی با او بیشتر حول مبارزات با حیوانات و سایه های جهنمی است و کمتر به نکات فکری بازی بر خواهید خورد اما در مقابل هنگامی که با آلین سیدراک بازی میکنید کمتر با اسلحه و بیشتر با فکر و تدبیر بازی خواهید کرد که این یکی از نکات برجسته بازی محسوب می شود که تیم سازنده سعی در جلب هر نوع سلیقه ای را داشته . کلا روند بازی با هر دو کاراکتر عالی می باشد به طوری که معماهای ساده و سختی نیز در میان بازی وجود دارد که آن را از یکنواختی خارج می کند .
کنترل بازی با اینکه بصورت سوم شخص ساخته شده ولی معایبی در آن وجود دارد ، بعنوان مثال تا هنگامی که تیرتان تمام نشده نمی توانید خشاب گذاری کرده و Reload کنید و یا در هنگام درگیری از نشانه گیری دقیق خبری نیست و بصورت اتومات نشانه روی میکند که این گونه کنترل کمی موجب آزار بازیکننده میشود . ( اگر با کامپوتر این بازی را انجام میدهید بهتر است از گیم پد استفاده کنید چون استفاده از جوی استیک یا گیم پد بسیار راحتر از موس و کیبرد است) دوربین همانطوری که گفتیم بصورت سوم شخص ساکن است و از زوایای ثابت برای این بازی استفاده شده که از جلوه های سینماتیک گرفته شده و اثر را به یک بازی سينمایی شبیه کرده ، اینگونه دوربین ها حس سینماتیک و سینمایی بودن را بیشتر در انسان تلقین میکنند تا این که مانند دوربین در بازی سایلنت هیل مدام با کاراکتر در حرکت باشد . البته این گونه دوربین ها برای بعضی ها نقطه ضعف و برای بعضی ها نقطه قوت می باشد ( بستگی به علایق بازیکننده دارد) که من خودم با اینکه بعضی از صحنه ها رو خوب نمی دیدم ولی به نظر من دوربین بدين صورت بسیار جذاب تر از دوربین متحرک است ، به شرطی که بازیکننده به آن عادت کند .
گرافیک بازی از نکات خوب آن است ، سازندگان به خوبی و با حوصله زیاد پس زمینه بازی را طراحی کرده اند و نهایت هنرشان را بهره گرفتند تا بتوانند جلوه های بصری زیبا را در آن خلق کنند که در نوع خود نیز واقعا زیبا طراحی شده است . یکی از نکات جالب بازی در طراحی نورپردازی آن است به گونه ای که تیم سارنده اصرار خاصی در استفاده از چراغ قوه در محیط های کاملا تاریک داشته که در زمان خود یک نو آوری محسوب میشد ( گرچه این مورد قبلا در بازی سایلنت هیل نیز مورد استفاده قرار گرفته بود ولی به اندازه بازی Alone in the Dark مورد استفاده قرار نمیگرفت) به نحوی که باید در بسیاری از مواقع چراغ قوه تان روشن باشد تا زنده بمانید و بتوانید نفس بکشید چون خاموش شدن چراغ همانا و هجوم سایه ها همان! این ابداعات و ابتکارات در طراحی گرافیک بازی باعث جذابیت دو چندان بازی از نظر گرافیکی شده است .
تنها ایرادی که از گرافیک آن میتوان گرفت در طراحی کاراکتر های آن می باشد به گونه ای که چهره شخصیت ها از جزیات خوبی برخوردار نیستند و همچنین در هنگام صحبت با یکدیگر اثری از تکان خوردن فک دیده نمی شود که این موارد از نکات ضعف آن است .

صدا گذاری و هوش مصنوعی
موسیقی بکار رفته بسیار عالی با روند بازی همخوانی دارد ، بودن در تاریکی بدون موسیقی خوب به نظر هر بازیکننده لوس و بی معنی است پس این موسیقی قوی است که میتواند بر هیجان بازی افزوده و کیفیت آن را به مراتب بالاتر ببرد , در این بازی هر اتفاق و عکس العملی توام با یک موسیقی خاص است ، هنگامی که موسیقی نواخته میشود زمانی است که نفس هایتان را باید در سینه حبس کنید و منتظر حواث غیر قابل پیش بینی باشید پس مواظب خودتان در تاریکی باشید و به موسیقی هم خوب گوش کنید چون هیجان بازی در بعضی از مواقع به حدی بالاست که ممکن است تا مرز سکته و ایست قلبی هم پیش بروید! برای همین این بازی برای افرادی ( بالای 17 سال) که مشکلات قلبی دارند به هیچ وجه توصیه نمی شود ( ازما گفتن بود باقیش به خودتون بستگی داره) .
صداگذاری محیط ها و باز و بسته شدن درهایی که باد تکان میدهد و صداهای مخوفی که از اعماق تاریکی بر میخیزد همگی خوب و زیبا کار شده و صد در صد بر روی اعصاب بازیکننده تاثیر می گذارد و این روند تا انتهای بازی رعایت شده است . صداهای در هم و برهم در بعضی از اتاق های عمارت واقعا خوفناک بوده و در نوع خود جالب توجه نیز است به طوریکه هنگامی که اتاقی را عوض میکند موسیقی نیز عوض شده و تغییر می کند ، تیم سازنده از موسیقی های مختلف در بازی استفاده کرده که هر یک در جای و مکان خود به خوبی در بازی حس ترس و تنها بودن در تاریکی را القاء میکند .
هوش مصنوعی در بازی تنها در تاریکی در بعضی مواقع خوب و در بعضی مواقع ضعیف کار شده است . بعنوان مثال هنگامی که با چراغ قوه می خواهید دشمنانتان را از خود دور کنید آنها سعی در دور زدن شما و از پشت سر حمله کردن به شما را دارند که این از نکات مثبت در هوش مصنوعی می باشد ولی در جای دیگر هنگامی که در مرداب با انبوهی از زامبی ها برخورد میکنید زامبی آنقدر کند حرکت میکنند که خیلی راحت از آنچیزی که فکرش را میکنید میتوانید به آنها جا خالی دهید که این مورد را از نکات منفی در طراحی هوش مصنوعی میتوان پنداشت .
هوش مصنوعی بکار رفته در غول های بازی نیز در حد بالایی نیست و میتوانید روی مهارت های آلین و ادوارد در فرار از دستشان حساب کنید !
در پابان
بازی تنها در تاریکی : کابوس جدید با آنکه ضعف های کوچکی دارد ولی به هیچ عنوان از ارزش این بازی نمی کاهد و این بازی همچنان یکی از بازی های مطرح در این سبک می باشد که در 3سی دی عرضه شده و برای کنسول های PS , PS2 , DC , GBC و PC منتشر گشته و شما را به دنیای تاریکی ها فرو خواهد برد . شماره پنجم از این مجموعه نیز برای کنسول های نسل آینده (PS3 و X360 ) در حال ساخت می باشد . پس اگر هنور Alone in the Dark: The New Nightmare را بازی نکرده اید فرصت را بیشتر از این از دست ندهید



تنها ايرادي كه من ميتوانم از اين بازي بگيرم كوتاه بودن بازي است و سيستم بالايي كه نياز دارد.در آخر ميگويم كه اين بازي ارزش بازي كردن را دارد. كافيست شما فقط 5 دقيقه بازي كنيد ميبينيد كه ديگر نمي توانيد بازي را رها كنيد. 
